 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خانواده سبز , شنبه 9 شهريور 1387 |
|
بهبهانـينيا: تـرانه مــادري را از روزنامـه گرفتـم
|
| | | |
 | در كارهاي فرهنگي و هنري به جز علاقه، مهارت و فنون كاري در اكثر مواقع آنچه در تاييد شدن كار و موثر بودن آن تاثيرگذار است، عشق و علاقهاي است كه دستاندركاران تهيه و توليد آن اثر هنگام كارشان دارند. | 
در كارهاي فرهنگي و هنري به جز علاقه، مهارت و فنون كاري در اكثر مواقع آنچه در تاييد شدن كار و موثر بودن آن تاثيرگذار است، عشق و علاقهاي است كه دستاندركاران تهيه و توليد آن اثر هنگام كارشان دارند. اين عشق و علاقه كه در بطن آثار فرهنگي و هنري نهفته است باعث به دل نشستن كار و پرطرفدار شدن آن ميشود.
يكي از اين كارها، سريال «ترانه مادري» است كه هرشب بينندگان را پاي تلويزيون مينشاند و علاقهمندان خاص خودش را پيدا كرده است.
مسعود بهبهانينيا كه از او آثار زيادي همچون خانه پدري، شركت، خاك سرخ، نرگس و كارآگاهان را شاهد بودهايم، در نگارش داستان مجموعههاي تلويزيوني نيز دستي توانا دارد. مجموعه «ترانه مادري» از ديگر نوشتههاي بهبهانينياست كه در اين اثر آقاي علياكبر بابالو و خانم زهرا پارسافر او را همراهي كردهاند. با وي گفتگويي ترتيب دادهايم كه شما را به خواندن آن دعوت ميكنيم.
مسعود بهبهانــينيا را براي خوانندگان مجله معرفي كنيد.
بهبهانينيا: مسعود بهبهانينيا، متولد 25 آذر 1335 هستم. ليسانس جامعهشناسي خود را از دانشگاه تهران دريافت كردم و دو سال دوره فيلمنامهنويسي را در مركز آموزش فيلمسازي در باغ فردوس طي كردم. از سال 1370 هم مشغول نگارش فيلمنامه براي فيلمها و مجموعههاي تلويزيوني هستم.
سوژه نگارش «ترانه مادري»
از كجا به ذهن شما خطور كرد؟
بهبهانينيا: با در نظر گرفتن اين مطلب كه بيشتر مطالعات من در زمينههاي جامعهشناسي و روانشناسي است و علاقه زيادي به مسائل اجتماعي، جوانان و خانوادهها دارم، به طبع در هر زمان موضوعي خاص توجهم را جلب ميكند. سوژه «ترانه مادري» مربوط به تحقيقي بود كه در روزنامه چاپ شده بود. پوياي «ترانه مادري» در واقع از همين نوع نگاه به وجود آمد، جواناني كه به دليل وابستگي به خانواده، با ناتواني وارد جامعه ميشوند؛ دسته ديگري از جوانان هم به نوعي رها شدهاند و خانوادهها نيز اصلا توجهي به تربيت آنها ندارند كه در اين مجموعه بهرام نماد اين قبيل جوانان است. در حقيقت اين دو شخصيت نماينده جواناني هستند كه در اين داستان پردازش شدهاند. داستان دو برادر كه به دليل فوت پدر و مادر، به دو خانواده سپرده شدهاند و با دو نوع فرهنگ و تربيت متفاوت بزرگ ميشوند.
به منظور جلب مخاطب براي چنين مجموعههايي، هنگام نوشتن داستان به چه نكاتي بايد توجه ويژه داشت؟
بهبهانينيا: سوژههايي كه انتخاب ميكنيم، هميشه برگرفته از جامعه است ولي بايد وجوه داستاني و دراماتيك داشته باشند؛ ما براي بهتر رساندن پيام داستان و جذب مخاطب مجبوريم برخي از ويژگيهاي شخصيتها را برجسته كنيم. به طور مثال در مورد پويا و مادرش و رابطه ميان آنها نمونههاي بسياري را در جامعه ميتوان ديد كه ما براي داستاني شدن اين رابطه و كشش دراماتيك برخي ويژگيهاي اين شخصيتها را برجستهتر كرديم. در مجموعه ترانه مادري پويا و بهرام هر يك به نوعي ويژگيهاي خاص خود را دارند و تفاوتهاي اين دو برادر براي بيننده از جذابيت خاصي برخوردار است. در مجموعه ترانه مادري هدف، مشخص است و قصه تا انتها طراحي شده است در چنين مجموعههايي كه ميليونها بيننده، اثر را تماشا ميكنند اگر هدف و غايت كار را ندانيم، مسير را نشناسيم و قصه از قبل طراحي نشده باشد دچار سختي خواهيم شد. روي هم رفته كار كردن به اين شكل بسيار دقيق و حساس است.
