| زنان در عرصه رسانهها |
|
ایرنا , جمعه 7 تير 1387 - ساعت 16:08 |
در عصر حاضر، سرمايه گذاري هاي عمده اي در اين بخش صورت مي گيرد و روز به روز بر تعداد آنها افزوده مي شود. |
حوزه مطبوعات و رسانهها علاوه بر اهميت و جايگاه مهم اجتماعي، سياسي و اقتصادي، نقش بسزايي در ايجاد کار و افزايش اشتغال در جامعه دارد.
زنان ايراني پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در اين عرصه نيز هم چون ساير عرصه ها، حضوري فعال و چشمگير دارند.
افراد زيادي به طور مستقيم و غير مستقيم در عرصه مطبوعات فعاليت دارند. در عصر حاضر، سرمايه گذاري هاي عمده اي در اين بخش صورت مي گيرد و روز به روز بر تعداد آنها افزوده مي شود.
انتشار بيش از 1900 نشريه که حدود يکصد عنوان آن را روزنامه تشکيل ميدهد، چند خبرگزاري و پايگاه اطلاع رساني خبري همراه با فعاليت 1170 دفتر نمايندگي و پخش مطبوعات و رشد نسبي شمارگان روزنامه ها و نشريات ادواري گوياي فعاليت گسترده مطبوعات و سازمان هاي خبري در عرصه رسانه اي و اطلاع رساني کشور است.
در اين ميان نقش و تاثير زنان در عرصه اطلاع رساني کشور برکسي پوشيده نيست. زنان مسلمان ايراني در اين عرصه هم چون ديگر عرصه هاي اجتماعي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، حضوري چشمگير و فعال دارند.
به گزارش معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد، از ميان 1067 مطبوعه يي که در تهران منتشر مي شود، 99 مديرمسوول زن براي مجلات منظم، 13 مديرمسوول براي مجلات نامنظم و در ميان روزنامه هاي سراسري، يک مديرمسوول زن وجود دارد.
فارغ از رسانه هاي رسمي، حضور گسترده زنان ايراني در عرصه رسانه هاي «غيررسمي» و «مجازي» نيز شگفت انگيز است.
آماري که از سوي" دفتر مطالعات و توسعه رسانه هاي معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي" در سال 1386منتشر شده است و ضعيت شاغلان در رسانه ها و زنان شاغل در اين بخش را بيان مي دارد. اين آمار تنها آمار رسمي و مورد اطمينان موجود در کشور در باره شاغلان زن در رسانه هااست.
اين پژوهش از سوي مرکز مطالعات و توسعه رسانه هاي وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 1384 در تمامي استان هاي کشور صورت گرفته است. نتايج اين بررسي نشان مي دهد: از 30960 تعداد شاغل و فعال در عرصه مطبوعات و خبرگزاري ها در کل کشور حدود 5/26 درصد را زنان تشکيل مي دهند.
بيش از 60 درصد از 8191 تعداد زنان شاغل و فعال در عرصه مطبوعات و خبرگزاري هاي کل کشور در استان تهران مشغول بکار هستند.
استان ايلام با حدود 40صدم درصد کمترين زنان شاغل و فعال در اين عرصه را دارد.
بعد از استان تهران، استان خراسان رضوي با بيش از 4 درصد بيشترين زنان شاغل و فعال در عرصه مطبوعات و خبرگزاري هاي کل کشور را به خود جلب کرده است.
بر اساس تعاريف انجام شده در اين گزارش منظور از تعداد کارکنان، شاغلاني هستند (اعم از مدير مسئول، مدير داخلي، هيئت تحريريه، روزنامه فروش، مشاغل فني، اداري، خدماتي و...) که به صورت تمام وقت يا پاره وقت با دريافت مزد يا حقوق و يا بدون مزد و حقوق در واحد کار مي کنند.
کارکنان موردي و روزنامه نگاران آزاد که به صورت موردي مطلب يا خبر تهيه مي کنند و آن تعداد از کارکنان خارج از واحد که بر انجام قسمتي از فعاليت واحد مانند آگهي در استخدام ديگران (پيمان کار) هستند جزء کارکنان واحد محسوب نشده اند. همچنين کارکنان بخش چاپخانه نشريات و موسسات خبري نيز جزء کارکنان واحد محسوب نشده اند.
