|
|
|
|
همشهری انلاین , شنبه 19 مرداد 1387 |
|
سلامت محصولات خوني در ايران بسيار بالاست
|
| | | |
 | ما معتقديم كسي كه حجامت ميكند، خودش را از توفيق اهداي خون باز ميدارد. در شرايطي كه حتي معلوم نيست براي خودش هم مفيد باشد. | 
خون، فرآوردههاي خوني و محصولاتي كه از طريق خون به دست ميآيند، فرآوردههايي هستند كه قسمتي از حيات جامعه به آنها بستگي دارد.
خوشبختانه تلاشهاي سازمان انتقال خون ايران در راستاي شكل گيري فرهنگ اهداي خون در سالهاي اخير سبب شده است كه اهداكنندگان خون، بيش از آنكه مثل سابق بهدنبال آزمايشهاي كاملي باشند كه پس از اهداي خون به دستشان ميرسد، به اين بينديشند كه كسي در جايي با قطرهاي از خون آنها، حياتي دوباره مييابد.
اما اين حوزه از سلامت، از حوزههاي چالشبرانگيز در سالهاي اخير هم به شمار ميآيد. سراغ دكترحسن ابوالقاسمي، مدير عامل سازمان انتقال خون ايران، رفتهايم و در رابطه با اين چالشها به گفتوگو نشستهايم.
بهتر است با بيمه محصولات خوني شروع كنيم كه موضوع نسبتا جديدي است. آيا براي دريافت خسارت از اين بيمه، مراجعه كنندهاي هم در يك سال اخير وجود داشته است؟
بيمه محصولات خوني، پيشنهادي بود كه در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و طبق قانون ما موظف شديم كه اين كار را انجام دهيم و تا كنون هم مراجعهكننده نداشته است. بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه چنين چيزي در دنيا بيسابقه بوده است.
اين بيمراجعهكننده بودن، بهدليل اين است كه مردم بيخبرند و اطلاع رساني مناسب نبوده يا بهدليل سلامت كامل محصولات خوني است؟
اطلاع رساني بسيار وسيع بوده تا حدي كه صدها ورق روزنامه به اين موضوع اختصاص پيدا كرده و همه بيماران هم مطلع هستند. همه پزشكان هم ميدانند بنابراين آگاهي در جامعه وجود داشته و اگر مراجعه كنندهاي تا به حال نداشتهايم عمدتا بهدليل سلامت محصولات خوني است، چرا كه سلامت خونهاي اهدايي بسيار بالاست و مراقبتهاي زيادي هم در اين زمينه انجام ميشود و اصولا جامعه اهداكنندگان ايران، جامعه سالمي است و غيرطبيعي نيست كه ما مراجعهكننده نداشته باشيم.
بالاخره وقتي ميگوييد ايران اولين كشوري است كه محصولات خونياش را بيمه ميكند، حتما مشكلاتي وجود داشته كه لازم شده محصولات بيمه شوند.
بله! درست مثل پرداخت غرامت به بيماران مبتلا به هپاتيت C كه تا پيش از اين تنها 3 كشور آن را انجام داده بودند. بيمه محصولات خوني هم از اقدامات بيسابقه در دنياست بنابراين تجربه زيادي در اين زمينه وجود ندارد. البته براي تدوين اين قانون كار كارشناسي وسيعي انجام شده است. به هر حال اين طرح كميسيون داشته و در آن نمايندگان پزشكي قانوني، نظام پزشكي، بيمه و انتقال خون حضور داشتهاند.
شيوه پرداخت ، يكي از محورهاي چالشبرانگيزي است كه برخي به آن اشاره كردهاند.
محور پرداختها بر 3 مبنا قرار گرفته؛ يكي احكام انتقالي از مراجع قضائي ، دوم نظريات سازمان نظام پزشكي و سوم هم همين كميسيون تخصصي است. بنابراين دليلي براي توجه به ايرادات در اين زمينه باقي نميماند.
