 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خانواده سبز , پنجشنبه 13 تير 1387 |
|
۳ برداشت از ۳ اتفاق
|
| | | |
 | یك سال قبل در چنین روزهایی صحبت از یاد دادن تیمداری به اهالی فوتبال با استیل آذین و تبدیل شدن این تیم به قطب جدید فوتبال ایران بود وحالا صحبت از برگزاری كنفرانس خبری برای شفاف سازی و تشریح جزئیات انتقال تیم به كاشان! | 
۱) اول؛ یك سال قبل در چنین روزهایی صحبت از یاد دادن تیمداری به اهالی فوتبال با استیل آذین و تبدیل شدن این تیم به قطب جدید فوتبال ایران بود وحالا صحبت از برگزاری كنفرانس خبری برای شفاف سازی و تشریح جزئیات انتقال تیم به كاشان!
علی پروین طبق وعده های قبلی می بایست اكنون در فكر بستن تیمی پرقدرت و مدعی برای حضور آبرومند در لیگ هشتم می بود اما بعد از آن همه هیاهو و كری خواندن، امتیاز استیل آذین واگذار شده، مالك و مدیرعاملش به عضویت هیأت مدیره پرسپولیس درآمده و به بازیكنان هم گفته شده بیایید پولتان را بگیرید و بروید پی كارتان. از چند سال قبل تا همین پارسال داد می زدیم و پافشاری می كردیم كه پروین ها باید از روی نیمكت بلند شوند و بر مسند مدیریت تكیه بزنند اما متأسفانه او در سمت جدید هم مردود شد، حالا تكلیف چیست؟ با ناكامی امثال پروین و حجازی چه باید كرد؟ با ظهور و عمر كوتاه امثال استیل آذین چه؟ آیا با چنین باشگاه هایی كه به یك سال نرسیده به این وضعیت می رسند یا امثال شیرین فراز كه نرفته بر می گردند، دردی از فوتبال مملكت دوا می شود؟
۲) دوم؛ باز هم به یاد پارسال می افتیم و زمانی را به خاطر می آوریم كه كاشانی روزهای نخست مدیرعاملی خود در پرسپولیس را سپری می كرد. این مدیر از همان روزهای اول صحبت از آوردن قطبی به ایران و نشاندنش روی نیمكت سرخ ها می كرد، در نهایت هم آن اتفاقی افتاد كه از ابتدا وعده اش داده می شد. همان مربی نیز پرسپولیس را قهرمان كرد و رفت اما حالا كه مدیری دیگر بر صندلی مدیرعاملی این باشگاه تكیه زده، دوباره همان حكایت قدیمی در حال تكرار شدن است. مصطفوی مشتی كاغذ در دست دارد كه رویش شرح حال، افتخارات و سوابق مربیانی چون زاكه رونی ، سانتینی، بیانچی و... درج شده است.
مدیرعامل پرسپولیس در پاسخ به خبرنگاران در حالی كه جزوه زیر دستش را تورق می كند، وعده های رنگارنگ می دهد اما ما كه به خاطر نداریم از این بازی با اسامی، چیزی گیر كسی آمده باشد. چنین روشی دیگر كهنه شده و خریداری هم ندارد. بهتر است كاری كه قرار است چند روز دیگر انجام شود، همین امروز عملی گردد.
امتحان پس داده های موفقی دور و برمان هستند كه به كار پرسپولیس می آیند، پس چه بهتر كه به جای «ژست» گرفتن با نام امثال زاكه رونی، یكی از آنها حكم سرمربیگری بگیرند و تمرینات هر چه زودتر جنبه رسمی پیدا كند؛ انصافاً اینگونه بهتر نیست؟!
۳) سوم؛ نمی دانیم چه پروسه ای طی گشت و چه اتفاقاتی رخ داد كه دست نشان از پگاه جدا شد اما حتم داریم یكی از موارد اصلی مد نظر وی در رابطه با اتخاذ این تصمیم، «خداحافظی در اوج» بوده كه می رود كم كم در فوتبال ما به ویژه در میان مربیان باب شود. دست نشان هم مثل قطبی با كارنامه ای قابل تأمل از تیم موفقش كناره گیری كرد تا ضمن خوشحال شدن ما از بابت حرفه ای گشتن اهالی فوتبال كشورمان، این نگرانی بیشتر از قبل آزارمان دهد كه نوعی ترس از ناكامی - كه به بی حساب و كتاب و بی برنامه بودن فوتبالمان برمی گردد - بر كار اكثر مربیان سایه افكنده و شاید به مرور زمان در آینده دردسرساز نیز شود.
این موضوع كه هر مربی بعد از حصول یك موفقیت برود و پشت سرش را هم نگاه نكند، نوعی عدم اعتماد به نفس و بی اعتمادی را در اهالی فوتبال به وجود می آورد كه خارج از بحث حرفه ای بودن، می تواند خطرناك باشد. بیراه كه نمی گوییم؟ اینچنین تصمیمات و اقداماتی را كه می بینیم، از خود می پرسیم نكند افراد به توانایی های خود شك دارند و می ترسند در حفظ یا تكرار موفقیت ناكام شوند؟ حرفه ای بودن و حرفه ای فكر كردن یك چیز است، شك و تردید و ترس، یك چیز دیگر. خدا كند در مورد مربیان ما مورد دوم بر موضوع اول چربش چندانی نداشته باشد تا دلمان به این خوش باشد كه مثلاً داریم حرفه ای می شویم...!
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|