 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خانواده سبز , چهارشنبه 16 مرداد 1387 |
|
هر نقشی یك بوی خاص دارد
|
| | | |
 | نقش حنا در سریال سه در چهار را شهره لرستانی بازی میكند؛ بازیگری كه با كولهباری از تجربه به یك سریال كمدی آمده است و میكوشد با استفاده از این تجربیات به موفقیت سریال سه در چهار كمك كند. | 
خاله حنا در سریال سه در چهار میخواهد سكان رتق و فتق دو خانواده را كه با مشكلات متعددی روبهرو هستند، به دست بگیرد. او برای نشان دادن مدیریت برتر خود واهمه ندارد كه بر سر كوچك و بزرگ خانواده فریاد بزند و آنها را وادار كند حرف او را گوش كنند. نقش حنا در سریال سه در چهار را شهره لرستانی بازی میكند؛ بازیگری كه با كولهباری از تجربه به یك سریال كمدی آمده است و میكوشد با استفاده از این تجربیات به موفقیت سریال سه در چهار كمك كند. لرستانی متولد سال ۱۳۴۵ و فارغالتحصیل رشته تئاتر است و به گفته خودش در زمانی كه به شكل حرفهای كار تئاتر میكرد ۱۲ نمایشنامه را روی صحنه برده است كه از موفقترین آنها میتوان به نمایشنامه «سلطان مار» اشاره كرد. لرستانی در فیلمهایی چون نیاز، آذرخش، ماموریت آقای شادی، لیلی با من است، زیر درخت هلو و... بازی كرده است. از سریالهای موفق او میتوان به فرار بزرگ، آپارتمان، آوای فاخته، به رنگ صدف و ساعت شنی اشاره كرد. لرستانی كه فوقلیسانس فیلمنامهنویسی دارد، فیلم تلویزیونی ماهمنیر را هم كارگردانی كرده است. جام جم با لرستانی به گفتگو نشست تا از تجربیاتی كه او سالها به دست آورده است بیشتر بدانیم و سخنان او را درباره حنا بشنویم.
*این روزها بین مردم خیلی محبوبیت پیدا كردهاید. خودتان متوجه این نكته شدهاید؟
من همیشه مورد لطف مردم بودهام و آنها ازمن حمایت كردهاند. این لطف و حمایت وقتی بیشتر میشود كه كاری كه نقشم در آن بیشتر بوده، پخش میشود. در دو سه سال گذشته كه در تلویزیون كار كمتری داشتم كمتر دیده شدم، اما با پخش سریال سه در چهار به صورت یك شب در میان بیشتر مورد توجه مردم و لطف آنها قرار گرفتهام.
* بیشتر دوست دارید این محبوبیت در چه قشری از اجتماع شكل بگیرد، عموم مردم یا افراد خاص؟
من اصولا وقتی میبینم بچهها دوستم دارند، خیلی خوشحال میشوم. چون بچهها، نسل آینده را میسازند؛ البته اكنون فكر میكنم بیشتر طیف وسیع خانمها از كودك گرفته تا بزرگسال، خانهدار، تحصیلكرده و... طرفدارم هستند.
نقشهایی مثل حنا در سریال سه در چهار نقشهای سختی هستند... .
چون باید درست روی لبه تیغ حركت كنی.
و شما این نقش را خوب درآوردید.
بله؛ اما وقتی میخواستم این نقش را قبول كنم خیلی میترسیدم كه نكند كلیشه شوم یا حنا را جوری بازی كنم كه بیننده احساس كند، تكراری هستم؛ البته این را هم با تاكید میگویم كه در طول دوران بازیگریم كوشیدهام نقشهای متنوعی به عهده بگیرم، شخصیتهایی كه در موقعیتهای مختلف قرار میگیرند. هیچ وقت تمایل نداشتهام نقشی را آنقدر تكرار كنم كه هم خودم و هم بینندگان از آن دلزده شوند. وقتی حنا را پذیرفتم با تهیهكننده، نویسنده و كارگردان مدام صحبت میكردم كه نقشم به ذهنیت كسانی كه نوع بازی مرا به یاد دارند، خدشهای وارد نكند.
* حنا زنی خانهدار است كه میكوشد بااقتدار خود خانه و خانواده را بچرخاند. برای این نقش مابهازای بیرونی داشتید یا خودتان آن را طراحی كردید؟
بله. خانم یكی از داییهای من كه به او خاله پری میگوییم شخصیتی شبیه حنا دارد و من تلاش كردم در نوع بازیام از ذهنیتی كه از او دارم الگو بگیرم؛ البته من زنهای زیادی را میشناسم كه سالار هستند و در خانه حرف اول را میزنند. مثلا در خانواده خود من مادرم حرف اول را میزند. البته زنان لر معمولا تصمیمگیرنده هستند.
