| ساز گويندگان امروزكوكنشده |
|
خانواده سبز , چهارشنبه 22 خرداد 1387 - ساعت 23:08 |
به گفته خودش عاشق تئاتر بوده اما اين جادوي دوبله است كه او را دگرگون ميكند و اينگونه 50 سال از عمرش صرف خدمت به اين حرفه ميشود.
|
به گفته خودش عاشق تئاتر بوده اما اين جادوي دوبله است كه او را دگرگون ميكند و اينگونه 50 سال از عمرش صرف خدمت به اين حرفه ميشود.
صدايش بيشتر با شخصيتهاي كارتوني به گوش كودكان ديروز و امروز طنينانداز شده است معروفترين آنها صداي بيگلي در كارتون «گوريلانگوري»، روباه مكار در «پسر شجاع»، «كارآگاه گجت» و وروجك همان شخصيت نقاشی شده كارتون «وروجك و آقاي نجار» است.عاشق كودكان است و تمام تلاش او، حككردن يك يادگار خوش در ذهن پاك كودكان بوده است.كسي كه با خلق صداي شخصيتهاي كمدي از جمله فرانكو (در فيلمهاي جيچو و فرانكو) در ترسيم خاطرات خوش بزرگترها نيز نقش داشته است، البته شخصيتسازي كمدي او، شامل حال اهالي راديو نيز شده و در برنامه «صبح جمعه با شما» با صداي معروف «رحمت گرد چاقه» آن روستايي سادهدل معروف، لبخند را بر لبان شنوندگان نشانده است.با اين وجود، تاكنون كمتر كسي پيدا شده تا لبخند را بر لبان او جاري سازد و پاداش اين همه فعاليت مفيد او را بدهد. تهران امروز پاي درددلهاي اصغر افضلي،این گوينده خلاق نشستيم و احوالات او را جويا شديم.
چگونه از عالم هنر سر درآورديد؟
زماني كه مشغول تحصيل در دوران متوسطه بودم، با هنر تئاتر آشنا شدم. خاطرم هست كه يك روز به ديدن نمايشي به نام «پرنده آبي» در تئاتر سعدي رفتم كه در آن آقاي خيرخواه و خانم مهرزاد حضور داشتند و يكباره شيفته و عاشق هنر تئاتر شدم و عشق حضور در صحنه تئاتر در من زنده شد. ديگر تمام فكر و ذكرم معطوف اين شده بود كه چگونه وارد عرصه تئاتر شوم. پس از مدتي از طريق يكي از بستگان كه در كنار علي محزون در تئاتر تهران فعاليت ميكرد به ايشان معرفي شدم و ايشان هم با اطلاع از ميزان علاقهمنديام به اين هنر، من را به تئاتر فردوسي معرفي كرد. به اين ترتيب در سال سوم متوسطه به تئاتر آمدم.
پس استعداد گويندگي شما در صحنه تئاتر نمايان شد؟
بله، چندي بعد از اينكه فعاليتم در تئاتر پا گرفت، با آقاي احمد رسولزاده آشنا شدم. آن زمان با هم نمايشنامه «اسمال در نيويورك» را كار ميكرديم. ايشان كه بهتازگي وارد حرفه دوبله شده بودند، به من هم پيشنهاد دادند كه اين حرفه را تجربه كنم. يادم هست آن روز با تعجب پرسيدم؛ دوبله ديگر چيست؟ او هم در قالب يك جمله ساده در جواب من گفت: «يك جايي است كه فيلمها را حرف ميزنند.»
فعاليت در تئاتر چقدر به شما كمك كرد تا در اين حرفه خوش بدرخشيد؟
بسيار زياد. وقتي كه وارد دوبله شدم، گويندگي برايم بسيار راحت بود، چراكه با بازيگري آشنايي داشتم و خلق شخصيت را بهخوبي ميدانستم، ضمن اينكه دوستان بسيار خوبي هم در اين حرفه پيدا كردم كه عشق به دوبله را در من شعلهور ساختند، تا آنجا كه حرفه تئاتر و كار در بانك را رها كردم و تمام انرژيام صرف حرفه گويندگي شد. 50 سال است بجز اين شغل، به سراغ حرفه ديگري نرفتهام.