* سهم زنان جهان از مشاغل مرتبط با رسانهها
سهم زنان در مشاغل مرتبط با رسانههاي جمعي در جهان به طور متوسط کمتر از 30 درصد است. در حوزههاي فني که دستمزد بالايي پرداخت ميشود، سهم متوسط زنان بين 4 تا 9 درصد است. در راديو و تلويزيون، زنان در مشاغلي مانند گويندگي، اجرا و دستياري متمرکزند، اما به ندرت به مقام هاي مديريتي ارتقا مييابند.
در تحقيقي که در 30 کشور دنيا انجام شده، در بيش از 200 سازمان رسانهاي زنان تنها در هفت رسانه در راس قرار دارند و در هفت رسانه ديگر در سمت معاونت هستند- البته، بيشتر اين رسانه ها شرکت هاي کوچک راديويي يا مجلات خبري هستند- (به نقل از کتاب آموزش حقوق انساني زنان و دختران، نشر دنياي مادر؛82 13) *وضعيت زنان آمريکايي در رسانه هاي اين کشور.
براساس گزارش شماره 3487 روزنامه ايران در سال 1385، در آمريکا زنان به عنوان منبعي براي خبر ناديده گرفته شده اند.
براساس يک پژوهش رسانه اي درباره زنان که توسط اتحاديه پژوهش در امر ارتباطات آمريکا تحت عنوان "تفاوت جنسيتي در رسانه ها" منتشر شد، زنان هنوز نتوانسته اند موجوديت خود را به عنوان منبع خبري اثبات کنند و در تمام رسانه هاي خبري دورنماي فکري زنان ناديده گرفته شده است.
در تلويزيون، در بيشتر برنامه هاي صبحگاهي که معمولا برنامه هاي سرگرم کننده هستند، زنان به عنوان مصاحبه گر فعاليت مي کنند.اگر برنامه خبري در شبکه کابلي پخش شود يا گزارشي درباره ورزش تهيه شود، احتمال معرفي زنان به عنوان منبع خبري به حداقل مي رسد.
براساس تحقيقات يک موسسه پژوهشي وابسته به "مدرسه خبرنگاري دانشگاه کلمبيا " در نيويورک، هنگامي که گزارشي در ارتباط با روابط خارجي کشورهاست، از زنان کمتر نقل قول مي شود.
در اين پژوهش، 16 روزنامه، 4 شبکه خبري شبانه، سه شبکه خبري صبحگاهي، 9 برنامه مختلف تلويزيوني و 9 شبکه اينترنتي در 4 زمان مختلف، به مدت 9 ماه مورد بررسي و مطالعه قرار گرفتند. مشخص شد که در سه چهارم (76 درصد) از تمام گزارش ها حداقل يک منبع موثق مرد وجود داشت، در حالي که فقط يک سوم (33 درصد) گزارش ها از زنان استفاده کرده بودند.
اين مشکل، هنگامي که از منابع خبري متعدد استفاده مي شود، حادتر مي شود. در تهيه يک گزارش خبري که تعداد گزارشگران آن بيش از دو نفرند، اغلب از گزارشگران مرد استفاده مي شود و تعداد گزارشگران زن در يک گروه خبري تقريبا دو نفر مي شود (55 درصد مردان و 15 درصد زنان ) شبکه هاي کابلي که ترجيح مي دهند از نيروي مردان استفاده کنند، توجه بينندگان شبکه هاي بازرگاني را که اغلب از زنان استفاده مي کنند، بيشتر به خود جلب کرده اند.
در سال 1989 (1378 ه.ش) در گزارشي تحت عنوان "زنان، مردان، رسانهها" که توسط "بتي فريدن" و "نانسي وودهال" انجام گرفت، نتايج چندين پژوهش انجام گرفته درباره زنان و پوشش رسانه اي منتشر شد.