* بنابراین در خانواده خودتان هم حرف اول و آخر را شما میزنید؟
من با مادرم زندگی میكنم، بنابراین هنوز هم حرف اول و آخر را مادر میزند.
*شما خودتان چقدر به زن سالاری اعتقاد دارید؟
هیچی. من به انسانیت سالاری اعتقاد دارم. طرفدار كسی هستم كه حرف حق را میزند.
,b>
*شما در سریال سه در چهار دیالوگها را خیلی روان میگویید. دیالوگها درمتن وجود داشت یا بیشتر بداههگویی میكردید؟
من وقتی وارد گروه بازیگران سه در چهار شدم، متوجه شدم جنس بازی آنها با بازیگرانی كه من تاكنون با آنها كار كردهام، فرق دارد. در واقع علی صادقی و مهران رجبی ازجمله بازیگرانی هستند كه نقش بازی نمیكنند، بلكه خودشان را در موقعیت نقش قرار میدهند و شهرتشان هم به دلیل همین حضور بیغل و غششان است. این سبك خاصی در بازیگری است كه بازی نكردن نام دارد؛ البته دنیای بازیگری در تمام دنیا دارد به این سمت حركت میكند و بیشتر بازیگرانی مطرح میشوند كه كمتر نقش بازی میكنند و بیشتر به سمت روانی نقش حركت میكنند. با این اوصاف وقتی نقش را پذیرفتم احساس كردم باید خودم را با این گروه تنظیم كنم؛ بنابراین تلاش كردم بازی نكنم، بلكه فقط در موقعیت قرار بگیرم و نقش را روان اجرا كنم.
*اكنون كه شما هم به جمع طرفداران این گونه بازی پیوستهاید، میتوان این پرسش را مطرح كرد كه چگونه میشود یك بازیگر، هم پركار و هم در همه آثاری كه بازی میكند خودش باشد؟
گریم، لباس، فضا، كارگردانی و دیگر عواملی كه به ساخت یك اثر منتهی میشود شرایط بازی را برای بازیگر رقم میزند. این عوامل حدود ۵۰ درصد باعث تفاوت نقشهایی میشود كه یك بازیگر بازی میكند.۵۰ درصد دیگر به عهده خود بازیگر است كه چگونه این نقش را اجرا كند. برخی بازیگران در طول دوران كاریشان یك روش را انتخاب میكنند و همیشه و در اجرای همه نقشها از همان روش استفاده میكنند، اما برخی ترجیح میدهند روشهای مختلف را در دوران كاری خود تجربه كنند. خود من همیشه تلاش كردهام آن ۵۰ درصدی كه به من مربوط است را متفاوت اجرا كنم. به همین دلیل است كه مثلا جنس بازی من در سریال فرار بزرگ و نقش لیلی كه زنی مقتدر است، با حنا كاملا متفاوت است. چون این را میدانم كه اقتدار اشرافی لیلی با اقتدار حنا كاملا متفاوت است.
* آیا نقشهایی چون حنا را میتوانیم در ردیف تیپ قرار بدهیم؟
نه این نقشها شخصیت هستند. شاید در گروه كارهای كمدی تیپ قلمداد شوند، اما در مجموع كارهای یك بازیگر شخصیت محسوب میشوند. بازیگری كه در كارنامه كاری خود نقشهای مختلفی دارد، وقتی نقشی مثل حنا را بازی میكند نمیتوان گفت او یك تیپ ارائه داده، چون نقشی مثل حنا را یك بار تجربه كرده است.
در سه در چهار بدهبستان خوبی با بازیگران دارید... .
من با علی صادقی، مهران رجبی، عروسم و خانم گلچین رابطه خیلی خوبی برقرار كرده بودم.
