 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ایسنا , پنجشنبه 3 مرداد 1387 |
|
«يادگار زريران» بهانهاي براي آشنايي جوانان با فرهنگ هزاران سالهي ايران است
|
| | | |
 | قطبالدين صادقي گفت: اجراي نمايش «يادگار زريران» را بهانهاي براي آشنايي جوانان با فرهنگ هزاران سالهي ايران است.
| 
قطبالدين صادقي گفت: اجراي نمايش «يادگار زريران» را بهانهاي براي آشنايي جوانان با فرهنگ هزاران سالهي ايران است.
نويسنده و كارگردان نمايش «يادگار زريران» كه عصر روز سهشنبه در نشست خبري اين نمايش در مجموعهي تئاترشهر سخن ميگفت، با بيان اينمطلب ادامه داد: بازنويسيهاي كممايه از آثار كلاسيك نه تنها شايسته نيست، بلكه هنگام روي آوري به اين آثار بايد بكوشيم دستكم حد آن اثر را نگه داريم و جذابيتها و زواياي پنهان آن را آشكار كنيم، بنابراين برداشت درجهي 14 از يك شاهكار كلاسيك، به درد خور نيست.
وي اجراي نمايش «يادگار زريران» را بهانهاي براي آشنايي جوانان با فرهنگ هزاران سالهي ايران دانست و تصريح كرد: تمام تلاش ما بر اين است اين فرهنگ هزاران ساله درميان دو برنامه ميان پردهاي؛ ماهواره گم نشود.
اين استاد دانشگاه با اشاره به بهرهبرداري تئاتر يونان از ادبيات كلاسيك اين كشور يادآور شد: هنرمندان يوناني، ژاپني، چيني و هندي، بهترين تراژديها را از اساطيرشان گرفتند؛ اما ما خيلي دير به اين فكر افتاديم و زماني كه بهاين سمت آمديم متوجه شديم تئاتر كلاسيك نداريم. بنابراين دانشجويان ما نميدانند نوآوريهاي خود را برچه اساس و بنياني انجام دهند و از آنجا كه آن گذشته را در فرهنگ نمايشيمان نداريم، كمي گيج هستيم و تصور ميكنيم مهمترين موضوع، پيروي از الگوهاي غربي است.
صادقي با بيان اينكه مخالفتي با الگوهاي تئاتر غربي ندارد، ادامه داد: اينگونه هم بخشي از تئاتر ماست و لازم است با ژانرهاي نمايشي روز جهان در پيوند باشيم، هم از وجه انديشگي اين آثار بياموزيم وهم از وجه فني و تكنيكي آنها، اما آنها را بخشي از فرهنگ خود كنيم و به غناي فرهنگ خود بيافزاييم.
به اعتقاد او جايگاه آنچه متعلق به خود ما باشد هنوز خيلي خالي است، در حالي كه بزرگترين وظيفهي ما دفاع از ناخودآگاه قومي وجمعي است.
صادقي توضيح داد: در اروپا تمام تجربيات نو براساس درهم شكستن تئاتر كلاسيك اتفاق ميافتد، اما ما چنين پايگاهي را نداريم چرا كه حداكثر فعاليتهاي ما درحوزهي تئاتر به صدوپنجاه سال پيش باز ميگردد و اين چنين است كه براي جوانان و فضاي فرهنگيمان پشتوانهي قوي نداريم، بنابراين كساني كه اين فرهنگ را ميشناسند و به آن علاقهمندند، موظف هستند كه از آن دفاع كنند.
كارگردان نمايشهايي چون «مويه جم» و «سحوري» اضافه كرد: درتمام جهان اسلام تنها ايران است كه چهارشكل نمايش دارد و ما براي حفظ اين چهارشكل زحمات فراواني كشيدهايم همچنانكه آنها را آسان بهدست نياوردهايم.
او باتوضيح دلايل وقوع جنگهاي گوناگون در طول تاريخ توضيح داد: تمام تلاش نمايش من براين است تا بگويد گاهي اوقات يك خشم شريف لازم است و آنچه دراين نمايش رخ ميدهد، دفاع مردم از سرزمينشان است كه اين خود بخشي از فرهنگ ماست.
او دربارهي اشارات اين نمايش به جنگ هشتسالهي ايران و عراق نيز عنوان كرد: قصد نداشتم بهشكلي تجريدي تاريخ را بيان كنم بنابراين اين نمايشنامه تحت تاثير فرهنگ امروز ما نوشته شده است. فراموش نكنيم تجربه جنگ هشتساله فوقالعاده عظيم بود و جواناني كه به درست يا غلط در طول تاريخ، خواسته يا ناخواسته درگير اين اتفاق شدند، هرگز زندگي نكردند.
قطبالدين صادقي تاكيد كرد: دنبال قهرمانسازي نبودم بلكه بهدنبال درك جواناني بودم كه در سن كم به جبهه رفتند و كشته شدند. آنها هرگز زندگي نكردند و تنها با ريختن خون خود، درخت زندگي را آبياري كردند.
به گزارش ايسنا، او دربارهي ارتباطگيري اين نمايش با تماشاگر هم متذكر شد: درهر اثري يك دلمشغولي خاص را دنبال ميكنم؛ و معتقدم جذابيت يك اثر بسته به انرژياي است كه روي صحنه توليد ميشود. اين نيروي حياتي بايد از بازيگر به تماشاگر منتقل شود و در تماشاگر بسوزد و ايجاد انرژي كند. اين تمركزي كه در نمايش توليد ميشود باعث حضور خواهد شد.
او با بيان مخالفتش با بازيگري تكنيكي گفت: اين شيوهي بازيگري ضد تئاتر است، بازيگراني كه با ترفندهاي و حقههاي معمول، جلوهفروشي ميكند از نظر گروتفسكي، تن فروش هستند.
صادقي در بخش ديگري از اين نشست با توضيح ويژگيهاي زباني نمايش «يادگار زريران» تصريح كرد: در وهلهي اول تلاش كردم متن ما به مثابهي يك اثر ادبي تلقي نشود و درگام دوم نيز، حركت را مهمتر از كلام دانستم، چون معتقدم در نهايت، نمايش چيزي است كه بايد ديده شود و تنوع تصويري، خوراك پايهاي صحنه است.
صادقي سپس به لزوم نگاه نمادين در آثار نمايشي كلاسيك افزود: بزرگترين تجربهگرايان قرن بيستم دوباره به نمادها برگشتهاند و در دوري از رئاليسم به تجربيات گرانبهايي دست يافتهاند.
رئاليسم تخت است و برخلاف راديو و تلويزيون، براي تئاتر قدرت كافي ندارد و اصولا در تئاترشرق، رئاليسم در كار نيست.
او در پايان دربارهي حضور كمرنگش درتئاتر درسالهاي اخير گفت: در سالهاي اخير هفت نمايش من توقيف شده است و تمرينات همين نمايش نيز در گام اول متوقف شد، اما دوباره بعد از يكسال و نيم آن را از سرگرفتم و البته تغييراتي زيادي برآن اعمال نشده است.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|