 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خانواده سبز , يكشنبه 6 مرداد 1387 |
|
خنيـاگر: پيشنهاد نقـشها بـرايم هـديه هستند
|
| | | |
 | براي آغاز هر كاري علاوه بر علاقه شخصي بايد پشتكار و استمرار در فراگيري وجود داشته باشد تا فرد بتواند آنچه را كه در ذهن خود پرورانده، به واقعيت تبديل كند.
|  براي آغاز هر كاري علاوه بر علاقه شخصي بايد پشتكار و استمرار در فراگيري وجود داشته باشد تا فرد بتواند آنچه را كه در ذهن خود پرورانده، به واقعيت تبديل كند.
اين مطلب گوشهاي از نظرات شخصي بازيگري است كه تا مدتها در نقشهاي به اصطلاح مغرور و متمول در تلويزيون و سينما حاضر شده و تا حدي او را به كليشه تبديل كرده اما وي با توجه به استعدادهايش توانست كليشه و تكراري بودن را كنار گذاشته و نقشهاي متفاوتي را تجربه كند.
در اين گفتگو به سراغ شيوا خنياگر، بازيگر چهل و يك ساله ايراني رفتهايم كه انگيزه انتخاب او براي نقشهايش در «منحصربهفرد» بودن خلاصه ميشود به نحوي كه اگر روحيات و خلق و خويش با مجموعهاي كه مدتي در آن كار كرده، سازگار نباشد، بي هيچ ادعايي و با آرامش از گروه خارج ميشود. توجه شما را به گفتگو با اين هنرمند جلب ميكنيم.
لطفا خودتان را معرفي كنيد.
خنياگر: شيوا خنياگر متولد خرداد ماه 1346 در تهران هستم و در خانوادهاي فرهنگي به دنيا آمدم.
آيا پدر و مادرتان در موفقيت شما در بازيگري نقش داشتهاند؟
خنياگر: متاسفانه مادرم، وقتي نوزده ساله بودم در اثر يك تصادف جان خود را از دست داد. او مدير لايق و تواناي يك مدرسه دخترانه بود و توانسته بود طي سالهاي خدمت خود لوح و تقديرنامههاي متفاوتي را از آن خود كند. پدرم هم حدود پنج، شش سال بعد از مادرم بر اثر يك بيماري درگذشت از اين رو آنها چندان نتوانستند شاهد و ناظر فعاليتهاي من باشند.
اصالت پدر و مادر شما كجايي است؟
خنياگر: مادرم از مهاجران روس و پدرم گيلاني بود.
چند خواهر و برادر داريد؟
خنياگر: فرزند آخر يك خانواده شش نفرهام و در حال حاضر يك خواهر و دو برادر دارم.
آيا تحصيلات آكادميك داريد يا خير، اگر داريد، در چه رشتهاي؟
خنياگر: ليسانس حقوق دارم اما گرايش شخصيام به ادبيات است و به شكل پراكنده به مطالعه ادبيات ايران و جهان ميپردازم. يكي از علايقم شعر است.
فعاليت هنري خود در زمينه گويندگي راديو را به چه شكلي آغاز كرديد؟
خنياگر: در سال 67 – 66 بود كه بعد از گذراندن امتحانات متفرقه از قبيل مطالعه متون سنگين فارسي و دادن تستهاي پزشكي از جمله تست حنجره، توانستم از بين افراد بسياري كه براي گويندگي در امتحانات شركت كرده بودند، انتخاب شوم؛ از بين پذيرفتهشدگان فقط من و يك خانم ديگر بوديم كه توانستيم به عنوان گوينده زن وارد راديو شويم. در همان سال بود كه رييس گزينش تغيير كرد و بعد از گذراندن آن مراحل سخت به ما دو نفر گفتند كه ما اصلا گوينده زن نميخواستيم. همين امر موجب سرخوردگي و دلزدگي من از راديو شد، اين اتفاق درست زماني افتاد كه قرار بود ما دو نفر وارد كلاسهاي آموزش گويندگي شويم. اين ضربه روحي براي من چنان سخت بود كه تا حدود ده سال راديو را كنار گذاشتم. بعد از مدتي تست ديگري در راديو دادم و گوينده رسمي راديو شدم. شش سال هم در «راديو تهران» كار كردم و در برنامه «شهرزاد قصهگو» با مرحوم حميد عاملي كار كردم.