*خانوادههایی كه در سه در چهار میبینیم، متعلق به قشری خاص از جامعه هستند، اكنون كه كار را میبینید، آیا فیلمنامه و بازیگران توانستهاند معرف درستی برای این طبقه باشند؟
ابتدا این را بگویم كه روزهای اولی كه وارد گروه سه در چهار شدم، همه چیز برایم عجیب بود. چون باورم نمیشد خانوادههایی وجود داشته باشند كه این گونه با هم رفتار كنند. این همه داد بزنند و با پرخاشگری با هم صحبت كنند یا مدام از واژههایی مثل تریپ یا قاط زدن استفاده كنند. به همین دلیل، اول كار برایم كمی سخت بود كه خودم را با این فضا تطبیق بدهم، داد و بیداد كنم یا واژهها را آنچنان كه آنها از من میخواستند اجرا كنم. چون ذاتا شخصیتی آرام دارم و معمولا داد و بیداد نمیكنم، اما وقتی دیدم همه دارند آن را اجرا میكنند، من هم خودم را با آنها وفق دادم. در واقع سه در چهار مثل رود خروشانی بود كه همه را با خود همراه كرده بود و من نمیتوانستم در كنار این رود بایستم، به همین دلیل خودم را به این رود سپردم و حركت كردم. بازیگری مثل شنا كردن است. بازیگر باید یك مدل حركت و سبك بازیگری را برای خودش انتخاب كند، اما بعضی كارها مثل گرداب میماند؛ بازیگر باید تلاش كند خودش را با حركت این گرداب همسان كند و من در سه در چهار به این گرداب افتاده بودم و باید خودم را به بقیه میرساندم. كار خیلی فشرده بود و ما ۴ ماه روزی ۱۷ ساعت كار میكردیم. بنابراین همه ما ناچار بودیم خودمان را با دیگری تنظیم كنیم تا بتوانیم به كار ادامه دهیم.
* آیا بین حنا و قناری در ساعت شنی شباهتی وجود دارد؟
نه این دو شخصیت اصلا شبیه هم نیستند. واقعیت این است كه فقط یكپنجم بازی من در سریال ساعت شنی دیده شد. نقش من در این سریال واقعا حرام شد. من برای نقش قناری خیلی زحمت كشیدم و وقت و انرژی گذاشتم و با شیوه خاصی به آن نزدیك شدم و آن را اجرا كردم، اما نقش مثله شد و چیزی از زحمات من دیده نشد.
* برای یك بازیگر مثل شما نزدیك شدن به نقش زنهایی كه به قشر پایین جامعه تعلق دارند، چگونه است؟
برای من كه متعلق به این طبقه نیستم، دشوار است. اما من روش خاص خودم را برای نزدیك شدن به این نقشها دارم. من معمولا از طریق بو به نقش نزدیك میشوم. معمولا برای نقشی كه قبول میكنم یك عطر مخصوص میخرم یا برای آنها یك بوی مخصوص در نظر میگیرم. البته این را هم بگویم كه برای بیشتر نقشهایم خودم اسم انتخاب میكنم. مثلا اسم قناری در فیلمنامه ساعت شنی، قناری نبود، بلكه یك اسم معمولی بود یا اسم حنا ملوك بود كه من از كارگردان و نویسنده خواستم حنا باشد. معتقدم اسم با خودش كاراكتر و فضا میآورد. اسم قناری اشرف بود و كارگردان تاكید داشت كه اشرف بماند؛ اما در ادامه چنین شد كه اشرف میخواهد قناری شود. این تمایل یك جور درگیری این زن با خودش بود كه میخواست آدم بهتری شود. البته روند تحول شخصیت قناری به نمایش درنیامد.
برخی معتقدند برای یك بازیگر اجرای این جور نقشها جالبتر است؛ چون جای بیشتری برای كار دارد.
بله.خود من دوست ندارم نقش آدمهای معمولی را بازی كنم؛ چون این گونه نقشها اصلا جای كار ندارند. هرچند گاهی اوقات نقشهای خنثی را هم بازی كردهام كه یكی از آنها در سریال قرارگاه مسكونی بود كه من نقش زنی كاملا معمولی را بازی كردم. در این شرایط اصلا فكر نمیكنم كه دارم كاری انجام میدهم، بنابراین از خودم و كارم راضی نمیشوم. من وقتی احساس خوبی از نقشم پیدا میكنم كه احساس كنم دارم كاری انجام میدهم، در غیر این صورت احساس كمفروشی به من دست میدهد. اگر كمی به عقب برگردم، از نقشهایی كه خیلی مرا راضی كرد، میتوانم به نقشم در فیلم پناهنده اشاره كنم كه چند وقت پیش از تلویزیون پخش شد یا مثلا نقش بهنوش در سریال آوای فاخته، نقشهایم در فیلمهای زیر درخت هلو، آذرخش، ماموریت آقای شادی، لیلی با من است و نیاز. در تمام این كارها من تلاش كردم خودم را تكرار نكنم.