اولين فيلمي كه دوبله كرديد؟
فيلمي بود به نام «سه دوچرخهسوار» كه محصول كشور فرانسه بود و من در آن فيلم يك نقش كوتاه داشتم، اما براي شنيدن صدايم هفت، هشت بار به سينما رفتم! آخه خيلي ذوقزده شده بودم.
اگر اين حرفه را انتخاب نميكرديد، سراغ چه شغلي ميرفتيد؟
عشق اولم خدمت در نيروي دريايي بود و بعد هم افسر شهرباني اما قسمت بر اين بود كه به حرفه دوبلاژ بيايم.
قسمت بود يا آرزو؟
خير اگر به دوران گذشته باز ميگشتم هرگز به سراغ دوبله نميآمدم.
چرا، شما كه به خاطر آمدن به دوبله از عشق به تئاتر هم گذشتيد؟
آن زمان جريان فرق ميكرد. دوبله ارزش و احترامي داشت. آن دوران آنقدر اين شغل محترم بود كه روساي كمپانيهاي بزرگ سينمايي بزرگترين افتخارشان اين بود كه با يك دوبلور حرف بزنند، اما امروز ديگر شاهد چنين رويدادهايي نيستيم. متاسفانه حرمت اين كار از بين رفته است و اگر يك مقدار ارزش اندك در اين كار ديده ميشود به خاطر وجود بزرگترهاي دوبله است كه نام دوبله را زنده نگه داشتهاند. متاسفانه سره و ناسره با هم يكي شده است.
منظورتان از اينكه سره و ناسره يكي شده است، چيست؟
برايتان يك مثال ميزنم، شاگرد يك نجار با وجود تبحر و خبره شدن در حرفهاش هنوز از استاد خود به نيكي ياد ميكند و هرگز حرمت او را با وجود اينكه ديگر شاگرد او نيست، از بين نميبرد و هميشه از او به عنوان استاد خود ياد ميكند. نهتنها يك نجار بلكه هر كسي كه عمري را در يك حرفه صرف ميكند، از استاد خود به نيكي ياد ميكند. اما چه اتفاقي براي دوبله ما افتاده؟ با گذشت 50 سال فعاليت، بايد براي گويندگي يك نقش انتظار بكشم. به گروههاي دوبله زيرزميني جواز كسب و كار ميدهند و تازهكارها هم با تقليد صدا شروع به ترجمه فيلم ميكنند نه دوبله فيلم. سوال من اين است پس ما چي؟ نه از تجربياتمان استفاده ميكنند و نه برای كارها از ما دعوتی به عمل ميآورند.
منظورتان از تقليد صدا و ترجمه فيلم چه بود؟
زمان ما وقت زيادي صرف دوبله يك فيلم ميشد، حداقل 3 روز طول ميكشيد تا يك فيلم دوبله شود و در مدت اين 3 روز كوچكترين حالتهاي بازيگر هم مورد بررسي قرار ميگرفت و تمام حالات بازيگر با توجه به نقش و موقعيت خودش در فيلم گفته ميشد. بارها و بارها صداها شنيده ميشد و هرگونه ضعف و كاستي در كار از بين ميرفت اما امروز با كار ماشيني در هر روز يك يا چند فيلم دوبله ميشود و براي سرعت بخشيدن به كار مدير دوبلاژ ديگر وقت صرف از بين بردن كاستيها نميكند. ماشيني شدن كار بسيار خوب است ولي سادهانگاري به ضرر دوبلهها تمام ميشود.
به اعتقاد شما در اين زمينه مدير دوبلاژ مقصر است يا گوينده؟
نميتوان مدير دوبلاژ را به ناديده گرفتن ضعف و كاستيها محكوم كرد. مشكلات بسياري در كار مدير دوبلاژ وجود دارد، به نظرم انتخاب گويندگان يك فيلم به مانند جمعآوري گروه اركستر است. اگر كسي در اين ميان جاي خودش قرار نگرفته باشد، به مانند ساز كوك نشده ريتم را بر هم ميزند. در مرحله انتخاب بايد هر گوينده به مانند مهره شطرنج، سر جاي خودش قرار بگيرد.
وقتي مديريت دوبلاژ يك اثر را به عهده ميگيريد چقدر به اين فاكتورها توجه ميكنيد؟
هر زمان كه مديريت دوبلاژ فيلمي را قبول ميكنم در درجه اول بررسي ميكنم كه در موقعيتهاي عجلهاي قرار نداشته باشد اگر اينگونه باشد فيلم را پس ميدهم. بعد به تركيب گويندهها فكر ميكنم بهطوري كه نقشها با صداها مرتبط باشد و در اين جريان بسيار موشكافانه عمل ميكنم.
