 اضطراب را ميتوان ترس مبهم، ترس ناشي از ناامني و نگراني از رفتار خود تعريف كرد.
البته مفهوم و معاني گستردهتري نيز دارد از جمله:
- ترسي كه دراثر به خطر افتادن يكي از روشهاي اصولي انسان در زندگي حاصل ميشود.
- واكنش در خطري كه وجود ندارد و عقلا موهوم است.
- حالت فشار، تشويش و نگرانياي كه علت آن نامعلوم است.
- يك حالت عاطفي كه در آن عوامل مبهمي از ترس ناشي از پيشبيني حوادث نامطبوع وجود دارد.
- احساس ناگوار و هيجاني در برابر خطري احتمالي و نزديك در راه وصول به هدف.
- يك ناراحتي دردناك ذهني ناشي از پيشبينياي در مورد يك تهديد يا يك واقعه ناخوش در آينده.
- دلهرهاي مداوم و مزمن از چيزي كه شناخته شده و قابل تغيير نيست و براي فرد پديدآمده و يا در حال پديدآمدن است.
سازمان بهداشت جهاني هم در تعريف اضطراب ميگويد: مجموعهاي از تظاهرات عضوي و رواني كه نتوان آن را به خط مشخصي نسبت داد. حالتي است ناراحتكننده كه در آن آدمي منتظر وقوع حادثهاي است ولي حادثه ظهور نميكند و اين انتظار او را تا دم مرگ ميكشاند.
انواع اضطراب كدامند؟
1 – اضطراب ناشي از مخاطرات واقعي و تهديدكننده.
2 – اضطراب ناشي از تعارضهاي دروني اميال و غرائز كه اغلب به صورت عصبي است.
3 – اضطراب اخلاقي ناشي از احساس شرم و گناه ناشي از وجدان.
چگونه مراقب باشيم كه ترس و اضطراب بر ما چيره نشوند.
- مراقب افكارمان باشيم، چون افكار، ترس را ميسازد.
- مراقب اعمالمان باشيم تا زمينه بروز اضطراب را فراهم نكنيم. |