آيا دوبله را هم تجربه كردهايد؟
خنياگر: با دوبله آشنايي چنداني ندارم اما در برخي از فيلمهايي كه ضبط صداي آنها در سر صحنه امكانپذير نبوده، به جاي خودم صحبت كردهام اما تا به حال به شكل جدي آن را تجربه نكردهام چون دوبله فضاي خاص خود را دارد.
دليل فاصلهاي كه بين بازيگران سينما، تئاتر و تلويزيون ايجاد شده، چيست؟
خنياگر: به نظر من دليل اصلي اين امر مربوط ميشود به مسائل اقتصادي چون رقم دستمزدها با يكديگر بسيار متفاوت است. بازيگران سينما به علت دستمزد بالايي كه دريافت ميكنند، نسبت به بازيگران تئاتر و تلويزيون ميتوانند موفقتر باشند.
آغاز فعاليت بازيگري شما چگونه شكل گرفت؟
خنياگر: بعد از اينكه از گويندگي در راديو كنارهگيري كردم، بازهم با بچههاي راديو آشنايي و مراوده داشتم. در يكي از همان روزها، يكي از دوستان، مرا به خانم پوران درخشنده معرفي كرد.ايشان هم از من خواست خاطرهاي تعريف كنم. برحسب تصادف خاطرهام غمگين بود، شايد به اين دليل كه آن زمان مادرم به تازگي فوت كرده بود. خانم درخشنده بعد از شنيدن خاطرهام به من گفت: «كاش زودتر از اينها شما را ديده بودم تا در نقشهاي بهتري از شما استفاده ميكردم». در فيلم «عبور از غبار» بود كه نقش كوتاهي در كنار آقاي شكيبايي بازي كردم. اين فيلم را ميتوانم آغاز حرفه سينمايي خود عنوان كنم و پس از آن اين روند يعني بازي كردن ادامه يافت.
آيا قبل از اينكه به حرفه بازيگري روي آوريد، دورههايي را هم در اين زمينه گذرانده بوديد؟
خنياگر: من كلاسهاي سناريونويسي و فن بيان را گذراندم و در كلاسهاي آقاي اسكويي هم براي مدت كمي شركت كردم منتها بعد از عزيمت ايشان از كشور، كلاسها منحل شد.
بعد از آغاز بازيگري، آيا وقفهاي هم در بين كارهايتان پيش آمد؟
خنياگر: بله، اين كنارهگيري هم به اختيار خود من صورت گرفت چون ازدواج كردم و تشكيل خانواده دادم. بعد از به دنيا آمدن تنها فرزندم عليرضا تا مدتي كار نميكردم اما بعد از بزرگ شدن پسرم، دوباره كارم را از سر گرفتم. مسئله بعدي كه باعث كنارهگيري من از كار شد، فضاي كار بود كه رضايت خاطر مرا از لحاظ فرهنگي، هنري و اقتصادي فراهم نميكرد. زمان ساخت سريال «همسران» با آقاي رسام قرارداد بستم و قرار بود به جاي خانم مهينترابي ايفاي نقش كنم اما بعد از چند روز فيلمبرداري به دليل اينكه فضاي اين مجموعه با روحيات من سازگار نبود، كار را رها كردم چون بعد از آنكه وارد آن محيط شدم، دچار تضاد شديد موجود بين محيط و سناريو شدم.
سكوي پرتاب شما به عالم بازيگري چه فيلمي بوده است؟
خنياگر: كار خوبي به نام «چهره به چهره» كه از طرف آقاي علي دژكان به من پيشنهاد شد هر چند كه تا امروز به نقطه مطلوب كاري خود نرسيدهام.
چگونگي همكاري خود با آقاي جيراني و نحوه ورودتان به مجموعه «مرگ تدريجي يك رويا» را توضيح دهيد.
خنياگر: اين نقش را به دليل شناختي كه از آقاي جيراني داشتم، انتخاب كردم چرا كه به ساختههاي ايشان اعتماد داشتم، البته موانع و مشكلاتي هم وجود داشت از قبيل بينظمي و طولاني شدن كار كه حدود يك سال و نيم زمان برد، در نتيجه هزينههاي زيادي را هم به گروه تحميل كرد. در اين كار لطف و توجهات آقاي جيراني به من باعث شد كه بتوانم تا حدودي به پروژههاي ديگر هم برسم چون در اين مجموعه، با پسرم سركار ميرفتم. به هر حال سختيها و شيرينيهاي كار هر دو با هم بود و گذشت.
