او گفت: تنها به خانوادهام فكر ميكردم و مطمئن بودم خداوند كمكم ميكند به همين دليل بر وحشتم غلبه كردم و مانند فيلمهاي سينمايي خودم دست به كار شدم تا زنده بمانم.
اين مرد نيمه شب ناگهان از خواب پريد و متوجه شد راه تنفسش بند آمده است. او كه خيلي ترسيده بود، نميتوانست صحبت كند يا از اورژانس كمك بخواهد به همين دليل تنها راه نجات خود را در فرو كردن تيغه چاقو در گلويش يافت. او چاقو را با دست خودش در گلو فرو كرد و به اين ترتيب راه ورود و خروج هوا به ريههايش باز شد.
پس از اين اقدام، وي با اورژانس تماس گرفت و خود را به بيمارستان رساند. او گفت: تنها به خانوادهام فكر ميكردم و مطمئن بودم خداوند كمكم ميكند به همين دليل بر وحشتم غلبه كردم و مانند فيلمهاي سينمايي خودم دست به كار شدم تا زنده بمانم.