آخر اين جاده، خدا منتظر است
سه شنبه 15 مرداد 1387 - ساعت 11:42

در عمق چهر‌ه‌اش، دردي نهفته است. دردي كه وجودش را به آتش مي‌كشد و از درون مي‌سوزاند اما چهره‌‌اش آرام به نظر مي‌رسد...

 

در عمق چهر‌ه‌اش، دردي نهفته است. دردي كه وجودش را به آتش مي‌كشد و از درون مي‌سوزاند اما چهره‌‌اش آرام به نظر مي‌رسد آنقدر آرام كه فكر نمي‌كني چند لحظه بعد سرفه‌هايش امانش را مي‌برد و بيهوش بر كف اتاق مي‌افتد و تو سرگشته، تنها نگاهش مي‌كني.
محمدرضا كاظمي كاخكي تنها 14 سال داشت كه لباس رزم بر تن كرد و مرد ميدان ايثار و پايداري شد. سني نداشت اما واژه ايثار را براي خود زمزمه مي‌كرد و با آن آرام مي‌گرفت و اين چنين شد كه اكنون نيز صبور و آرام مي‌گويد: اگر باز هم جنگي شود، آماده مبارزه‌ام.
* چه سالي به جبهه رفتيد؟
سال 61 بود و به عنوان بسيجي رفتم. حدود 13 سالم بود.
* پدر و مادرت راضي بودند؟
مادرم كه فوت كرده بود اما پدرم راضي نبود.
* به خاطر سن كم شما، رضايت نمي‌داد؟
خب اين هم بود اما در هر حال تك پسر بودم و براي بزرگ كردنم زحمت زيادي كشيده بود. مي‌گفت «مي‌روي ديگه برنمي‌گردي» ولي من رفتم و برگشتم. بار دوم كه رفتم ديگر بابايي وجود نداشت.
* چي شد كه رضايت پدر را جلب كرديد؟
پدرم ديد كه من علاقه به رفتن دارم و در نهايت پذيرفت كه بروم.
*‌در كدام عمليات شيميايي شديد؟در عمليات «خيبر» جزيره مجنون شيميايي شدم. آن زمان 14 ساله بودم.
*‌ لحظه اول شيميايي شدن را تعريف مي‌كنيد؟
بعد از بمباران شيميايي خال‌هاي سياه در بدنم ايجاد شد. خيلي‌ از افراد سرفه مي‌كردند اما من سرفه نداشتم. آن زمان ما را به بيمارستان صحرايي بردند و بعد از اين‌كه به ما يك مشت قرص و شربت دادند، به شهرستان خودمان فرستادند.
* بعد از اين جريان بهبود يافتيد؟
چند روز بعد در معده‌ام سوزش شروع شد كه به پزشكي مراجعه كردم كه آن دكتر فقط شربت معده داد و خوب نشدم به همين دليل به بيمارستان امام رضا در مشهد رفتم و يك هفته تحت درمان بودم. دو بار ديگر هم حالم بد شد ولي ديگر خوب شدم تا دوباره در سال 68 حالم بد و بيماريم دوباره شروع شد.
* الان حالتان چطور است؟
چه بگويم. تنگي نفس، سرفه، مشكلات داخلي بدن كه به واسطه شيميايي شدن به وجود آمده است مثل بيماري قلبي و ....
* چرا به جنگ رفتيد؟
براي دفاع از ميهن و عقيده‌ام رفتم. راستش يك‌بار دخترم پرسيد «بابا اگر جنگ شود، دوباره به جنگ مي‌روي؟» و من با قاطعيت گفتم بله مي‌روم.
* نظرتان در مورد جانبازان شيميايي؟
چند دسته از جانبازان بسيار مظلوم هستند كه جانبازان موجي، اعصاب و روان و شيميايي از آن دسته هستند. جانبازاني كه داراي ظاهر سالم هستند ولي در واقع از درون مي‌سوزند.
* يك گله؟
دلمان مي‌خواست اطلاع‌رساني در مورد جانبازان شيميايي به مردم صورت گيرد. ببينيد حال من يكدفعه بد مي‌شود و در آن لحظه نيازمند كمك هستيم اما برخي افراد از اين موضوع آگاه نيستند. مثلا يكبار در جاده‌ مشهد حالم مناسب نبود، همسرم با سرعت رانندگي مي‌كرد تا مرا به جايي براي درمان برساند اما پليس جاده ما را متوقف كرده بود و به رغم ارائه كارت جانبازي، عنوان مي‌كرد كه شما سالم‌تر از من هستيد پس اين همه سرعت چه معنا دارد؟
*‌ خواسته‌تان؟
از مسئولان بنياد شهيد و امور ايثارگران مي‌خواهيم كه با متخصصان مشورت كنند و داروهاي دايمي و ضروري جانبازان را متناوب در اختيارشان قرار دهند. از طرفي برخي داروها مشابه ايراني و خارجي دارد كه ما از مسئولان مي‌خواهيم واقعاً آنچه مناسب حال ماست در اختيارمان قرار دهند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news109796.html