به چه دليلي در نگارش داستانهاي ايراني شخصيت زن،شخصيتي منفعل نمايش داده ميشود؟
بهبهانينيا: اصلا اينطور نيست. براي مثال، در مجموعه «نرگس» نسرين سمبل جوانان معترض بود و نرگس هم سمبل يك دختر معتقد و ارزشي كه هر دو نقشهاي فعالي هستند. همچنين در مجموعه «خاك سرخ» دختر براي يافتن هويت خود راه سختي را طي ميكند تا به خانوادهاش برسد. در مجموعه «ترانه مادري» نيز از زواياي ديگري به موقعيت اجتماعي زن نگاه ميشود. وجه مادر بودن براي ما خيلي حساس است. در اين كار به مادران مختلف با ديدهاي متفاوت نگريسته شده؛ به طور مثال ليلا مادر بهرام مادري است كه با توجه به اينكه بهرام بچه خودش نيست، به نوعي براي او مادري كرده است. مادر پويا به شكلي ديگر و مادربزرگ هم نوعي خاص براي سميرا مادري كرده است. در نتيجه در اين فيلم انواع مادرها كه وجه اصلي همه آنها فداكاري، روشنبيني، ايثار، گذشت و... است، وجود دارد.
وجه اصلي و بارز كارهاي شما چيست؟
بهبهانينيا: وجه اصلي كه در تمام كارهاي من وجود دارد، ابتدا گمگشتگي است يعني نسل جوان ما از گذشته خود بيخبر هستند. در همه كارهاي من يك نوع وابستگي به خانه و خانواده به چشم ميخورد. طمعكاري يكي از اعضاي خانواده و فردي كه زيادهخواه است يكي ديگر از ويژگيهاي بارز كار من است اين ويژگيها نمايي از وضعيت جامعه است.
معمولا در مجموعههاي تلويزيوني حامي و مرشدي وجود دارد. به عقيده شما در اين مجموعه، اين امر برعهده چه كسي گذاشته شده است؟
بهبهانينيا: در اين مجموعه مادربزرگ كه نقش آن را خانم «هما روستا» بازي ميكند، ستون اصل خانواده است كه گاهي با مهرباني و گاهي هم با تنديهاي خاص خود كه در آن تنديها هم نوعي مهرباني و مادري به چشم ميخورد، سعي دارد خانواده را دور هم و در كنار هم نگاه دارد.
آيا در نوشتن مجموعههاي داستاني، نقشهاي سياه و سفيد براي شما معناي خاصي پيدا ميكند؟
بهبهانينيا: در درام و ادبيات نمايشي و به خصوص در ادبيات تصويري، آدمهاي بد يا به نوعي سياه، موتور قصه هستند به دليل اينكه آنها هستند كه آدمهاي خوب را تهديد ميكنند و سلامت و آرامش انسانهاي خوب را در معرض خطر قرار ميدهند از اين رو خودبهخود جذابيتهاي كار متكي به همين آدمهاست. به تعبيري آدمهاي خوب يا سفيد كمتر ماجرا دارند زيرا به زندگي عادي خود مشغول هستند و چيزي براي گفتن ندارند اما وقتي آدم بدي وارد داستان ميشود و اين آرامش را برهم ميزند، تازه ما نگران ميشويم؛ نگران آن آدمهايي كه دوستشان داريم، نگران قهرمانهاي داستان كه اتفاقي برايشان پيش نيايد. در نتيجه ميزان بدي آدمهاي بد بايد بالاتر از حد معقول باشد. به طور مثال بازي «شوكت» در سريال «نرگس» به نوعي وارد زندگي مردم ما شده چون بارها شنيدهام به خاطر بداخلاقي شخصي، او را به شوكت تشبيه كردهاند. همين برجستهسازي او و نزديك شدن به سياه و سفيدها اقتضاي موقعيت نمايش ماست.
