 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
سارق، خانه مالباخته را حراج کرد
|
| | | |
 | مدتي قبل براي خريد يک آپارتمان در ميان آگهي هاي روزنامه ها به جست وجو پرداختم و با مردي که يک آگهي فروش داده بود، آشنا شدم... |  تحقيقات پليس در مورد مرد کيف قاپي که با سرقت سند يک خانه و جعل آن توانسته بود آن را به فرد ديگري بفروشد و ميليون ها تومان به جيب بزند عاقبت به دستگيري وي منجر شد.
تحقيقات براي دستگيري اين مرد زماني آغاز شد که زني با مراجعه به دادسراي ناحيه 6 تهران با تنظيم شکوائيه يي از اين مرد به اتهام کلاهبرداري شکايت کرد.او به بازپرس مومن رئيس شعبه دو بازپرسي گفت؛ مدتي قبل براي خريد يک آپارتمان در ميان آگهي هاي روزنامه ها به جست وجو پرداختم و با مردي که يک آگهي فروش داده بود، آشنا شدم.
شرايط اعلام شده از سوي اين مرد به شرايط من نزديک بود، به همين دليل پس از انجام مذاکرات اوليه و ديدن نماي بيروني ساختمان با وي قولنامه امضا و 50 ميليون تومان نيز به عنوان پيش پرداخت به وي پرداخت کردم، اما چند روز بعد که براي بازديد آپارتمان به آنجا مراجعه کردم متوجه شدم خانه متعلق به فرد ديگري است.
پس از آن هر چه با فروشنده تماس گرفتم تا از او در اين مورد توضيح بخواهم او به تماس هايم پاسخي نداد. به دنبال اظهارات اين زن پرونده به پايگاه سوم پليس آگاهي ارجاع شد و ماموران تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز کردند.
در همين حال مردي که کيف دستي اش هدف سرقت يک کيف قاپ قرار گرفته بود نيز به دادسرا مراجعه کرد و با اعلام اينکه سند خانه اش داخل کيفش بود، خواهان رسيدگي به شکايتش شد.با بررسي اظهارات اين مرد و مطابقت سند مسروقه خانه وي با قولنامه زني که مورد سوء استفاده مالي قرار گرفته بود، اين فرضيه مطرح شد که کيف قاپ پس از سرقت کيف دستي مرد سند داخل آن را با مهارت خاصي جعل کرده و با فريب زن توانسته از او 50 ميليون تومان کلاهبرداري کند. بدين ترتيب با توجه به اطلاعات به دست آمده، تحقيقات براي شناسايي اين مرد با جديت بيشتري ادامه يافت تا اينکه پس از چند هفته کار پليسي ماموران پايگاه سوم پليس آگاهي توانستند با به دست آوردن سرنخ هايي از متهم او را شناسايي و دستگير کنند.
سارق حرفه يي که آرمين -32 ساله- نام دارد، به جرم خود اقرار کرد و گفت؛ مدتي قبل در حالي که در خيابان پرسه مي زدم مردي که با يک کيف دستي در حال عبور از عرض خيابان بود توجهم را به خود جلب کرد و يک لحظه کيف را از دست صاحبش ربودم.
پس از اين اقدام وقتي به خانه رسيدم به بررسي محتويات داخل کيف پرداختم و متوجه وجود سند يک آپارتمان در آن شدم. ابتدا تصور کردم به کاهدان زده ام اما بعد از چند روز به آدرسي که در سند درج شده بود، رفتم و تصميم گرفتم با جعل سند آن را بفروشم.
به همين خاطر با درج آگهي در روزنامه طعمه مورد نظرم را که يک زن بود، پيدا کردم و با گرفتن 50 ميليون تومان از او با وي قولنامه امضا کردم.در پي اظهارات اين متهم وي تا انجام تحقيقات بيشتر به دستور بازپرس پرونده روانه زندان شد. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|