 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
دشمن تراشی به سبک کاپیتان
|
| | | |
 | این سختترین روزهایی نیست که دایی در ماههای اخیر از سر میگذراند. او در همه چند سال گذشته جز چند مقطع کوتاه، مدام زیر فشار انتقادات بوده است. | این سختترین روزهایی نیست که دایی در ماههای اخیر از سر میگذراند. او در همه چند سال گذشته جز چند مقطع کوتاه، مدام زیر فشار انتقادات بوده است. چه در بازی های ملی و چه بازیهای باشگاهی. وضعیت او در تیم ملی ایران با وجود بازوبند با حرف C و با وجود آمارهای گلزنیاش که مدام بهتر میشود، وضعیتی متزلزل و نگرانکننده است. او مدتهاست این اتهام را که در تیم ملی ایران یک تصمیمگیرنده است و بسیاری از تغییرات با نظر او صورت میپذیرد را به دوش می کشد. او با وجود افتخارات تکرارناشدنی که در پشت سر دارد، امروز بازیکنی تعویض ناپذیر در تیم ملی است و به سهولت میتوان دید که این حقیقت از سوی هواداران تیم ایران چگونه به تلخی پذیرفته می شود. دایی با حرکات کندتر از تمام سالهای بازیگریاش، با اندام فربهتر و با حضور مهاجمان آمادهای که جایگاه او را تهدید میکنند در حال حاضر جنگی فرساینده و رو به پایان را برای ماندن در ترکیب ثابت تیم ملی به پیش میبرد. او مسیر طولانیاش را از بازیکن بسیار مطلوب تا بازیکنی که بیشتر نظر کرده مربیان است تا محبوب تماشاگران، به هر شکل طی کرده و حالا در جایگاهی قرار گرفته است که دیگر تاختن به او سخت به نظر نمیرسد.
اتوریته، علی دایی چه در تیم ملی و چه در هر باشگاهی که با آن به میدان بیاید غیرقابل انکار است. این اتوریتهای است که همچنان باعث میشود بیشترین ارسالها مسیری منتهی به او را طی کنند و بازیکنان چه در تمرین و چه در مسابقه از انجام خشونت و حتی برخوردهای فیزیکی ساده با او خودداری کنند.
این وضعیت میتواند تا مدتها باز هم بیشتر او را در تیم ملی و بازی های باشگاهی صاحب موقعیتی ممتاز و صاحب موقعیتهای بیشتر گل کند! اما تا کی می توان به این شکل ادامه داد.
واقعیت این است که علی دایی، به عنوان بازیکنی که درون زمین دیده می شود - و نه نام بزرگی که کاپیتانی تیم ملی را برعهده دارد - اصلا با استقبالی روبهرو نمی شود که شایسته تجربیات و افتخارات اوست. او امروزه به دلایل مختلف چه از طرف هواداران فوتبال ملی و چه از طرف هواداران باشگاهی، مورد انتقاد قرار میگیرد و این روند متوقف نشدنی به نظر میرسد.
آنچه در لیگ گذشته اتفاق افتاد گویای درگیری دائمی تماشاگران فوتبال با بازیکنی بود که ظاهرا به خاطر همه عناوینش باید محترم شمرده شود، اما چیزی که در انزلی، در رشت، در شیراز، در مشهد و در دیگر شهرها قابل مشاهده بود محبوبیت رو به افول اوست.
دایی اینک در بین هواداران استقلال و در بین بخش عمدهای از هواداران پرسپولیس مخالفان بسیاری دارد که در بازی باشگاه متبوعشان مقابل او ابراز میشود، اما اگر این کشمکش در تهران قابل کنترل و هضم است درگیریهای دائمی او با فوتبالدوستان شهرستانی فاجعهآمیز به نظر میرسد. آخرین نمونه از این درگیریها اتفاقی بود که در انزلی و در بازی صبا و ملوان روی داد و جنجال هوادران تیم شمالی علیه او به جریمه باشگاه ملوان و محروم شدنش از حضور تماشاگران در 2 بازی اول انجامید، مسابقهای که در آن مدیران باشگاه شمالی ادعایی مبنی بر برخورد دایی با یک تماشاگر خردسال داشتند. اگر این بازی در کشور اروپایی اتفاق میافتاد، میتوانست تبدیل به جنجالی ملی شود. ادعایی که خوشبختانه هیچ پیامی نداشت و ثابت هم نشد.
اما آخرین سکانس از فیلم اکشنی که دایی هنرپیشه اول آن است باز هم در مقابل تیمی شهرستانی اتفاق افتاد. درگیر شدن با ملیپوشان فولاد و زد و خوردی که مدیر باشگاه اهوازی دلایلش را در عقدههای پنهان بازیکنان ملیپوش جستوجو میکند.
دایی در این دیدار اگرچه چهرهای از یک کاپیتان مسلط بر نفس را به نمایش گذاشت و با مهار کردن خشم محمد نوازی، درکش از شرایط را نشان داد، اما با حرفهایی که پس از بازی بر زبان آورد اوضاع را به ضرر خود برهم زد.
حرفهایی که او علیه ایمان مبعلی - بهترین بازیکن فصل گذشته لیگ - بر زبان آورد و او را بازیکنی ناتوان خواند که بیهوده مورد توجه مطبوعات قرار گرفته است، حالا میتواند بسیاری را دچار این توهم کند که شاید دلیل نیمکت نشینیهای مبعلی بی اعتقادی کاپیتان تیم ملی به توان اوست. دایی میتواند مثل همیشه همه اتهامات را بیهوده بخواند، اما اگر کسی بخواهد با سوءظن به ماجرا بنگرد در سابقه تیم ملی و دایی نقاط بسیاری یافت میشود که نشان از قدرت او برای تقویت یا تضعیف جایگاه دیگر بازیکنان دارد. نمونه دقیق این اشاره میتواند نیمکت نشینی کعبی در بازیهای جام ملتهای آسیای چین باشد که حاضران در چین آن را به دلیل درگیری کعبی با دایی در تمرینات میدانستند. از همه اینها گذشته این ادعای مدیر باشگاه فولاد که دایی گفته است مانع از حضور بازیکنان فولاد در تیم ملی خواهد شد، حتی اگر منبع موثقی نداشته باشد و شایعهای کذب باشد باز هم به تشویش افکار عمومی درباره دایی خواهد انجامید.
هوادارانی که در هفتههای آینده باید تماشاگر بازی دایی در اهواز باشند و ذهنیت منفیشان میتواند میدانی پرعذاب را برای کاپیتان تیم ملی تدارک ببیند.
علی دایی که با اصرار و توجه ویژه سرمربی تیم ملی همچنان کاپیتان بلامنازع تیم ملی ایران است از نظر فنی و تواناییهای داخل زمین در دوران اوج خود نیست و شرایط ناگواری را سپری میکند. این که او بدون درکی روشن از این شرایط زمینه را برای تیره شدن فضا در بیرون از میدان هم فراهم کند، گویای هوشمندی و تجربهای نیست که باید در او سراغ داشته باشیم.
در ماههای پیش از جام جهانی، کاپیتان تیم ملی باید حمایت و استقبال به خود ببیند، اما نه به خاطر خود که به خاطر تیم ملی، ولی آنچه دایی انجام میدهد برخلاف میل او و ما، میتواند همه چیز را خراب کند. در این اوضاع نابسامان، فقط اهواز مانده بود علیه کاپیتان بشورد که آن هم با اتفاقات روز یکشنبه مهیا شد، چه جایی برای خوشحالی میماند؟
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|