اين گزارش مشخص کرد که تعداد زنان در گزارش ها و اخبار صفحه اول کمتر از يک چهارم است و اغلب نسبت به مردان، موقعيت اجتماعي و اقتصادي ضعيف تري دارند.
در تحقيقي که در سال 2000 ميلادي ( 1379 ه.ش ) درباره پوشش خبري مربوط به ارتش، زنان، مردان و رسانه ها انجام گرفت، مشخص شد که در بين کارشناسان غيرنظامي و سياستمداراني که اخبار ارتش را تفسير مي کنند، تقريبا هيچ زني وجود ندارد.
در يکي از پژوهش هاي انجام شده که پوشش خبري زنان و مردان درباره مسائل سياسي را با هم مقايسه کرد، مشخص شد که نفوذ زنان به عنوان رئيس برنامه، به دليل وجود نابرابري جنسيتي بسيار اندک است و اين شرايط درباره زناني هم که مصاحبه گر برنامه هاي سياسي اند، صدق مي کند.
* وضعيت زنان در عرصه رسانه هاي اروپايي
روزنامه "ايران" در شماره 3415 خود به نقل از "مرکز اطلاع رساني سازمان ملل متحد " نوشت : با وجود افزايش تعداد زنان شاغل در سطوح پايين و مياني سازمان هاي رسانه اي در دهه گذشته - هنوز تعداد زنان شاغل در سطوح تصميم گيري در رسانه هاي سنتي مانند راديو- تلويزيون و بخش هاي ارتباطي جديد چو ن رسانه هاي چندگانه و پست الکترونيکي اندک است.
در پژوهشي که ازطرف فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران انجام گرفت - مشخص شد که با وجود اينکه يک سوم از کل روزنامه نگاران جهان زن هستند- تنها 3 درصد از مديران اجرايي کل و تصميم گيرندگان را زنان تشکيل مي دهند.
اطلاعات و آمار منتشرشده ازسوي اتحاديه اروپا درمورد زنان شاغل در پست هاي مديريتي نشان مي دهد که در سال 2001 ( 1380 ه.ش ) فقط 9 درصد از پست هاي مديريت ارشد در صنايع ارتباطي اروپا توسط زنان هدايت و رهبري مي شود.
*آمار کشته شدگان روزنامه نگاران زن در جهان
بر پايه گزارش سازمان گزارش گران بدون مرز در سال 2006 ميلادي ( 1385 ه.ش ) در ميان 82 روزنامه نگار کشته شده، 9روزنامه نگار زن وجود داشت که 11 درصد اين رقم را تشکيل مي دهد،در سال 2005 ( 1384 ه.ش ) اين آمار 13 درصد بود.
هيچگاه به اندازه سال هاي اخير آمار کشته شدن روزنامه نگاران زن اين گونه سير صعودي نداشته است، در سال 2004 ميلادي ( 1383 ه.ش ) درصد روزنامه نگاران زن که هنگام انجام وظيفه جان خود را ازدست داده و به قتل رسيده اند7/5 در صد بود که نسبت به سال 2003 ميلادي که 2/5 درصد بود افزايش نشان مي دهد.
* وضعيت زنان در عرصه رسانه اي کشور
برخلاف تصور عامه در مورد انواع مشاغل زنان در جامعه ايران که عمدتاً به مشاغل آموزشي، پرستاري و پزشکي محدود ميشود، مشاغل ديگري همچون توليد رسانهاي نيز وجود دارد که نه تنها به وسيله زنان انجام ميشود، بلکه ميتواند اثرات مثبتي را نيز از جمله شناسايي استعدادها و تواناييهاي زنان در پذيرش مسؤوليت در پي داشته باشد.
از همين رو جهت آشنايي بيشتر با مسائل زنان در اين حوزه با چند تن از زنان مسئول، صاحب نظر و فعال در حوزه رسانه به گفت وگو نشسته ايم.
"سميرا اصلانپور" مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در امور بانوان، در اين زمينه به پژوهشگر ايرنا مي گويد: زنان نيمي از جامعه را تشکيل مي دهند و بنابراين بايد در عرصه هاي گوناگون جامعه حضور داشته باشند نبايد ما در يک عرصه از افکار، انديشه و احساسات زنانه کاملا بي بهره باشيم.
