سه شنبه 19 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی روزی روزگاری طوطی از زبان خویش در بند افتاد

 
 

هموطن , سه شنبه 9 اسفند 1384

طوطی از زبان خویش در بند افتاد

 
 

طوطی از مکان خود پرواز نمود؛ باز را به آن رها کردند و او را گرفته در قفس نمودند.

طوطی از زبان خویش در بند افتاد
در شهرری در زمان قدیم شهریاری بود با گنج و خزاین بی‌کران و مداخل بی‌پایان و با رحمت و احسان، او را پسری بود در غایت پاکی و زیرکی و نهایت خوبی و آراستگی، و او را به عالم دانایی سپرد تا علم و ادب بیاموزد؛ آن عالم همیشه در خدمت پسر می‌بود و آن پسر نیز جد و جهد داشت و خواب و آسایش بر خود حرام کرده و در طلب علم و تحصیل کوشش می‌کرد.
روزی آن شاهزاده استاد را گفت: «یا مولانا علوم را آخر نیست عمرها باید تا کی تحصیل آن کند مرا کلمه‌ای بیاموز؟» آن عالم فرمود: «اگر درد و جهان نجات و رستگاری می‌خواهی خاموشی را برگزین که هر گناهی و بلایی بر سر آدمی می‌آید از زبان زیان کار است و خاموش‌نشین و فارغ از عالم باش».
چون شاهزاده از آن عالم فاضل این فقره بشنید گفت: «یا مولانا الحال صلاح در آن است که پای عزلت در دامن قناعت کشم».
چون شاهزاده این سخنان بشنید خاموش شد. روز دیگر چون علما و فضلا جمع شدند استاد ابتدا به کلام کرد و چند مرتبه تکرار نمود و اهل علم همه به سخن درآمده و از هرجا گفت‌وگو می‌کردند. شاهزاده خاموش بود و هیچ نمی‌گفت!
علما همه تعجب نمودند که شاهزاده را که در نهایت فصاحت و بلاغت و فهم و ادراک است چه شده که سکوت اختیار نموده و سخن نمی‌گوید؟ پس پادشاه را خبر کردند و پیش پسر آمد هرچند سخن گفت جواب نشنید! پادشاه گمان کرد او را علتی حادث شده که سخن نمی‌گوید. فرمود تا اطبا جمع شدند و تفحص کردند هیچ علتی و مرضی در وی ندیدند. گفتند: «باید پسر به شکار برود شاید چیزی از او معلوم شود».
پس پادشاه امر فرمود و به عزم شکار سوار شدند و پسر را نیز همراه برده و در صحرا سواره می‌گشتند.
ناگاه طوطی‌ای در آن صحرا فریاد کرد و صدایی برآورد.
ملک و شاهزاده و حشم به اثر بانگ او رفتند، ملک فرمود تا پیاده‌ها با سرچوب در علفزار بیخ بته‌ها را کاویدند.
ناگاه طوطی از مکان خود پرواز نمود؛ باز را به آن رها کردند و او را گرفته در قفس نمودند. شاهزاده به سخن آمد و گفت: طوطی اگر در مکان خود زبان زیان کار را نگاه می‌داشت هر آینه در بند نمی‌افتاد که گفته‌اند: «زبان سرخ سرسبز می‌دهد برباد».
«جامع التمثیل»

 
 

هرگز میان من و تو دوستی نشود
من هنوز دیوانه‌ام!
مبالغ کثیری استفاده برده‌اند

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار