 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خراسان , دوشنبه 27 آبان 1387 |
|
سینمای فرهنگی را دست كم گرفته ایم
|
| | | |
 | جهانگیر كوثری جدای از فعالیت در عرصه سینما، به عنوان گزارشگر و مجری برنامه های ورزشی ازجمله: «ورزش از نگاه ٢»، «ورزش از شبكه ٢» و... در تلویزیون نیز حضور داشته و دارد. اما بیشتر سینماگران و اهالی سینما، وی را به عنوان تهیه كننده می شناسند. | 
«جهانگیر كوثری» متولد ١٣٢٩ و دانش آموخته رشته كارگردانی سینما، از دانشكده هنرهای دراماتیك تهران است. وی فعالیت حرفه ای اش در عرصه سینما را، با دستیاری كارگردانی در فیلم سینمایی «سراب» آغاز كرد. او علاوه بر ساخت فیلم های كوتاه و مستند، مجری طرح، برنامه ریز، مدیرتولید، سرمایه گذار و تهیه كننده برخی از فیلم های ارزشمند سینمای ایران بوده است. جهانگیر كوثری جدای از فعالیت در عرصه سینما، به عنوان گزارشگر و مجری برنامه های ورزشی ازجمله: «ورزش از نگاه ٢»، «ورزش از شبكه ٢» و... در تلویزیون نیز حضور داشته و دارد. اما بیشتر سینماگران و اهالی سینما، وی را به عنوان تهیه كننده می شناسند.
تهیه كننده ای كه در ساخت و تولید فیلم های فرهنگی كه بی تردید، جزو ذخایر ارزشمند سینمای ایران به شمار می روند مشاركت داشته است.
فیلم های بانوی اردیبهشت (رخشان بنی اعتماد)، یك شب (نیكی كریمی)، عصر جمعه (مونا زندی حقیقی)، به آهستگی (مازیار میری)، میزاك (حسینعلی لیالستانی)، روزگار ما (رخشان بنی اعتماد)، نسل جادویی (ایرج كریمی)، زیر پوست شهر (رخشان بنی اعتماد)، دختران خورشید (مریم شهریار)، كتونی سفید (محمدابراهیم معیری)، خون بازی (رخشان بنی اعتماد)، حیران (شالیزه عارف پور) و... از جمله آثار فرهنگی و ارزشمندی هستند كه تهیه كنندگی آن ها ، در كارنامه حرفه ای جهانگیر كوثری به ثبت رسیده است. بیشتر این فیلم ها نیز با حضور در جشنواره های معتبر بین المللی، با كسب جوایز مهم و موفقیت های چشمگیر، بر اعتبار كارنامه «جهانگیر كوثری» افزوده است. وی همسر «رخشان بنی اعتماد» (كارگردان سینما) و پدر «باران كوثری» (بازیگر سینما) است.
در فرصت كوتاهی كه دست داد، صمیمانه و صادقانه هم كلاممان شد و به پرسش هایمان پاسخ گفت. از «سینمای فرهنگی»، «مشكلات تهیه و تولید فیلم های فرهنگی» و «مشكل اكران آثار فرهنگی» برایمان گفت كه جای تشكر فراوان دارد.
*جناب كوثری! در عرصه سینما، شما را بیشتر به عنوان تهیه كننده فیلم های فرهنگی یا مخاطب خاص می شناسند. آثاری كه اگرچه ممكن است در گیشه، توفیق چندانی نداشته باشند اما بی شك، جزو فیلم های ارزشمند فرهنگی به شمار می روند. با توجه به شرایط كنونی كه «سینمای فرهنگی»، در زمینه اكران با بحران دست و پنجه نرم می كند، به نظر شما چه باید كرد و چه تمهیداتی باید به كار گرفت، تا مردم به تماشای این گونه آثار بیایند
به گمان من در مورد نمایش عمومی فیلم های فرهنگی و استقبال نه چندان گسترده از آن ها، زمینه های تاریخی وجود دارد. شرایطی كه به وضعیت فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی جامعه بستگی تام دارد. فكر می كنم از همان زمان ورود سینما به ایران، زمینه مناسبی برای بروز و تجلی سینمای فرهنگی فراهم نشده و بیشتر وجه سرگرم كننده سینما، برای تماشاگران مدنظر قرار گرفته است. سینمای ایران هنوز براساس شناخت كافی مسئولان سینمایی و مطابق برنامه ریزی های منسجم و حساب شده، به عنوان یك مقوله فرهنگی پذیرفته نشده است. در حالی كه سینما، یك پدیده عام است و مثل كتاب خواندن، نیاز به سواد ندارد. زیرا مردم از هر قشری، می توانند با آن ارتباط برقرار كرده و پیام آن را دریافت كنند.
حتی در برخی موارد، فهم یك اثر سینمایی برای فرهیختگان جامعه، آسان تر از درك ادبیات و شعر است. سینما اگرچه گاه هنری آسان و عامه پسند به نظر می رسد اما از طرفی، به عنوان رسانه ای فرهنگی، تاثیرگذار و پیچیده است. متاسفانه هنوز زمینه بهره برداری صحیح و واقعی از این هنر فراگیر را، فراهم نكرده ایم. به همین سبب است كه امروز فیلم هایمان در جذب مخاطب، چندان موفق نیست.