زيرا اگر در هر عرصه اي هر تصميم گيري شود، براي تمام جامعه اعم از مردان و زنان خواهد بود. بنابراين خود زن ها نيز بايد هم براي بيان مسائل خودشان و هم براي تصميم گيري در مورد آن ها نقش داشته باشند.
به گفته اين روزنامه نگار به همين دليل در رسانه ها هم اعم از رسانه هاي مکتوب مانند مطبوعات، مجلات و رسانه هاي گفتاري و شنيداري مانند راديو و تلويزيون زنان بايد حضور داشته باشند.
اصلانپور در ادامه مي گويد: در زمان حاضر هم حضور زنان در رسانه ها کمابيش خوب و در حال رشد است. اما به نظر مي رسد ما بايد يک مقدار عميق تر به اين مسئله نگاه کنيم.
يعني ببينيم واقعا زنان ما در يک رسانه اي مثل روزنامه در چه جايگاهي هستند. و در چه سطوحي قرار دارند؟ آيا اصلا در مديريت از آن ها استفاده مي شود و نظراتشان در تصميم گيري ها تاثير دارد؟ يا اين که فقط در آن جا حضور دارند براي اين که به آن ها دستور داده شود و آن کار را انجام دهند.
وي مي افزايد: متاسفانه ضعفي که در تمام عرصه هاي مديريتي و از آن ميان عرصه رسانه ها به نوعي مشهود است اين است که اگر حضور زنان را از لايه هاي پاييني يک سيستم به سمت مديريت مياني و مديريت سطح بالا در نظر بگيريم، مي بينيم که از ميزان حضور به شدت کاسته مي شود.
يعني شايد در لايه هاي پاييني زنان به عنوان خبرنگار، نويسنده، و مجري، حضور قابل قبولي داشته باشند اما در سطح مديريتي مي بينيم که به شدت حضورشان کم مي شود. به ويژه در رسانه هاي پرتيراژ ما اصلا حضور زنان را در سطوح تصميم گيري و مديريت نداريم. زنان در اين سطوح کاملا غايب هستند.
مشاور وزير ادامه مي دهد: من خودم به عنوان روزنامه نگار سابقه کار در رسانه دارم. سال ها در مطبوعات مختلف کار کرده ام. هم با مسائل تخصصي در حوزه ادبيات داستاني و هم در مطبوعات عمومي حضور داشته ام. بارها ديده ام که يک آقاي جوان وقتي که با حداقل توانايي، تجربه و سواد در يک سيستم مطبوعاتي قرار مي گيرد به سرعت در همان رسانه يا رسانه هاي ديگر رشد مي کند و پله هاي ترقي را طي مي کند.
من از اين موارد نمونه هاي بسيار زيادي را در طي دوران کاري خودم ديدم. اما زنان اگر هم با تجربه و تحصيلات وارد عرصه مطبوعاتي و رسانه اي وارد شوند، در همان سطحي که وارد شده اند درجا مي زنند و معمولا هيچ گونه امکان رشدي برايشان وجود ندارد.
از يک حدي که بالا مي رويم اصلا حضور زنان را نمي بينيم. در نشريات معروف و پرتيراژ و شناخته شده ما چند درصد از سردبيرها، مدير مسئول ها و صاحب امتيازها خانم هستند؟ به گفته اين فعال رسانه اي وضعيت فوق در حقيقت اين فکر را به ما القاء مي کند که خانم ها براي اين فقط در سطوح پاييني هستند که خيلي توقع شان کمتر است، خيلي راحتر مي شود با آن ها کنار آمد و به طور کل در ازاي کار بيشتر، حقوق کمتر و توقع کمتري دارند.
اصلانپور ضمن تصريح اين نکته که موانع فوق اغلب جهاني هستند، ادامه مي دهد: يک تعريف وجود دارد به نام "سقف شيشه اي" که وارد ادبيات ما هم شده است . بر اساس اين تعريف سقف شيشه اي امکان رشد به خانم ها را از يک حدي بيشتر نمي دهد.
مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه ضمن تاکيد بر اين نکته که اين نوع ديدگاه ريشه در فرهنگ ما دارد مي گويد: در فرهنگ ما به هر حال اين طور تعريف شده که زنان همان بهتر که بروند در خانه بنشينند.
اين فکر در پس ذهن آقايان حتي در فرهنگي ترين اقشار ما وجود دارد و بالاخره در جايي خودش را نشان مي دهد و تحميل مي کند.
اصلانپور مي افزايد: در واقع ما محدوديت قانوني نداريم. در قانون اساسي ما، اساس نامه ها و آيين نامه هاي ما هيچ گونه محدوديتي براي حضور خانم ها ندارد. اين در فرهنگ جامعه است. آن فرهنگي که حتي در فرهيخنه ترين افراد اقشار جامعه ما هم وجود دارد که خانم ها اصلا براي مديريت ساخته نشده اند.
اين روزنامه نگار ادامه مي دهد: معمولا خانم ها کارشان را با دقت، سليقه و وسواس بيشتري انجام مي دهند. زياده خواهي ندارند. خيلي آن قله هاي رفيع رشد و ترقي را در نظر ندارند، در همان محدوده اي که به آن ها داده مي شود با دقت و قانونگرايي بيشتري انجام وظيفه مي کنند.
اما آقايان مي خواهند عرصه هاي بزرگي را فتح کنند و با جاه طلبي دلشان مي خواهند مدام رشد کنند. رشد را هم در اين مي بينند که پست هاي بالاتري بگيرند و اصلا گمان مي کنند که حقشان است و به همين جهت به خانم ها در اين گونه مواقع اصلا اجازه رشد نمي دهند.
در حالي که عموما براي خانم ها رشد کيفي بيشتر از رشد کمي اهميت دارد .
به گفته وي اگر وارد تحريريه يک روزنامه شويد مي بينيد که حضور زنان کم نيست و خانم ها نشان داده اند در عرصه روزنامه نگاري و خبرنگاري که به هر حال يک کار سخت و با دست مزد کم است حضور بيشتر و فعال تري دارند.
به همين علت در بخش تهيه خبر و گزارش حضور خانم ها خوب و چشمگير است اما در سطوح بالا و مديريتي اين حضور کم رنگ مي شود.
"اعظم راود راد" جامعه شناس امور رسانهاي نيز در اين باره ميگويد: نقش زنان برنامهساز در راديو و تلويزيون ميتواند در توسعه نگاه مثبت به زنان و نقشهاي گوناگون خانوادگي، اجتماعي و شغليايشان بسيار مهم باشد و در ايجاد فضايي تفاهمآميز و مبتني بر درک متقابل در جامعه مؤثر باشد.
وي در باره نقش زنان در اين رسانه مي افزايد: تنها 14درصد از مشاغل توليدي راديو و تلويزيون ايران در اختيار زنان است که بيش از 60 درصد اين تعداد در شغل هايي همچون تهيه کننده و منشي صحنه حضور دارند و در شغل هاي توليدي همچون تصوير برداري، نورپردازي و آهنگسازي، کمتر از ده زن فعاليت مي کنند.
به گفته اين استاد دانشگاه، حضور زنان در اين عرصه نشان مي دهد اين مشاغل مردانه نيستند و زنان نيز توانايي کار در اين عرصه ها را دارند.
وي به حضور اندک زنان در مشاغل توليدي صدا وسيما اشاره مي کند و مي گويد: 85 درصد زنان شاغل در صدا و سيماي ايران در راديو مشغول فعاليت هستند و تنها 7/2 درصد مديران صدا و سيما را زنان تشکيل مي دهند.
نوع برنامه هاي توليدي زنان بيشتر در گروه هاي فرهنگي، اجتماعي، کودک و نوجوان، ادب و هنر و آموزشي است و کمتر در گروه سياسي و تاريخ فعاليت دارند.