با توجه به اینکه در گویندگی شخصیت های كارتونی فعاليت چشمگيري داشتيد و تيپهاي شخصيتي زيادي را خلق كرديد بفرمایید مشكل دوبله كارتون امروز ما در چيست؟
كارتونهايي مثل گوريلانگوري، پسر شجاع يا وروجك و آقاي نجار يا كارآگاه گجت و ساير كارتونهايي كه در قبل دوبله ميشد به اين دليل موفق بودند كه دوبلههاي بسيار قوي داشتند و نظارت بسيار دقيقتري در آنها صورت ميگرفت. مدير دوبلاژ از گوينده ميخواست تا خودش تيپسازي كند نه اينكه از گويندگان ديگر تقليد كند. متاسفانه مشكل بزرگي كه امروز پيش روي ما است همين تقليد صدا است. من تقليد صداي دوبلهشده جري لوئيس يا نورمن ويزدام را در كارتونهاي امروز مشاهده كردهام. به اعتقاد من اگر گوينده كارتون نتواند تيپسازي كند نبايد او را گوينده ناميد. گويندگي يك كارتون به تمرين و ممارست احتياج دارد؛ چيزي كه امروز در گويندگان اصلا وجود ندارد. امروزه از سوپراستارهاي سينماي جهان مثل رابرت دنيرو براي گويندگي انيميشن استفاده ميكنند چرا كه آنها ميتوانند تيپ شخصيتي بسازند. جالب است كه بزرگترين افتخارات آنها در درجه اول همين دوبلههاي كارتون است و بعد بازيگري. اما متاسفانه در كشور ما تنها قشر مظلوم عرصه هنر همين گويندگان هستند.
فعاليت راديوييتان تنها «صبح جمعه با شما» و يك برنامه 46 قسمتي قصه شب بود. دليل كمكاري شما در اين عرصه چيست؟
برنامه صبح جمعه با شما به دعوت زندهياد منوچهر نوذري صورت گرفت. از من خواستند كه با خلق چند تيپ شخصيتي شادي را بر لبان مردم جاري كنم و من هم اين دعوت را قبول كردم و نتيجه آن شخصيتهايي بود از جمله «رحمت گردچاقه» با تيپ صداي روستايي كه بسيار هم خوش درخشيد. بماند كه به آن تيپ شخصيتي هم ناخنكي زدند و متاسفانه امروز در جمعه ايراني شاهد تقليد صداي من هستيم. در كل كار راديو را زياد دوست ندارم چرا كه دلم را شكستند و با بيمهري مواجه شدهام. يك برنامه 46 قسمتي هم در همان سالها در برنامه قصه شب به مناسبت ماه مبارك رمضان اجرا كردم كه متفاوت بود و برخلاف تيپهاي كمدي و طنز تيپ پيرمردي را خلق كردم كه اشك همكاران را هم درآورد.
به اعتقاد و سليقه خودتان بهترين فيلمي كه دوبله كرديد چه بوده است؟
از كارهاي دلچسبي كه دوبله كردم فيلم «كريسمس در خانه» بود كه به جاي ميكي روني حرف زدم.
و از ميان تجربههاي كارتون كدام را بيشتر پسنديدهايد؟
تمامي كارهاي كودكان را دوست دارم چرا كه همواره تلاشم اين بوده است كه يادگار خوبي در ذهنهاي پاكشان باشم.
جادوي دوبله، شما را 50 سال در اين حرفه پايبند كرد. رمز اين ماندگاري چه بود؟
تنها عشق به دوبله و عشق به همكاران. چرا كه زمانهاي سپريشده با آنها حتي بيشتر از خانواده بوده است. آرزو ميكنم كه روزي دوباره آن صميميتها بر دوبله ما حكمفرما شود. شدت تعلقخاطر و دلبستگيام به اين حرفه در حدي است كه روزهايي كه در كنار دوبله نيستم با شنيدن صداي همكارانم در يك فيلم ناخودآگاه اشك در چشمانم حلقه ميزند چرا كه 50 سال از عمرم را با اين حرفه زندگي كردهام.
|
|
| روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com |
| آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news105131.html |