*شما تقریبا با سنتان حركت كردهاید و معمولا نقشهایی را كه مناسب سنتان است، بازی كردهاید؟
بله. هیچ وقت مثلا در ۴۰ سالگی نقش خانم ۲۰ ساله را بازی نكردهام، اما گاهی نقشهای پیرتر از سنم را بازی كردهام كه این اتفاق بیشتر در تلهتئاترها افتاده است، مثلا در تلهتئاتر ملودی شهر بارانی، نقشی پیرتر از خودم را بازی كردهام.
* پس از بازی در فیلم «لیلی با من است»، وقفهای در كار بازیگری شما رخ داد، آیا دلیل خاصی داشت؟
در آن زمان میخواستم خانه پیشكسوتان هنر را راهاندازی كنم كه طرحش از خودم بود. خیلی برای آن زمان گذاشتم و بیشتر وقتم را به كارهای خیریه اختصاص دادم. تلاش كردم هنرمندان مهجور، از كارافتاده و نیازمند را شناسایی كنم. میخواستم از طریق خانه پیشكسوتان هنر به نحوی از آنها دلجویی و به آنها كمك كنم. البته در كنار این فعالیت، كلاسهای روانشناسی و خودشناسی هم میرفتم و در این سالها بیشترین قصهها و طرحهای فیلمنامه را نوشتم.
*تصمیم گرفته بودید بازیگری را كنار بگذارید؟
در آن سالها به میل و اراده شخصی خودم بازیگری را كنار گذاشتم و زمانی كه برگشتم، این ۸ سال در چهره من خیلی بیشتر نشان میداد. البته بیماری تیروئید باعث شد من از لحاظ فیزیكی و جسمی هم تغییر كنم. تغییری كه باعث شد از نقش دختر خانواده تبدیل به زن خانه شوم، بنابراین جنس نقشهایم تغییر كرد.
*به نظرم این تغییر فیزیكی به شما در ارائه نقشهایتان كمك كرد؟
از زمانی این فیزیك جدید به كمكم آمد كه آن را نادیده و تصمیم گرفتم به دنیای بازیگری برگردم و از شرایط جدیدم در ارائه بهتر نقشهایم كمك بگیرم.
* كه در سه در چهار و نقش حنا از این فیزیك برای بهتر شدن نقش استفاده كردید؟
تا حدودی، اما چیزی كه اذیتم میكند، این است كه نكند در نقشهای كمدی كلیشه شوم.
* از كی متوجه شدید در ارائه نقشهای كمیك موفق هستید؟
واقعا موفقم؟
از نظر من، بله.
این خیلی خوب است. چون خنداندن خلایق در شرایط فعلی خیلی دشوار است. اغلبآدمهای امروز با غم روز خود را شروع میكنند و با خستگی روز را ادامه میدهند و اگر من بتوانم باعث شادی آنها شوم، خیلی احساس خوبی پیدا میكنم.
*شما در موقعیتهایی كه قرار میگیرید، جوری بازی میكنید كه بیننده را به خنده وادار میكنید و این برمیگردد به جنس بازیای كه انتخاب میكنید، درست است؟
بله. چون برایم خیلی مهم است كه زمان بازی كمفروشی نكنم، دوست دارم هر چه را در توان دارم در بازیم عیان كنم. معمولا با استفاده از روش استانیسلاویسكی به نقش نزدیك میشوم، آن را تجربه و بعد اجرا میكنم. این روش باعث میشود بازیگر از خودش بپرسد اگر خودت در موقعیت نقش بودی چه میكردی و من از این روش در بیشتر نقشهایم استفاده میكنم.
*شما فیلمنامهنویسی هم خواندهاید؟
من فوقلیسانس فیلمنامهنویسی دارم و فیلمنامههای زیادی هم نوشتهام كه چند تایی از آنها هم ساخته شده است. چند فیلم كوتاه هم ساختهام مثل ننه و ایكاش كه ننه چندین جایزه هم از جشنوارههای مختلف گرفته است. فیلم تلویزیونی ماهمنیر را هم براساس فیلمنامهای از خودم برای تلویزیون كارگردانی كردهام.
* دنیای نوشتن با دنیای بازیگری فرق میكند. شما در نوشتن به دنبال چه هستید و در دنیای بازیگری به دنبال چه میگردید؟ در دنیای نوشتن به دنبال انسانیت هستم و دوست دارم عمق تنهاییهای یك انسان را روایت كنم. چند سال پیش وقتی به صورت حرفهای كار تئاتر میكردم هم همین تنهایی انسانها دغدغهام بود، اما در بازیگری به دنبال این هستم كه با مردم همدلی كنم.