وي در ادامه از مقايسه وضعيت زنان توليد کننده در صدا و سيما با مردان همين سنخ به اين نتيجه مي رسد که زنان در رسانه کم مخاطب تر يعني راديو و نيز در فعاليت هاي توليدي کم درآمدتر مثل نويسندگي بيشتر حضور دارند در حالي که حضور مردان در رسانه پر مخاطب (تلويزيون) بيشتر است و فعاليت هاي پردرآمدي همچون ساخت سريال هاي تلويزيوني را در اختيار دارند.
اين صاحب نظر در عرصه رسانه ها در ادامه بر اهميت برنامه ريزي سازمان هاي رسانه اي براي حل اين معضل تاکيد مي کند و با ذکر مثالي منظور خود را روشن مي سازد: يکي از برنامه هاي اصلي راديو "بي بي سي" حضور زنان در آن بود. تا سال 1971( 1350،ه.ش ) 33 درصد توليد برنامه ها در دست زنان بود تا سال 1976 ( 1355 ه.ش ) در بخش مديريتي حداقل يک زن وجود داشت. ولي اين روند به تدريج بهبود يافت و تا سال 1999 حضور زنان در مشاغل توليدي و مديريتي اين سازمان افزايش يافت.
به گفته راود راد عامل مهم توجه به نقش زنان در ? بي بي سي"خواست سازماني" بود. بدين معنا که در طي يک دوره به دليل کم رنگ بودن حضور زنان، مديريت طبق برنامه پذيرش زنان براي کار را در اولويت قرار داد تا اين سازمان به حدي از تعادل حضور بين زنان و مردان برسد.
اين استاد ارتباطات مي گويد: براي بهبود وضعيت زنان در رسانه ها افزايش تعداد توليدکنندگان رسانه اي زن با استفاده از مکانيزم هاي حمايتي، بازنمايي واقع گرايانه تر از وضعيت زنان جامعه، آموزش هاي حرفه اي به زنان و تغيير ديدگاه هاي خود زنان توليد کننده رسانه اي لازم و ضروري است.
وي ضمن تاکيد بر حضور هر چه بيشتر زنان در کادرهاي حساس رسانه ها مي افزايد: به دليل آشنايي آنان با وضعيت و ديدگاه هاي زنان جامعه، در توليدات بهتر نقش موثري دارند.
به گفته معاون پژوهشي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، عوامل منفي مؤثر برکار رسانهاي موجب شده است که زنان در مقايسه با مردان، پيشرفت و ارتقاي سازماني کمتري داشته باشند، همين طور تعداد کم آن ها به ويژه در پستهاي مديريتي باعث شده است که مديران مرد که طبيعتاً با مردان برنامهساز آشنايي و ارتباط بيشتري دارند، در مواقع لزوم کارها را به مردان سپرده و راه پيشرفت و ارتقاي سازماني آن ها را هر چه بيشتر هموار کنند.
راود راد همچنين در ادامه مي افزايد: سهم نسبي زنان در رسانه راديو بيشتر از تلويزيون است و در راديو کار عمده زنان نويسندگي و تهيه طرح است، همين طور تعداد تهيهکننده، سردبير، گوينده و پژوهشگر زن در راديو بيش از تلويزيون است.
بنابراين تقسيم جنسيتي کار به اين ترتيب است که رسانه کم مخاطبتر (راديو)، فعاليت فکري و توليدي کم درآمدتر (نويسندگي) و کار مديريتي کمتر به شاغلان زن صدا و سيما واگذار شده است و رسانه پرمخاطبتر يعني تلويزيون، فعاليت رسانهاي پردرآمدتر (برنامههاي نمايشي تلويزيون) و کار مديريتي بيشتر به شاغلان مرد سپرده شده است.
اين جامعه شناس رسانه همچنين مي گويد: زمينههاي متفاوت اجتماعي و فرهنگي و ويژگيهاي شغلي در راديو و تلويزيون ميتواند به عنوان عوامل مثبت يا منفي برحضور زنان در فعاليت برنامهسازي مؤثر باشد.
