 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
افشای اسرار جنایت شیطانی با یک نامه
|
| | | |
 | حکم مرگ زن و مردی که به جرم جنایت شیطانی بازداشت شده اند در دادگاه کیفری خراسان رضوی صادرشد. |  حکم مرگ زن و مردی که به جرم جنایت شیطانی بازداشت شده اند در دادگاه کیفری خراسان رضوی صادرشد.
رسیدگی به این پرونده از چهاردهم خرداد 1386 پس از آن آغاز شد که زن جوانی به نام «طاهره» به اداره آگاهی نیشابور رفت و گفت: شوهرم «محمد» شب گذشته از خانه بیرون رفت اما دیگر برنگشت ؛ می ترسم بلایی سرش آمده باشد.
وی اضافه کرد : همسرم تصمیم داشت به خانه خواهرش در عراق برود و هنگام ترک خانه ، پول و مدارک به همراه داشت.
با مطرح شدن این ادعا ، پدر «محمد» نیز به دادسرا رفت و خواهان افشای اسرار ناپدید شدن پسرش شد.سپس پلیس ، عکس مرد گمشده را در اختیار تمامی واحدهاى گشتى قرار داد تا شاید ردی از او بیابند.
تجسس کارآگاهان ادامه داشت تا این که یک ناشناس ، نامه ای به اداره آگاهى نیشابور فرستاد و رازگشایی معما وارد مرحله تازه ای شد.
او نوشته بود : نیمهشب چهارشنبه (28 اردیبهشت 86) پیکان سفیدی که به نظرم سرویس مدرسه فرزند محمد و طاهره بود مقابل خانه این مرد ، توقف کرد.ساعتی بعد راننده به همراه طاهره ، چیزی شبیه جنازه را به صندوق عقب ماشین انداختند و با عجله رفتند.صبح روز بعد وقتى شنیدم محمد ناپدید شده است حدس زدم که باید کاسهاى زیر نیمکاسه باشد و وظیفه خودم دانستم موضوع را به پلیس اطلاع دهم.
به دنبال برملا شدن این ماجرا ، کارآگاهان فهمیدند که چرا «طاهره» ضد و نقیض گویی می کند.بدین ترتیب راننده پیکان مورد نظر که تحت تعقیب نامحسوس بود در فرصت مناسب دستگیر شد.
این متهم که «مجتبی» نام دارد ابتدا خود را بی گناه خواند اما سرانجام با دیدن مدرک های دادگاه پسند ، قفل سکوتش را گشود و پرده از جنایت تکان دهنده ای برداشت.
وی که راننده سرویس فرزند محمد بود به رابطه سیاهش با طاهره اعتراف کرد و اظهار داشت : چهارشنبه شب ، طاهره به من تلفن زد و گفت که شوهرش از ارتباط ما باخبر شده است.او از من خواست به
خانه اش بروم تا موضوع را به نحوى حل و فصل کنیم.زمانی که به آنجا رسیدم سعى کردم محمد را گمراه کنم و به آن مرد بقبولانم که در حقش خیانت نکرده ام اما موفق نشدم.کار ما به درگیرى کشید و محمد با میله آهنی حمله کرد.من هم میله را از دستش گرفتم و ضربهاى به سرش زدم که روی زمین افتاد و دیگر بلند نشد.
جانی ادامه داد : آنچه نباید ، اتفاق افتاده بود و من وطاهره جنازه را درون قالیچهاى پیچیدیم و با پیکان به حوالى کاشمر بردیم.ما جسد را در نقطه ای خلوت آتش زدیم تا هیچ اثرى از آن باقى نماند و دستمان رو نشود.
طاهره نیز در بازجویى جداگانهاى با اعتراف به این که از مدتها پیش با شوهرش اختلاف داشته و همین مسئله ، زمینهساز رابطه شیطانی با مجتبى بوده است نحوه جنایت را بیان کرد.
زن جوان ، توضیح داد : طبق نقشهاى که به اتفاق مجتبى براى کشتن محمد کشیده بودیم ، در خواب به سراغش رفتیم.اول من با میله به سر شوهرم زدم که بیدار شود و پس از آن ، مجتبى بر جان او افتاد. محمد بی هوش شده بود که او را با طناب خفه کردیم و جنازه را از شهرخارج کردیم.
کارآگاهان با راهنمایى جنایتکاران ، براى کشف جنازه به جاده کاشمر رفتند و پس از چهار ساعت جست و جو ، بقایاى جنازه سوخته را کنار رودخانه و لابه لاى بوتهها پیدا کردند.
همچنین پزشکی قانونی با آزمایش DNA تائید کرد که قربانی ، همان محمد است.
در پی بازسازی صحنه جرم ، دادسراى نیشابور کیفرخواست تبهکاران را صادر کرد و پرونده را به دادگاه کیفری فرستاد.قضات شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی بر اساس مدرک های موجود و درخواست خانواده داغدار ، مجتبی و طاهره را به اشد مجازات (قصاص نفس) محکوم کردند اما هنوز مجازات مربوط به رابطه نامشروع آنان تعیین نشده است. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|