مثلا يكي از ايرادات اين است كه دريافت كنندگان، قبل و بعد از دريافت خون يا فرآورده خوني بايد تست شوند. چرا اين كار را نميكنيد؟ بهدليل هزينههاست يا توجيه علمي ندارد؟
ببينيد، فقط يك آدم كم عقل ميتواند چنين چيزي را مطرح كند! اگر بخواهيم قبل از توزيع
4 ميليون فرآورده، يك تست قبل و يك تست بعد بگيريم، بايد 50 ميليارد تومان يعني 2برابر بودجه كل سازمان انتقال خون را هزينه كنيم و اگر كمي به اعداد و ارقام توجه كنيم و در حوزه سلامت هم آگاهي داشته باشيم، هيچ وقت چنين پيشنهادي را نميدهيم.
پس ميگوييد مقرون به صرفه نيست.
اساسا بحث مقرون به صرفه بودن مطرح نيست چرا كه بايد پيشنهاد حسابگرانه داده شود. درست مثل اين است كه بگوييم، بياييم و به شكل روتين، همه مردم را تحت غربالگري HIVقرار دهيم كه بعضي از افراد هم در موردش صحبت كرده بودند. اما افرادي كه علم اين كار را داشتند، ميدانستند كه اگر بخواهيم كار مفيد كنيم، بايد جامعه پرخطر را تحت غربالگري قرار دهيم. در اينجاست كه بايد عوارض آن را هم در نظر بگيريم.
حالا ما ميآييم و ميگوييم كه اصلا پول اين كار را هم داريم. باز هم تشخيص مشكل است و كار، كار درستي نيست. در مواردي، چون ممكن است در همان زمان غربالگري، فرد در دوره پنجره باشد. بنابراين، بايد خيلي عاقلانه فكركرد و جلو رفت. نكته ديگر اين است كه هر زماني سازمان انتقال خون در آستانه پيشرفت چشمگيري قرار داشته، برخي از افراد درصدد تضعيف آن برآمدهاند. ما همان كاري را ميكنيم كه قانون موظف كرده نه كاري كه آدمهاي خارجي به ما تحميل ميكنند!
بنابراين در ادامه راه فكر مراجعهكنندگان را هم كردهايد...
اگر اين احتمال وجود نداشت، نياز به بيمه هم نبود. بحث خطر هميشه باقي است و نياز به زمان دارد. يعني ما ضمن اينكه خوشحاليم كه تاكنون مراجعه كنندهاي نداشتهايم، اينطور هم نيست كه خيال بيمه را راحت كنيم و بگوييم هيچكس مراجعه نميكند و سازمان بيمه هم بايستي براي جبران خسارت در اين طرح، پيشبينيهايي را كند. مثل اينكه ما بگوييم ماشين را براي تصادفات بيمه ميكنيم در حالي كه هيچ تصادفي اتفاق نميافتد.
خير، وقتي احتمال خطر را ميدهي، محصولي را بيمه ميكني. خوشبختانه، اين طرح فرصتي بود كه هم دولت و هم مجلس كه فكر ميكردند اگر واقعيتي اتفاق افتاد، بايد دنبال خطاكار باشند، تفكراتشان تغيير پيدا كرده به اين شكل كه اگر با واقعيتي روبهرو شدند بهدنبال جبران خسارت و ايجاد اصلاح باشند تا اينكه بگردند و خطاكار را پيدا كنند!
آيا تصميمات در مورد اين طرح نهايي شده است يا در آينده اين مصوبه تغييراتي خواهد كرد؟
هميشه تغييرات وجود دارند. مثلا پيشنهادي سازمان نظام پزشكي داد كه در قرارداد امسال نسبت به پارسال لحاظ شد. قبلا مجلس ما را موظف كرده بود كه تنها سال گذشته ميتوانيم اين كار را انجام دهيم اما ما امسال از بودجه خودمان استفاده كرديم و حالا با اين حساب ما مختاريم براي انجام اين كارها و طبيعي است كه در قرارداد تغييراتي بدهيم. مبلغ قرارداد هم خودبهخود ميآيد پايين چرا كه ما سال گذشته، ادعايي عليه سازمان انتقال خون نداشتهايم.
در مورد بيماران خاص چطور؟ براي آنها تسهيلاتي وجود دارد؟
من فكر ميكنم در مورد بيماران خاص، بخش سلامت هزينههاي فراواني را ميپردازد كه در دنيا كم نظير است و حتي در همين بيمه محصولات خوني، توجهي كه به بيماران خاص شده است كار بينظيري است كه اميدواريم در سطح جامعه به گونهاي نشان داده شود كه لااقل اين بيماران از آن مطلع شوند.