وي مي افزايد: با مقايسه مديران زن و مرد سازمان ميتوان گفت اين امکان وجود دارد که زناني با تحصيلات بالا زيردست مديران مرد با تحصيلات پايينتر از خود کار کنند به اين دليل که مردان تواناييهاي خود را نه از طريق تحصيلات بلکه از طريق تجربه و به روش آزمون و خطا کسب ميکنند، اما وضعيتي که در آن مردان با تحصيلات بالاتر زيردست مديران زن با تحصيلات پايينتر از خودشان کارکنند، قابل تصور نيست، چرا که زنان تواناييهاي خود را از طريق تحصيلات کسب ميکنند و در عرصه شغلي فرصت زيادي براي آزمون و خطا و کسب تجربه ندارند.
راود راد در ادامه مي گويد: يکي از اثرات مثبت افزايش مديريت زنان، افزايش خودباوري زنان شاغل در رسانههاست.
در گذشته مديريت زنان آن هم در شغلي با درگيري بالا، چون برنامهسازي قابل تصور نبود به همين دليل حتي زنان ديگر با ديده ترديد به مديران زن نگاه ميکردند، اما گذشت زمان نشان داد مديران زن از همه امکانات و تواناييهاي خود و همکارانشان براي رسيدن به هدف خود استفاده ميکنند و در عمل نشان دادهاند که در هر شرايطي وظايف خود را انجام ميدهند، يعني زنان تواناييهاي قابل ملاحظهاي دارند و از نظر شايستگيهاي کاري و مديريتي قابليت کمتري نسبت به مردان ندارند.
وي مي افزايد: زنان در اکثر مشاغل رسانهاي راديو و تلويزيون، فعال هستند. اين فعاليت در بعضي قسمتها مثل تهيهکنندگي زيادتر و در بعضي قسمتهاي ديگر مثل تصويربرداري کمتر است، اما حضور کمرنگ زنان در هر يک از مشاغل تحت تأثير شرايط ساختاري و فرهنگي جامعه است.
به گفته اين استاد دانشگاه عمدهترين ويژگي اين شرايط، طبيعي دانستن بعضي از مشاغل براي زنان و برخي ديگر براي مردان است که در عمل موجب ميشود با تمهيدات رسمي از طريق قوانين و مقررات و يا غير رسمي (از طريق پذيرش فرهنگ غالب و عرف عام) زنان در بعضي مشاغل حضور نداشته باشند.
با تحولات فرهنگي جامعه و تغيير رويکرد فرهنگي به نقش زنان تحصيلکرده، زنان فرصت يافتهاند بيش از پيش در مشاغلي که به طور سنتي مردانه تعريف شدهاند، فعال شوند.
وي در ادامه مي افزايد: از ديد تحليل جنسيتي ميتوان گفت مردان سالهاي بسياري را در انواع مشاغل توليدي کارکرده و تجربه اندوختهاند و براي کار بيشتر نيازي به اثبات تواناييهاي خود ندارند، اما به تواناييهاي توليد رسانهاي زنان همواره با ترديد و بياعتمادي نگاه شده است.
از آنجا که ورود زنان به بسياري از مشاغل رسانهاي ديرتر از مردان آغاز شده، زنان نياز دارند که با انجام شايسته و به موقع وظايف شغلي خود و حتي با فعاليت کاري بيش از انتظار، تواناييهاي شغلي خود را توجيه و تثبيت کنند.
راودراد در خاتمه مي گويد: نگاه سنتي به نقش و وظايف زنان، موجب ايجاد ترديد در مورد تواناييهاي آنان ميشود.
نوع کار در رسانه به ترتيبي است که فرد به ناچار با افراد زيادي در رابطه است و بايد فعاليتهاي متعددي داشته باشد که گاه مستلزم صرف وقت زياد با يک گروه برنامهساز و مسؤولان مربوط به آن و همچنين حضور در اماکن گوناگون براي ضبط و توليد برنامه است.
اين امر موجب نگاه منفي نسبت به برخي فعاليتهاي رسانهاي زنان ميشود.
"سونيا پوريامين" فعال رسانه اي نيز در اين زمينه مي گويد: وقتي ما صحبت از حضور زنان در رسانه ها مي کنيم در واقع ابتدا بايد ببينيم چند درصد از زنان در ايران شاغل هستند. بنابر آمار موجود تنها 14 درصد از زنان کشور ما شاغل هستند که اگر ميزان حضور زنان را در رسانه ها بررسي کنيم، مي بينيم چه درصد کمي از اين ميزان خواهد بود.
