مشكلات و پيچيدگيهايي كه اين روزها انسانها را بهصورت فردي، خانوادگي و گروهي در گروههاي كوچك و بزرگ درگير كرده است، باعث شده تا مداخله در بحرانهاي اجتماعي بهعنوان ضرورتي غيرقابل انكار در متن جامعه مطرح شود.
همه انسانها در دورههايي از زندگي به ناچار با مشكلات و مسائلي روبهرو ميشوند و در معرض خطرهايي قرار ميگيرند كه ممكن است با مشاوره يك روانشناس يا مداخله مددكار اجتماعي بهراحتي قابل حل باشد.
در حالي كه همين مشكلات وقتي با كمتوجهي و عدممداخله مواجه شوند، ميتوانند حتي در قالبي بزرگتر و خطرناكتر، كل جامعه را در بر بگيرند. در آن صورت است كه ديگر اگر تمام كلينيكهاي مددكاري و روانشناسي هم وارد عمل شوند، قادر به از بين بردن آثار آن از سطح جامعه نيستند.
متأسفانه باور عامه مردم جامعه ما اين است كه در هنگام بروز آسيبهاي اجتماعي، در وهله اول بايد پليس و قانون وارد عمل شوند و با جريمه و حبس و شلاق سعي در رفع آن داشته باشند. اما براساس باورهاي علمي كه اين روزها پذيرفته شدهاند، زور هميشه نميتواند پاسخگو باشد. در بسياري از مواقع حتي جبر به تشديد آسيبها هم دامن ميزند.
از اينرو يكي از دلايل اصلي شكلگيري ستادهايي براي مداخله در بحران، كاستن از رفتارهاي خشونتبار پليس با افرادي است كه خواسته و ناخواسته به انحراف كشيده ميشوند. زمانيكه پاي مداخله در بحرانها و آسيبهاي اجتماعي به ميان ميآيد، نقش مددكاري بيش از ساير زمانها پررنگ ميشود.
در اين صورت، مشاورههاي روانشناسي هم بهتنهايي نميتوانند كاربرد زيادي داشته باشد. حالا ديگر كارشناسان خبره و كار آزموده مددكاري اجتماعي هستند كه بايد وارد عمل شود و حداقل پس از گذشت 8 هفته اين مشكل را برطرف سازند. البته يكي از مشكلات اساسي جامعه ما در رفع بحرانهاي اجتماعي، نبود همين نيروهاي ماهر و متخصص در امور مددكاري است.
دانشجويان رشته مددكاري در دانشگاههاي ما، حدود 2 سال و نيم از دوره 4 ساله درسيشان را صرف گذراندن واحدهايي ميكنند كه هيچ ارتباطي با رشتهشان ندارد. همين امر باعث شده تا اطلاعات آنها در زمينه مددكاري، در حد دانستههاي 30 -20 سال پيش دنيا باقي بماند. اين افراد زماني كه فارغالتحصيل ميشوند، يكسري مددكارهاي عمومي هستند كه دانش كافي براي حل و فصل مشكلات و بحرانهاي اجتماعي را ندارند.
از اينرو نميتوان انتظار داشت كه اين مددكاران، تنها بهدليل فارغالتحصيل شدنشان در اين رشته توانايي اين را داشته باشند تا خدمات ارزندهاي را در اورژانسهاي اجتماعي و رفع آسيبها انجام دهند.
براي اين كار بايد در مرحله اول، از ميان مددكاران اجتماعي دست به گزينش زد و آنها را براي خدمتي كه قرار است انجام دهند توجيه كرد. تازه بعد از گذراندنِ دورههاي آموزشي و كاربردي خاص است كه ميتوان از مهارت آنها در رفع آسيبهاي اجتماعي مدد گرفت.
خوشبختانه بيشتر دانشجويان، اين رشته را با ميل و رغبت انتخاب كردهاند و افراد بسيار علاقهمندي هستند. از اينرو اگر با برنامهريزي صحيحي در اين مورد وارد عمل شويم، در مدت زمان كوتاهي ميتوانيم بر مشكلاتي كه تهديدي بر ساختار جامعه محسوب ميشوند، فائق آييم. |