فرض كنيد براي انجام امور روزمره زندگي از وسيله نقليه خاص و ويژهاي كه مناسب شما طراحي شده استفاده ميكنيد اما اين وسيله گاهي هست و گاهي نيست.
البته بهتر است بگويم گاهي اجازه استفاده از آن را داريد و گاهي نيز بهدليل بروز برخي مشكلات، وسيله نقليه مورد نظر در دسترس شما نخواهد بود. حال در نظر بگيريد بهدليل داشتن انواع معلوليتها و برخي ناتوانيهاي جسمي و حركتي از استفاده از وسايل نقليه عمومي و ماشينهاي شخصي ديگر معذور باشيد. با در نظر گرفتن چنين شرايطي تكليف شما براي انجام كارهاي شخصي و رسيدگي به امور زندگي چيست؟ چگونه به انجام كارهاي زندگي خويش خواهيد پرداخت؟ حتما تعجب كرده و به فكر فرو رفته ايد. حق با شماست كه تعجب كنيد، اما حكايت حملونقل معلولان در همين جملهها خلاصه ميشود: گاهي هست و گاهي نيست!
اقشار مختلف معلولان بهدليل داشتن شرايط خاص جسماني قادر به استفاده از انواع گوناگون وسايل نقليه نيستند و در زمينه حملونقل همچنين رفت و آمد در سطح شهرها نيازهاي ويژهاي دارند كه محتاج رسيدگي و توجه بيشتري هستند.
بنابراين تا زماني كه تمامي وسايل نقليه عمومي شهري مانند اتوبوس، مترو، تاكسيها، ماشينها و... مناسبسازي شوند لازم است از وسايل اياب و ذهاب مخصوصي جهت تردد استفاده كنند. اما اكثر اوقات ماشينها و سرويسهاي مخصوص معلولان كه جهت استفاده اين عزيزان مناسبسازي شده به علت بروز برخي مشكلات فعاليت نميكنند و يا فعاليت شان تا مدتها به تعويق ميافتد.
همانطور كه سال قبل نيز شاهد بوديم سرويسهاي بهزيستكار كه مخصوص اياب و ذهاب معلولان هستند به علت كمبود سهميه بنزين حدود چهار ماه فعاليت نداشتند و اكثر معلولاني كه مشكلات جسمي و حركتي حادتري دارند چندين ماه خانه نشيني پيشه كردند و فقط براي انجام امور بسيار ضروري از منزل خارج ميشدند. درصورتي كه يكي از نيازهاي مهم و حياتي بشر حضور اجتماعي است لذا انزوا و خانه نشيني مانع بروز استعدادهاي فردي شده همچنين كاهش روحيه شاد زيستن و اميدواري افراد را در پي خواهد داشت.
البته سال قبل بعد از پيگيريهاي فراوان توسط گروههاي مختلف معلولان بالاخره مشكل بنزين سرويسها حل شد و به فعاليتشان ادامه دادند. اما متأسفانه هنوز هم شاهد وجود بسياري مشكلات و معضلات در ناوگان حملونقل معلولان هستيم. هنوز هم معلولاني داريم كه گاهي بهدليل دردهاي بسيار جسماني و گاهي مناسب نبودن وسايل اياب و ذهاب، درخانه ماندن را به حضور اجتماعي ترجيح ميدهند.
برخي مواقع بروز مشكلات بسياري مانع حضور فرد معلول در جامعه و بين دوستان و شهروندان ديگر ميشود. از جمله: پايان يافتن قرارداد شركتهاي ارائه دهنده سرويس مخصوص معلولان با سازمان بهزيستي، مناسب نبودن بعضي ماشينهاي ارائه دهنده سرويس با شرايط جسمي و حركتي برخي معلولان، كمبود ماشين و وسيله نقليه مناسبسازي شده و گاهي نيز خراب بودن ماشينها و لغو سرويس برخي عزيزان در ايام هفته، ارائه ندادن سرويس در روزهاي تعطيل درصورتي كه ممكن است در ايام تعطيل امري بسيار مهم و حياتي و گاهي درماني براي يك معلول رخ دهد و مشكلات و موانع بسيار زياد ديگري كه در حوصله بحث نميگنجد.