وي مي افزايد: رسانه از آن دست مشاغل خاص است که به دليل نامشخص بودن زمان کاري، زنان در آن کم حضور پيدا مي کنند و از سوي ديگر وقت زيادي هم طلب مي کند و بر همين اساس کارفرمايان علاقه مند نيستند در بخش رسانه از زنان استفاده کنند و اين براي حضور کمتر زنان، بهانه مي شود.
اين تهيه کننده رسانه اي مي گويد: چند درصد از اخبار کلي رسانه هاي ما اختصاص به زنان دارد. شايد اين جا سوال پيش بياييد که مگر اين مهم است؟ بله مهم است اگر ما بپذيريم که توانمند سازي زنان، آموزش زنان و اطلاع رساني به زنان باعث پيشرفت و توسعه جامعه ما مي شود پس به ضرورت اين نوع اخبار پي خواهيم برد.
اخبار زنان بايد تقويت شود آن هم نه اخبار نگران کننده، زن ها براي اين که پيشرفت کنند بايد آن ها را توانمند کنيم اطلاع رساني کنيم و اين کار رسانه ها است.
به گفته وي ما در اين مورد خيلي ضعيفيم که بخشي از آن بر مي گردد به فقدان حضور زنان در بخش رسانه يا حضور ضعيف آن ها در تصميم گيري هاي بخش رسانه.
پوريامين مي افزايد: واقعا شما ببينيد حضور زنان در نشر در نقاط کليدي مثل دبيري، سردبيري و از اين دست قدر است؟ آن چه مسلم است زنان در اين رده ها بايد حضور داشته باشند.
چرا که وقتي ما مي گوييم 50 درصد جامعه ما را زنان و دختران ما تشکيل مي دهند، در رسانه ها براي اين تعداد چند روزنامه و مجله داريم که زنان گردانندگان آن هستند و به نياز اين 50 درصد آگاهي دارند؟ مگر مي شود گفت که مجله تخصصي زنان نياز نداريم؟ اين نياز را مخاطب و سليقه او مشخص مي کند.
اين کارشناس امور رسانهاي ميگويد: ما نياز به فرهنگ سازي داريم و چيزي جز اين نيست. اما آقايان معمولا ترجيح مي دهند با آقايان کار کنند و در جلساتشان آقايان حضور داشته باشند. از جمله اين موارد مي توان به برگزاري جلسات در ساعات غير اداري و زمان هايي که براي مديران زن مشکل است اشاره کرد.
پوريامين در مقايسه اجمالي ايران با کشورهاي ديگر مي گويد: من فکر مي کنم حضور زنان ايراني در رسانه ها بسيار پيشرفته تر نسبت به کشورهاي همسايه است.
در جوامع و کنفرانس هاي بين المللي، منطقه اي، زنان ايراني خيلي فهيم حضور پيدا مي کنند. شعور اجتماعي بالايي دارند و در زمينه هاي تخصصي هم خيلي در سطح بالا قرار دارند.
يک زن خبرنگار، يک دبير در بخش خبرگزاري، يک کارگردان سينما، يک عکاس زن ايراني معمولا در خارج با عرضه کارهاي خود خيلي مورد توجه قرار مي گيرند.
به گفته وي گرچه حضور زنان ايراني در عرصه رسانه ها کم است، اما خيلي مثبت، مطلوب و با کيفيت است و ما اين را نمي توانيم کتمان کنيم که زنان ايراني يک سر و گردن بالاتر از زنان ديگر کشور ها هستند و مي توانند الگوي آن ها باشند.
پوريامين در انتها مي افزايد: زنان ايراني پس از انقلاب خوش درخشيدند و ثابت کردند که "مي توانند". ما بايد قدر وضيت و موقعيت کنوني خودمان را بدانيم و آن راحفظ کنيم و زنان ديگر هم در آينده مي بايد اين روند را دنبال كنند
|
|
| روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com |
| آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news106448.html |