* در فیلم ماهمنیر این تنهایی كجای قصه قرار داشت؟
آنجایی كه ماهمنیر با نگاهی سنتی به شهر آمده بود و در این شهربزرگ گم شده بود. این تنهایی جایی دیده میشد كه او رودررو با زندگی شهری قرار میگرفت كه با آن آشنا نبود و برایش مشكلاتی پیش میآمد.
* اما ماه منیر میخواست دیگران را تحت تاثیر خودش قرار دهد؟
بیشتر میخواست یك تنه بایستد و كاری انجام دهد.
* آیا آدمهایی مثل ماهمنیر را میتوانیم بگوییم تنها، چون آدمهای تنها معمولا به كار دیگران كاری ندارند؟
آدمهایی كه شما میگویید تنها نیستند، بلكه افسرده هستند. آدم تنها میتواند هم افسرده باشد و هم میتواند مثبتگرا باشد و جمعی را با خود همراه كند و این ویژگی را دارد كه رهبری جمع را در دست بگیرد، اما چون در اقلیت است كمتر موفق به این كار میشود.
*شما از معدود بازیگرانی هستید كه روی لهجه خودتان تعصب دارید و دوست دارید آن را با نقشهایتان همراه كنید؟
بله. لهجهام را دوست دارم چون معتقدم اگر آدم برای زادگاهش احترام قائل نباشد، برای هیچ چیز دیگری نمیتواند احترام قائل شود.
* چه سالی از خرمآباد به تهران آمدید؟
من در تهران به دنیا آمدهام، اما پدر و مادرم هر دو «لر» هستند و جالب است بدانید فامیل اصلی من صالحی لرستانی است كه من فقط از لرستانی آن استفاده میكنم. یادم هست وقتی ۸ ۷ ساله بودم میگفتم اسم واقعی چارلی چاپلین، چارلز اسپنسر چاپلین است و من شهره صالحی لرستانی هستم. بنابراین وقتی بازیگر شدم، صالحی را حذف میكنم و فقط لرستانی را به پیروی از چارلی چاپلین نگه میدارم.
* لهجه خیلی در نقشهایتان به شما كمك میكند؟
بله. البته این را هم بگویم كه من لهجه گرفتنم خیلی خوب است. در فیلم «نیاز» تویسركانی صحبت كردم و در سریال آپارتمان كاملا رشتی صحبت میكردم. از بچگی تقلید لهجهام خوب بود و اكنون هم با لهجهها خوب كنار میآیم.
* شما داستان و فیلمنامه مینویسید و به عنوان كارگردان دغدغههای خاص خودتان را دارید، اما گفتید كه از گروه خاصی دفاع نمیكنید. فكر نمیكنید كه خانمها نیاز به مدافع دارند؟
همین نگاه كه خانمها نیاز به مدافع دارند، آنها را در فضای مظلوم قرار میدهد. من میگویم خانمها مظلوم نیستند، مسوول زندگی هستند، چون مسوول هستند باید یك كاری برای خودشان انجام دهند، مثل ماهمنیر كه بلند میشود برای خودش كاری میكند. مساله من، زن و مرد نیست مساله من انسانی است كه باید برای پیشرفت خودش كاری بكند.
*طرفدار كدام قشر از خانمها هستید، بیسواد، باسواد، خانهدار، شاغل و...؟
طرفدار كسی كه حقش را میگیرد.
من زنها یا مردهای جنگجو را كه برای رسیدن به خواستههایشان میجنگند بیشتر دوست دارم. دوست دارم قهرمان قصه، حركت كند و برای تغییر سرنوشتش كاری انجام دهد.
* شما به عنوان بازیگر، فیلمنامههای زیادی را میخوانید، در چند درصد از این آثار قهرمانانی را كه دوست دارید وجود دارند؟
قهرمانان از جامعه میآیند . زنهایی كه من در فیلمنامهها میبینم آدمهای منفعلی هستند كه هیچ كاری نمیكنند، خیلی لطف كنند غذا میپزند یا چای میآورند. واقعیت این است اگر این نقشها به من پیشنهاد شود، احساس توهین میكنم چون میپرسم بود و نبود این زن چه كمكی به قصه میكند؟ من دوست دارم جایی باشم كه كارایی داشته باشم و با این نگاه بلندی و كوتاهی نقش برایم مهم نیست بلكه كارایی نقش برایم اهمیت دارد.
