 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
دختر برای رسیدن به دوست اینترنتی ،خودش را ربود
|
| | | |
 | نقشه دختر و پسر جوان برای اخاذی از پدر دختر باعث شد تا مرد میانسال راهی بیمارستان شود. |
نقشه دختر و پسر جوان برای اخاذی از پدر دختر باعث شد تا مرد میانسال راهی بیمارستان شود.
به گزارش خبرنگار ما، یک هفته پیش زنی به ماموران نیروی انتظامی مراجعه کرد و گفت: فرشته دختر 14 سالهام را ربوده اند و برای آزادی او 20 میلیون تومان پول خواستهاند.
ماموران با اعلام این شکایت به دستور دادیار هاشمی - دادیار دادسرای جنایی تهران - تحقیقات خود را آغاز کردند و مادر فرشته را تحت بازجویی قراردادند، این زن گفت: 2روز پیش دخترم به طرز مشکوکی گم شد، وقتی تلاشهایمان برای پیدا کردن او به نتیجه نرسید موضوع را به پلیس خبر دادیم. در حالی که تلاشها برای پیدا کردن دختر 14سالهام ادامه داشت، دیشب فرشته با خانه تماس گرفت و گفت: پسری جوان مرا دزدیده و برای آزادی من تقاضای 20میلیون تومان پول کرده است. شوهرم وقتی این جملات را از دهان فرشته شنید در جا سکته کرد و ما به سرعت او را به بیمارستان رساندیم.
درادامه تحقیقات، تلفن منزل فرشته تحت کنترل درآمد و تمام مکالمات فرشته با خانوادهاش ضبط و آموزشهای لازم در این رابطه به خانواده فرشته داده شد. 24ساعت بعد دختر جوان در حالی که خود را بسیار مضطرب و نگران نشان میداد، دوباره با مادرش تماس گرفت و گفت پسر جوان، امیر نام دارد و قرار است اگر تا 24 ساعت دیگر پول به دست او نرسد مرا بکشد. در این میان مادر فرشته بنا به نقشه ماموران برای تحویل دادن مبلغ درخواستی با امیر قرار گذاشت. این در حالی بود که ماموران متوجه شدند، فرشته به یکی از شهرهای شمال برده شده و آدم ربا برای گرفتن پول با توجه به قرار گذاشته شده قطعا به تهران خواهد آمد، بنابراین مطابق نقشه، ماموران محل قرار را تحت نظر قرار دادند و زمانی که پسر جوان برای تحویل گرفتن پول در محل حاضر شد او را دستگیر کردند. جوان آدم ربا بلافاصله بعد از دستگیری مخفیگاه فرشته را معرفی کرد. جوان 24 ساله که امیر نام دارد در بازجوییها گفت: چندماه پیش به فرشته علاقهمند شدم، من و او ابتدا از طریق چت با هم آشنا شدیم. وقتی با او قرار گذاشتم و دیدمش، تصمیم گرفتم به این رابطه ادامه دهم، چند ماه بعد به فرشته پیشنهاد کردم چند روزی با هم به شمال برویم فرشته هم قبول کرد وقتی به شمال رفتیم به فرشته پیشنهاد کردم برای این که بتوانیم با هم ازدواج کنیم بهتر است با طرح نقشهای از پدرش 20 میلیون تومان پول بگیریم. برای همین نقشهای طراحی کردیم و قرار شد، فرشته با خانوادهاش تماس بگیرد و بگوید که من او را دزدیدهام. مطابق نقشه فرشته، با خانوادهاش تماس گرفت، او به من گفته بود پدرش به وی علاقه زیادی دارد و حتما این پول را خواهد داد. من نمیدانستم این تماس تلفنی ممکن است باعث سکته پدر فرشته شود. وقتی فرشته گفت خانوادهاش به دادن پول رضایت دادهاند، خوشحال شدم و قرار بعدی گذاشته شد. مطابق قرار من و فرشته به تهران آمدیم، او را در خانهای مخفی کردم تا در صورت گرفتن پول به خانه بروم و آزادش کنم ، اما توسط ماموران دستگیر شدم.
ماموران در ادامه تحقیقات خود متوجه شدند، پدر فرشته یک کارگر ساده است و دخترش نیز باتوجه به این که این مسئله را میدانسته نقشه را با امیر طراحی کرده، بنابراین فرشته تحت بازجویی قرار گرفت. او گفت: من دوستی به نام مینا داشتم که از طریق چت با امیر آشنا شده بود. پدر ومادر مینا بسیار سختگیر بودند ، به همین خاطر وقتی مینا با امیر قرار گذاشت از من خواست تا به جای او سر قرار حاضر شوم، من هم قبول کردم . وقتی امیر را دیدم تصمیم گرفتم به رابطهام با او ادامه دهم . امیر پسر جذابی بود وقتی رفت و آمد ما بیشتر شد امیر به من پیشنهاد ازدواج داد. من عاشق او شده بودم به همین خاطر قبول کردم، امیر پیشنهاد کرد به شمال برویم، من هم یک روز از خانه فرار کردم و به اتفاق امیر راهی شمال شدیم، اما هرگز به او نگفتم دختری که با او چت میکرده من نبودم چون میترسیدم مرا ترک کند.
وقتی به شمال رسیدیم، امیر پیشنهاد کرد برای این که بتوانیم پولی برای ازدواج داشته باشیم نقشهای بکشیم، من هم قبول کردم، با این که پدرم یک کارگر ساده بود، ولی میدانستم من برایش اهمیت زیادی دارم و حتما این پول را تهیه میکند و من میتوانم با امیر ازدواج کنم ، من نمیدانستم پدرم با شنیدن چنین خبری سکته میکند.
بنابراین گزارش، امیر و فرشته هم اکنون توسط دادیار هاشمی بازداشت شدهاند و بازجویی از آنها ادامه دارد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|