نكته بسيار مهمي كه لازم ميدانم بدان اشاره كنم اين است كه فرد معلول هم انساني است مانند انسانهاي ديگر و حق زندگي دارد و براي ادامه زندگي همچنين رفع نيازهاي روزمره نيازمند استفاده صحيح و به موقع از امكانات شهري و اجتماعي است. اما بهدليل وجود چنين مشكلاتي هميشه بايد خويش را با شرايط و امكانات هماهنگ كند نه شرايط و امكانات را با خويش. فرد معلول مجبور است براي زندگي و انجام امور ضروري خود طوري برنامه ريزي كند كه وسايل مورد نياز فراهم باشد و روزها و ساعتهايي به خويش اجازه عبور و مرور دهد كه از قبل هماهنگ شده است.هرچند ميدانم و ميداني كه با وجود تمامي مشكلات، زندگي باز هم زيباست و تا معضلات و مشكلات نباشد اراده افراد نيز ساخته و محكم نميشود.
همه ما نياز داريم براي داشتن زندگي بهتر و آيندهاي روشنتر تلاش كنيم وليكن وجود چنين مشكلاتي، حضور و فعاليت معلولان اعم از جسمي و حركتي، جانبازان، معلولان ضايعات نخاعي، كساني كه با صندلي چرخدار، عصا، واكر و ديگر ابزار توانبخشي تردد ميكنند، افراد نابينا، ناشنوا و تمامي اقشاري كه هريك به نحوي معلوليت دارند را دچار مشكل ميسازد و همگي مسئوليم براي حل اين گونه معضلات تا حد توان كوشش كنيم. مهمترين و بارزترين نياز بشر حركت و تكاپوست، اگر حركت، تلاش و حضور در اجتماع نباشد زندگي نيز جريان نخواهد داشت و فرد در سكوتي سرد و بيروح درجا خواهد زد، آنگاه نميتوان انتظار داشت كه فرد معلول در خانه بنشيند و تحولي در خويش و زندگي و جامعه ايجاد كند درصورتي كه دوستان و معلولان بسيار خلاق و توانا حتي از خانه ماندن نيز پلي زدهاند براي كشف هنرهاي خدادادي و رسيدن به رموز زندگي، ولي حضور بيشتر و داشتن استقلال فردي براي حركت و كشف تواناييها، لازمه زندگي هر انساني است پس بياييد موانع را ناديده نگيريم و به جاي حل مسئله، صورت مسئله را خط نزنيم.
گاهي اوقات شاهديم كه حملونقل معلولان توسط شركتهاي خصوصي و سازمانهاي مردم نهاد نيز صورت ميگيرد اما بازهم بروز برخي مشكلات و به تعويق افتادن ارائه خدمات باعث رنجش خاطر معلولان ميشود. چه بسيار خوب است اگر تمامي اين گونه سازمانها با تلاش بيشتر و ارائه خدمات مناسبتر سعي در حل مشكل حملونقل معلولان داشته باشند. با همكاري و تعاون بهزيستي و احساس مسئوليت شركتها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي ذيربط ميتوان مشكلات را حل كرد و به آينده جامعه معلولان رنگي روشن و عطر زندگي بخشيد.
مي دانيم كه نميتوان روزي سركلاس درس و دانشگاه حاضر شد و روزي ديگر بهدليل كمبود امكانات حملونقل غايب بود. ميدانيم كه نميتوان روزي به محل كار رفت و روزي ديگر نرفت. نميتوان از انجام امور زندگي بازماند و باخانه ماندن روزها و ساعتها را سپري كرد. نميتوان براي رفع نيازهاي زندگي مدام از ديگران كمك گرفت و مدام به فكر چارهاي براي رفت و آمد مناسبتر بود. زندگي آنقدر مشكلات دارد كه نميتوان دست روي دست گذاشت و تلاشي نكرد. پس درنظر بگيريم كه افراد معلول براي رسيدگي به تمامي امور ذكرشده هزاران هزار ناهمواري و معضل را پشت سرمي گذارند تا به اهداف و آرزوهاي خويش برسند. |