درخواست عفو پس از قتل در جريان نزاع
يكشنبه 6 مرداد 1387 - ساعت 12:25

مردي که متهم است دوست خود را با دسته تي به قتل رسانده در جلسه محاکمه اش از اولياي دم تقاضاي بخشش کرد.

 

مردي که متهم است دوست خود را با دسته تي به قتل رسانده در جلسه محاکمه اش از اولياي دم تقاضاي بخشش کرد.
علي دلداري نماينده دادستان تهران در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم درخصوص کيفرخواست صادره گفت؛ حميد که از 13 مهرماه سال گذشته در بازداشت به سر مي برد، متهم است 9 مرداد سال 84 مردي به نام علي اکبر را به قتل رسانده است.
مطابق محتويات پرونده علي اکبر پس از اينکه با ضربه تي که در دست حميد بود بيهوش و به بيمارستان منتقل شد به اغما فرو رفت و چهار روز بعد جان خود را از دست داد.
هرچند پليس از همان لحظات اول تشکيل پرونده اقدامات خود را براي دستگيري متهم آغاز کرد اما او متواري شده بود. دلداري اضافه کرد؛ در جريان تحقيقات شاهدان عيني در بازجويي ها گفتند پس از اينکه علي اکبر و برادر حميد با هم درگير شدند، حميد براي تلافي به علي اکبر حمله کرد و با دسته تي بر سر او کوبيد. دو سال بعد از مرگ علي اکبر حميد توسط پليس دستگير شد و به جرم خود اعتراف کرد.
از آنجايي که مدارک بسياري عليه متهم وجود دارد و از نظر دادسرا جرم او محرز است، تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس اولياي دم در برابر قضات قرار گرفتند و براي حميد تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.در ادامه جلسه محاکمه قاضي عزيزمحمدي از شاهدان خواست مشاهدات خود را براي دادگاه بازگو کنند.
يکي از شاهدان گفت؛ دعوا در دو مرحله اتفاق افتاد و در مرحله دوم بود که حميد با دسته تي بر سر علي اکبر کوبيد.
خودش هم خيلي ترسيده بود و وقتي ديد علي اکبر روي زمين افتاده پا به فرار گذاشت.هيات قضات اين بار متهم را به جايگاه فرا خواند تا از خود دفاع کند.
حميد گفت؛ اتهام قتل عمد را قبول دارم اما در شرايط عادي نبودم. شب قبل از حادثه مادر و همسرم با هم درگير شده بودند و من از شدت ناراحتي دو قرص اکس خورده بودم.
صبح هم اول مقداري مشروب خوردم و بعد خانه را ترک کردم. برادرم حامد به سراغم آمد و موتورم را از من گرفت. وقتي برگشت، دهانش خوني بود و متوجه شدم علي اکبر او را زده است. به سراغ علي اکبر رفتم، دوستش هم آنجا بود، با هم درگير شديم و با وساطت ديگران ماجرا تمام شد.
وي ادامه داد؛ من مقابل خانه بودم که علي اکبر و دوستش آمدند و درگيري دوباره شروع شد.
روي درخت يک تي آويزان بود. آن را برداشتم که ضربه يي به علي اکبر بزنم و او را دور کنم. در يک لحظه دوست علي اکبر، او را گرفت و به سمت ديگري کشيد.
من تي را به قصد ضربه زدن به کتف علي اکبر جلو برده بودم اما اقدام دوست او باعث شد ضربه به سرش برخورد کند، البته در آن لحظه متوجه نشدم چه کرده ام. خواستم ضربه دوم را بزنم که ديدم همه ساکت شده اند. بعد مشاهده کردم علي اکبر روي زمين افتاده و بيهوش است. بعد از اين حادثه از ترس فرار کردم. 4 روز بعد که متوجه شدم وي فوت شده تصميم گرفتم خودم را معرفي کنم اما خيلي ترسيده بودم، پشيمان شدم و دو سال متواري بودم تا اينکه دستگيرم کردند.
حالا هم از اولياي دم تقاضاي بخشش دارم و مي خواهم که از خون من بگذرند، اگر هم مي خواهند قصاص کنند، من حرفي ندارم فقط مرا حلال کنند. پس از پايان دفاعيات متهم و وکيل مدافعش، پنج قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي وارد شور شدند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news109033.html