شما ميدانيد كه بحث مربوط به پرداخت غرامت به بيماران خاص هم بسيار بينظير بود. واقعا در باقي دنيا به اين شكل نيست چرا كه در ساير كشورها درمان رايگان نيست و غرامت در واقع هزينه درمان ميشود اما ما در كشورمان درمان رايگان و داروهاي رايگان داريم و حتي فرآوردههاي خوني صددرصد رايگان است. يعني ما كشوري را در دنيا نداريم كه هم درمانها رايگان باشد هم غرامت بپردازند. البته اينها منتي نيست چرا كه اين افراد بيماران مزمني هستند كه رنج زيادي ميبرند و جامعه هر چقدر هم به اين افراد رسيدگي كند، درست است اما تبيين اين موضوع براي افكار عمومي هم مهم است چرا كه اين طرف هم جيب مردم است. يعني همه مردم بايد سهيم باشند.
روند پرداخت به اين بيماران چگونه است؟ نكند هر مشكلي پيش بيايد فرض را برسلامت محصولات خوني ميگذارند!
اين طرح براي قضا زدايي انجام شده است كه موضوع زمانبر نباشد، اما كميسيون بايد تشخيص بدهد و اثبات كند كه اين اتفاق از طريق خون آلوده افتاده است.
از اين مسئله كه بگذريم، موضوعي قديمي اما همچنان چالشبرانگيز براي سازمان انتقال خون، بحث حجامت است. روزنامه ما در هفتههاي گذشته به خاطر چاپ يك گزارش با انتقادهاي تندي از سوي طرفداران حجامت مواجه بود. آنها ما را به مخالفت مغرضانه متهم ميكردند و ما ميگفتيم اين نظر رسمي وزارت بهداشت و مخصوصا سازمان انتقال خون ايران است. درست ميگفتيم؟!
ما تقريبا موضعمان با وزارت بهداشت يكي است. شما اگر مصاحبههاي وزارت بهداشت را ببينيد، نه اظهار نظرهاي مشاوران بلكه شخص وزير بهداشت، همواره هماني است كه به شكل رسمي از سوي سازمان انتقال خون هم مطرح شده است. و آن اين است كه به هيچ وجه نه سازمان انتقال خون و نه وزارت بهداشت، با ترويج حجامت موافق نيستند. ما معتقديم كسي كه حجامت ميكند، خودش را از توفيق اهداي خون باز ميدارد. در شرايطي كه حتي معلوم نيست براي خودش هم مفيد باشد. در حالي كه با اهداي خون نه تنها از وضعيت سلامت خودش آگاه ميشود بلكه براي نجات جامعه قدمي برميدارد. بنابراين ترديدي وجود ندارد كه وقتي فرهنگ اهداي خون مطرح است، فرهنگ حجامت جايي ندارد.
پس چرا اصلا مجوز براي انجام حجامت در كشور صادر شده است؟
اگر در سابق وزارت بهداشت، مجوزي را صادر كرده است اولا براي اين بوده كه تحقيقات انجام شود دوم اينكه مطمئن شوند حالا كه عدهاي ميخواهند انجام دهند لااقل اين فرايند زيرزميني نباشد و نظارت شود كه استريل انجام شود تا از انتقال عفونت تا جايي كه امكان دارد جلوگيري شود. وگرنه مقامات وزارت بهداشت نه در گذشته و نه در حال بههيچوجه موافق حجامت نبوده و نيستند.
اما ادعاي ديگري هم وجود دارد كه حجامت بيماريهايي را درمان ميكند كه با اهداي خون اين اتفاق نميافتد.
اگر افرادي ادعا ميكنند كه حجامت براي بيماران مفيد است پس ترويج آن در جامعه سالم چه معنايي دارد؟ چرا افراد سالم را به اين كار تشويق ميكنند؟ اگر كساني معتقدند كه با حجامت بيماريهايي از بدن دفع ميشود و صدها بيماري با آن درمان پذير است چرا با تحقيقات علمي زير نظر متخصصان و كارشناسان برجسته اين را اثبات نميكنند و تنها به تاكيد بر سنتي بودن آن بسنده ميكنند؟ منشأ حجامت، قبل از اسلام و از طب يوناني است. موارد ديگري از اين دست هم بوده است كه با طب نوين جايگزين شده است و بسيار مناسب هم بوده است.
| |
| |
|
|
| |
|