شما به عنوان نويسنده فيلم آيا با بازيگراني كه نقشها را براي آنها مينويسيد، به شكل نزديك رابطه داريد؟
بهبهانينيا: در برنامههايي كه به نوعي همزمان ميشود، يعني نوشتن و توليد فاصله كمي از يكديگر قرار دارند، نويسنده تمام تخيل خود را واقعي ميكند و ميبيند، به قول يكي از دوستان كه ميگفت نويسندگان از اين امتياز برخوردارند كه خيالاتشان هم حق زندگي كردن دارند. به طور مثال زماني كه داشتم درباره نقشهاي پويا، بهرام و جلال مينوشتم چند ماهي با اين اشخاص روي كاغذ آشنا بودم اما بعد از انتخاب بازيگران و گرفتن عكسهايي از نقشآفرينان مجموعه ديگر با آنها زندگي ميكنم.
آيا نويسنده در انتخاب بازيگر دخالتي دارد؟
بهبهانينيا: بله، وقتي با عوامل مجموعه از قبيل كارگردان و تهيهكننده، دستيار و... جلسه ميگذاريم، پيشنهادات بررسي ميشوند. به طور مثال گاهي در هنگام نوشتن نقش و پرداخت كاراكتر شخصيت و بازيگر خاصي را مدنظر قرار ميدهيم كه خوشبختانه در اين سريال در مورد شخصيت فرخ و فرخنده كه آقاي دانيال حكيمي و فاطمه گودرزي عهدهدار ايفاي نقش است اين اتفاق افتاد. اما در مورد بقيه نقشها من دخالت چنداني نداشتم. در برخي از موارد ممكن است چند پيشنهاد داشتهباشم كه آنها را مطرح ميكنم تا از بين آنها يكي انتخاب شود. در كارهاي خيلي حرفهاي گاهي نقشهايي براي بعضي شخصيتهاي خاص و با توجه به ويژگيهاي فردي او نوشته ميشود كه در ايران معمولا اين هماهنگيها به سختي صورت ميگيرد.
آيا در مطالب و نوشتههاي شما سانسوري هم وجود دارد؟
بهبهانينيا: خير، چون از قوانين كشور و خطوط قرمز و اينكه چه مطالبي بايد نوشته شود و چه مطالبي نبايد نوشته شود، كاملا اطلاع دارم اما گاهي مصلحتانديشي و نكاتي وجود دارد كه دوستان مشاور بيان ميكنند و ما هم استفاده ميكنيم.
نوشتن اين كار چه مدت زمان برد؟ آيا اين موضوع به شما پيشنهاد شد يا اينكه خودتان به اين نتيجه رسيديد؟
بهبهانينيا: از آذرماه سال 1386 طراحي كل قصه شروع شد. از من يك كار روتين براي هر شب خواستند كه پيشنهاد شد در رمانهاي جديد اگر به مورد خوبي برخورديم كه قابليت تبديل به مجموعه شدن را داشت، روي آن كار كنيم و ما با دوستان روي چند رمان مطالعاتي داشتيم. داستاني كه مورد قبول باشد، نيافتيم و موضوعات متفاوتي از قبيل كارهاي تاريخي پيشنهاد دادم تا رسيديم به قصهاي به اين شكل و مضمون كه در جريان كار باز تغييراتي داشت اما كليات آن در دي ماه به تصويب رسيد و نگارش آن از فروردين ماه شروع شد و بيستم ارديبهشت ماه 1387 هم كار كليد خورد.
بابت نوشتن اين مجموعه چقدر دريافت كرديد؟
بهبهانينيا: (با خنده) از اين سئوالهاي سخت و خطرناك نپرسيد. فقط اين را بدانيد كه دستمزد نويسنده نسبت به زحمتي كه ميكشد، قابل مقايسه نيست و اگر هم در كارهاي هنري ارقام نجومي مطرح ميشود، آن را هم بايد در بين بازيگران جستجو كرد چون اينچنين دستمزدهايي در مورد نويسندگان وجود ندارد.
به عنوان آخرين سوال؛ كمي از خانوادهتان براي خوانندگان مجله بگوييد.
بهبهانينيا: همسرم كارشناس بيمه و اولين مشاور و رازدار زندگي من است و عكسالعملهاي وي برايم خيلي مهم است. دو پسر دارم كه پسر بزرگم به تازگي در رشته ادبيات نمايشي فارغالتحصيل شده و در زمينه تئاتر فعال است و پسر كوچكترم هم در مقطع پيشدانشگاهي فعاليت ميكند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|