* به نظر شما وجود قهرمان در فیلم یا سریال لازم است یا خیر؟
در نمایشنامه گالیله برشت میگوید: بدبخت ملتی كه قهرمان ندارد و گالیله در جواب میگوید: بدبخت ملتی كه به قهرمان نیاز دارد. به نظر من هر كس به تنهایی میتواند قهرمان باشد؛ به همین دلیل است كه من دست به قلم بردم و نوشتن را شروع كردم. در این نوشتهها سعی میكنم فضایی را كه مطلوب خودم هست به وجود بیاورم.
*بعد از ماه منیر فیلمنامه دیگری هم نوشتهاید؟
بله، یك فیلمنامه آماده دارم به نام «موندنی» كه خیلی وقت صرف تحقیق و نگارش آن كردم و داستان آن درباره زندگی یك زن غسال است. قرار بود این فیلمنامه را برای شبكه تهران بسازم، اما آنقدر مرا آوردند و بردند كه دیگر خسته شدم. بعد از ماه منیر كه موفقیت زیادی كسب كرد من پر از شوق كار شدم و فكر كردم كه مدیران تلویزیون با من بیشتر همكاری خواهند كرد، اما متاسفانه نتوانستم كار جدیدم را شروع كنم. حتی به من گفتند به فكر یك نویسنده باشم تا فیلمنامه را بازنویسی كند؛ اما همه میدانند كه یكی از حرفههای من نوشتن است و در كار ماهمنیر نشان دادم كه توانایی نوشتن فیلمنامه را دارم. واقعا حیف است با كسانی مثل من كه سرشار از انرژی هستیم این گونه سرد برخورد شودبه گونهای كه سرخورده شویم.
*به نظر شما در حال حاضر سمت و سوی سریالهای نمایشی تلویزیون چگونه است؟
سادهپسندی مردم. هر چه موضوعات سادهتر باشد بیشتر استقبال میشود و به همین دلیل است كه میبینیم داستان بیشتر سریال و فیلمها، درباره ازدواج است. واقعا مگر در خانوادههای ما در سال چند ازدواج صورت میگیرد كه همه چیز باید با محوریت ازدواج سر و سامان بگیرد؟ در حالی كه اگر دقت كنیم، میبینیم خانوادههای ایرانی روزانه با مسائل بسیار زیادی روبهرو هستند كه همه آنها قابلیت طرح در فیلمها و سریالها را دارد، اما انگار قرار نیست به مسائل عمیق انسانی توجه شود.
* این سادهانگاری در كار بازیگرانی كه این نقشها را بازی میكنند هم دیده میشود؟ این طبیعی است، وقتی نقشی به بازیگر پیشنهاد میشود كه هیچ لایه پنهانی ندارد تا بازیگر را وادار كند برای پیدا كردن آنها زحمت بكشد، بازیگر هم برای بهتر اجرا كردن نقش هیچ تلاشی نمیكند. بهتر است بگویم بیشتر نقشها اصلا از بازیگر نمیخواهد برای اجرای آنها زحمتی بكشد.
* خانه پیشكسوتان هنر را هم پیگیری میكنید. این خانه برای شما اصل است یا این كه در حاشیه فعالیتهای شما قرار دارد؟
اصل كار برای من بازیگری و فعالیتهای هنری است. البته در ۸ سالی كه من كار بازیگری نمیكردم، خانه پیشكسوتان هنر برایم اصل بود.این خانه را راهاندازی كردم و به آن پر و بال دادم، اما تاكنون كه بیشتر از ۴ سال از تاسیس آن میگذرد، هنوز نتوانستهام اساسنامه آن را تصویب كنم یا یك مكان ثابت و درخور شأن هنرمندان برای آن پیدا كنم و بودجهای برای آن بگیرم چون مدیران سازمان فرهنگی، هنری شهرداری مدام در حال تغییر هستند و در هیچ كدام از مدیریتها نتوانستهام این خانه را به سرانجام برسانم. اساسنامه خانه پیشكسوتان هنر خیلی كامل نوشته شده است كه اگر تصویب شود، برای هنرمندان خیلی كار میتوانیم انجام بدهیم. امیدوارم در این دوره از مدیریت سازمان فرهنگی، هنری شهرداری بتوانیم پایههای خانه هنرمندان پیشكسوت را محكم كنیم و آن را به طور رسمی موجودیت بخشیم.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|