به نظر شما وقتي چرخش اقتصادي سينماي كشور در دست بخش خصوصي باشد، عملكرد سينما بهتر ميشود يا وقتي كه اين چرخه در دست بخش دولتي باقي بماند؟
خنياگر: من مطمئن هستم اگر بخش دولتي دخالتهايي را در صنعت سينما داشته باشد و در كنار بخش خصوصي فعاليت كند، عملكرد سينما بهتر خواهد شد.
آيا سن خاصي را براي پايان بازيگري خود در نظر گرفتهايد؟
خنياگر: به نظرم هر نقشي كه به من پيشنهاد ميشود به نوعي يك هديه است چون در چند سال گذشته بيشتر نقشهايم را با وسواس انتخاب كردهام شايد همين موجب از دست دادن فرصتهاي خوبي هم شد اما در كل سن خاصي را براي پايان كار خود در نظر نگرفتهام.
در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
خنياگر: به تازگي متني از گروهي در اصفهان به دستم رسيده كه سه نقش را در آن به من پيشنهاد دادهاند. بعد از مطالعه دقيق، به احتمال زياد يكي از نقشها را انتخاب ميكنم.
ملاك انتخاب نقشهايتان چيست؟
خنياگر: من علاقه فراواني به نقشهاي منحصربهفرد دارم يعني نقشهايي كه ويژگي خاصي داشته باشند و براي بيننده جذاب و گيرا باشند.
چهره زني كه در سينما، تلويزيون و تئاتر ظاهر ميشود، چه تفاوتها و شباهتهايي با چهره واقعي زن جامعه دارد؟
خنياگر: چهره زنان در عرصه هنر منعكسكننده چهره واقعي زنان هر جامعه است.
بين بازيگري و گويندگي كدام را ترجيح ميدهيد؟
خنياگر: من كار صدا و گويندگي را ترجيح ميدهم چون قدرت انتخابم در آن بيشتر است. به هر حال وارد دنياي بازيگري هم شدهام و بازيگري جزئي از زندگيام به حساب ميآيد اما گويندگي براي من كاري متفاوت است.
از كليشه شدن هراسي نداريد؟
خنياگر: البته اين اتفاق برايم افتاد و تا مدتها نقش زن متمول، تلخ و مغرور را ايفا ميكردم. خيلي از افرادي كه بعد از ديدن فيلمها با من برخورد ميكردند،تصورشان از من همان چهره خشك بود در حالي كه واقعيت چنين نبود اما بعد از كار آبا آقاي دژكان در فيلم «چهره به چهره» اين حالت از بين رفت و نقش متفاوتي را ايفا كردم.
در سينما محبوبيت، معروفيت ميآورد يا بالعكس؟
خنياگر: به نظر من محبوبيت است كه معروفيت ميآورد. خيلي از آدمها هستند كه معروفاند اما محبوب نيستند مثلا من آقاي پرستويي را شخصيتي ميدانم كه اول محبوب شد يعني براي نقشهايش زحمت كشيد سپس به معروفيت رسيد.
به نظر شما مهمترين خصيصه در انتخاب دوست خوب چيست؟
خنياگر: دوستي كه به قول ائمه و بزرگان بتواند انسان را به ياد خدا بيندازد زير اگر دوستي داراي اين خصلت باشد، انسان را از بدي دور ميكند.
اوقات فراغت خود را چگونه ميگذرانيد؟
خنياگر: خانهداري و آشپزي؛ ديدن فيلم را هم دوست دارم.
با كدام كارگردان راحتتر كار ميكنيد؟
خنياگر: با آقاي علي دژكان.
به نظر شما در مجموعه جذاب «راه شب» هنر گويندگيتان بارزتر بود يا هنر بازيگريتان؟
خنياگر: آقاي فرهنگ در وهله اول براي اين مجموعه يك گوينده خواستند تا يك بازيگر بنابراين در درجه اول گويندگي مد نظر ايشان بود.
براي كساني كه ميخواهند وارد اين عرصه شوند، چه پيشنهادي داريد؟
خنياگر: بازيگر بايد حداقل يك ويژگي بارز داشته باشد؛ ويژگيهايي چون صدا، بازي و... به هر حال بايد فرقي با انسانهاي ديگر داشته باشد كه او را از ديگران متمايز كند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|