*به عنوان تهیه كننده ای كه پیشینه فعالیت، در بازارهای جهانی تولید و پخش را دارید، وضعیت «سینمای فرهنگی» را در سایر كشورها، چگونه ارزیابی می كنید؟
برخلاف جریانی كه بر سینمای ایران حاكم است، در بیشتر كشورهای جهان اعم از اروپایی، آمریكایی و آفریقایی، دولت در عرصه ساخت و تولید فیلم های فرهنگی، سرمایه گذاری های ویژه و خاص می كند. حتی در آمریكا، دولت سالانه به فیلم ها و تئاترهای هنری، كمك های قابل توجهی می كند. حتی در كشورهایی نظیر سوئد، هلند، نروژ و... بنیادهایی وجود دارند كه وظیفه آن ها، حمایت و پشتیبانی از آثار و فیلم های فرهنگی است. در سال های اخیر، بیشتر آثار سینمایی كشورهای اروپایی و آفریقایی، با پشتیبانی مالی چنین بنیادهایی ساخته شده اند. اما متاسفانه در كشور ما، به سبب بیگانگی سینما برای دولتمردان، چنین اتفاق هایی كمتر رخ داده است. چون سینمای ایران در مقایسه با ادبیات و موسیقی، هنری جدید و مدرن به شمار می رود. تا زمانی كه بسترهای لازم، برای گسترش تولید و نمایش آثار فرهنگی فراهم نشود، باید تاوان و هزینه آن را پرداخت.
با توجه به شرایط موجود در عرصه سینمای ایران، باید در پی ترفندهای فرهنگی در جامعه بود، تا بتوان با مخاطبان عام در درصدهای بالاتری، ارتباط برقرار كرد. به عنوان نمونه آثار كارگردانانی چون: «داریوش مهرجویی»، «بهرام بیضایی»، «مسعود كیمیایی» و «رخشان بنی اعتماد»، ضمن جذب مخاطب عام و خاص، تاثیرات فرهنگی هم بر تماشاگر دارند. زیرا به تدریج تماشاگران را با نوعی از آثار سینمایی آشنا می كنند كه جدای از وجه سرگرم كننده آن ها، دست كم یك درصد هم درباره مضمون و محتوای این فیلم ها فكر می كنند. بی تردید زمانی فیلم های فرهنگی فروش می كنند كه فرهنگ تماشاگر بالا برود. اگرچه در سه چهار سال اخیر، این اتفاق افتاده است اما اگر روزی، این موضوع گستردگی و استمرار بیشتری داشته باشد و منطق تماشاگر به لحاظ سوژه، مضمون و كارگردان با اثر همخوان شود، فیلم های فرهنگی، فروش خوبی را تجربه كرده و جایگاه درخور خود را كسب می كنند. حتی امروز هم با جمعیت ٧٠ میلیونی و درصد بالای جمعیت جوان ،سینمای فرهنگی در صورت برنامه ریزی مدون و منسجم، می تواند تماشاگر خاص خود را داشته باشد.
*پس بی تردید براساس چنین اعتقادی بود كه سال گذشته، فیلم «خون بازی» را، با فیلمی كه فروش بالایش، قابل پیش بینی بود، اكران كردید؟
هنوز به خاطر دارم زمانی كه قرار شد «خون بازی» اكران نوروزی شود، خیلی ها به من هشدار دادند. چون هم زمان با این فیلم، یك فیلم كاملا تجاری و بی ادعا، یك فیلم سیاسی، تجاری، جنگی، كمدی با حضور بازیگران چهره به نمایش عمومی درآمدند. اما من به سبب شناختی كه از سینما دارم، معتقد بودم «خون بازی» با وجود لحن تلخش تماشاگر خاص خود را، خواهد داشت. می دانید! من نسبت به طیف خاص سینماروهای حرفه ای و تماشاگر این گونه فیلم ها، اعتماد دارم. البته به خوبی می دانستم «خون بازی» به لحاظ فروش، هم چون فیلم «زیر پوست شهر» شگفتی ساز نمی شود، اما تاثیر خودش را خواهد گذاشت. فیلم های فرهنگی در تولید و ساخت، اكران صحیح، تبلیغات مناسب برای فروش قابل قبول و ارتقاء سطح سلیقه تماشاگر دلسوز ندارند.
متاسفانه سینمای فرهنگی را دست كم گرفته ایم. در حالی كه دولت می تواند برای اكران گسترده این فیلم ها شرایط مساعد را فراهم كند. بی شك حمایت های مادی و معنوی سبب مساعد شدن شرایط سینمای فرهنگی و تولید مستمر فیلم های فرهنگی و جذب تماشاگر بیشتر می شود. به گمان من برای پیشرفت سینمای فرهنگی، باید فرهنگ سازی كرد و این امر، بدون حمایت دولت امكان پذیر نیست. تهیه كننده مستقلی كه وابسته به شركت ها و سازمان های دولتی نیست، چنان چه سرمایه خود را از فیلم های فرهنگی كسب نكند، زمین می خورد.جدای از حمایت هایی كه باید در زمینه نمایش فیلم های فرهنگی صورت گیرد، بازنگری در سیاست های تولید و سرمایه گذاری سینمای فرهنگی، ضروری به نظر می رسد. سینمایی كه می تواند تاثیرات اجتماعی و فرهنگی فراوانی بر تماشاگران داشته باشد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|