
| پروين به قولي كه داده بود عمل كرد |
| يكشنبه 12 مهر 1383 - ساعت 08:30 |
3 هفته قبل وقتي پرسپوليس به فولاد باخت علي پروين در يك گفتوگوي خصوصي گفت: “ تا هفته چهارم صبر ميكنم، اگر سوبل نتيجه نگرفت او را با اردنگي بيرون ميكنم.” |
پروين روز جمعه به حرفش عمل كرد تا ثابت كند از اصول عقب نشيني نميكند. اين اتفاقي بود كه پيش از شروع فصل به خوبي ميشد آن را پيش بيني كرد و فقط زمان آن نامعلوم بود. به هر حال مربي كه حاضر ميشود به ايران بيايد و با چنين شرايطي زير دست افرادي كار كند كه سالها از فوتبال روز دنيا عقب هستند بايد پيه اين چيزها را هم به تنش بمالد. حالا سوبل از همان راهي كه آمده بايد برگردد. او بايد تاوان گلي كه يك بازيكن به تيم خود ميزند و پنالتي كه همان بازيكن چند دقيقه بعد هدر مي دهد را هم بپردازد تا براي هميشه پشت دستش را داغ كند و چنين شرايطي را نپذيرد. هنوز دقايقي تا پايان بازي پرسپوليس -ملوان باقيمانده بود كه صداي تماشاگران درآمد. بسياري از آنها از دقيقه 80 استاديوم را با ناراحتي ترك كردند اما دو آتشهها هنوز مانده بودند. شعارها يكي يكي شروع شد:” كاپيتان بيغيرت نميخوايم، نميخوايم.” ،”پروين يادت باشه، افشين بايد باشه”، “اين تيم، پرسپوليس نيست” و... پروين كه در نيمه اول بعد از گل چوجي بلند شده و خوشحالي كرده بود- او به ندرت اين كار را انجام ميدهد- بعد از اين شعارها عصبانيتر از هر زمان ديگري بود. به ويژه اين كه تعدادي از تماشاگران هم خود او را مورد خطاب قرار داده و عليهاش شعار داده بودند به همين دليل وقتي داور سوت پايان را زد مي شد پيش بيني كرد كه چه اتفاقاتي در رختكن پرسپوليس ميافتد. بعضيها تا جلو رختكن گريه ميكردند و تماشاگران معترض هم آنها را مورد سرزنش قرار ميدادند. لحظاتي بعد در رختكن بسته شد و سر و صداها به هوا رفت. ديواري كوتاهتر از خارجيها پيدا نميشد. سوبل كه در طول راه به عملكرد يكي دو بازيكن تيم معترض شده بود سيبل اول بود. حرفهاي زشتي كه يكي دو بازيكن پرسپوليس با صداي بلند به او زدند قابل نوشتن نيست. “ آقاي كريم به اين سياه بگو اگر خفه نشه....” ،” آرش خان بگو حرف نزنه و گرنه...” كريم باقري اما از آنها ميخواست كه خونسرد باشند. هر كس يك چيزي ميگفت و سر يك نفر داد ميزد. هيچكس ساكت نميشد تا اين كه صداي پروين همه را ساكت كرد. “ اين چه وضعه بازي كردنه. آقاي بيغيرت واي ميستي تو زمين حالا طلبكاري؟ شما مگه نميدونيد تو چه تيمي بازي ميكنيد؟” او همينطور بازيكنان را سرزنش مي كرد تا اين كه نوبت به انتقاد از سوبل رسيد:” اين آقاي سوبل هم كه شورش را درآورده. همهاش حرف ميزنه. بابا اين كاري كه ميكني اشتباه است. من نميدونم اين چه جور مربي خارجيه؟ با اين وضع ما هيچي نميشيم. خودم بايد گرمكن بپوشم و بالاي سر تيم وايستم. او نميتوانه اين تيمو جمع كنه.” صداي پروين همينطور بالاتر ميرفت و كوتاه هم نمي آمد. ازدحام تماشاگران و خبرنگاران جلو رختكن باعث شد كه نيروي انتظامي آنها را دور كند. از اين به بعد ديگر كسي صداي سلطان را نشنيد. ساعت 40:20 دررختكن باز شد. باقري و گل محمدي اولين نفراتي بودند كه آمدند بيرون ساكت و بيسر و صدا. بازيكنان يكي يكي آمدند و رفتند. رهبري فرد هم سرش را پايين انداخته بود و همانطور كه در رختكن ساكت بود به همين سكوت ادامه داد. او سال قبل در همين روزها صحبتهاي تندي عليه پرسپوليس و بگوويچ ميزد و حالا يكسال بعد از آن اتفاقات و پس از اين كه يك تنه پرسپوليس را به باخت داد، بي سر و صداتر از هر زمان ديگري بود. بازيكنان به سمت اتوبوس تيم رفتند تا اين كه خبرنگاران جلو پروين را گرفتند. او صحبتهاي تندي كرد كه مهمترين آنها اخراج سوبل بود. “ از امروز او ديگر هيچ كاره است. خودم تيم را تمرين ميدهم و خودم ارنج ميكنم. خواست با اين شرايط كار كند نخواست هم برود.” او گفت كه اين مربي را به آنها انداختهاند اما به اين موضوع اشاره نكرد كه چرا براي استخدام اين مربي كه بايد پول زيادي هم به وي بپردازند هيچ تحقيقي نكرده و همينطوري و به ظاهر حرفهاي يكي دو دوست چنين كاري را انجام داده. او حتي به اين قضيه هم اشاره نكرد كه چرا در روز معرفي سوبل او را يك مربي حرفهاي و با دانش خواند و حالا پس از چند هفته مجبور است بگويد: “ فقط بلد است حرف مفت بزند. او هيچ غلطي براي پرسپوليس نكرده.” او حتي به برخوردها و توهينهاي بازيكنان به سوبل كه در اين مدت بارها اتفاق افتاد هم اشارهاي نكرد و نگفت چطور با چنين بازيكناني كه بالاخره باعث اخراج سوبل شدند، هيچ برخوردي نكرده است شايد هم زياد مهم نبود. او همانطور كه پيش بيني ميشد خيلي زود گرمكن هايش را از كمد اتاقش بيرون آورد و حالا ميخواهد مثل گذشته حرف اول و آخر را بزند. بايد منتظر اتفاقات آينده بود. |
| روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com |
| آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news10816.html |