پرونده دو مرد و یک زن که متهمند با همدستی یکدیگر ، پسری را کشته اند روی میز رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری تهران قرار گرفت.
یکی از اهالی «آبیک» هشتگرد - غرب استان تهران - شامگاه 28 آذر 86 وقتی از محل کار خود به خانه اش برمی گشت با یک دستگاه پراید نقره ای که وسط جاده متوقف شده و لکه های خون روی آن بود مشکوک شد.
در آن هنگام دو مرد سیاهپوش از دره مجاور بالا آمدند و به سمت پراید رفتند اما به محض اینکه متوجه کنجکاوی رهگذران شدند پا به فرار گذاشتند.
بدین ترتیب پلیس در جریان معمای خودرو خون آلود قرار گرفت و ساعتی بعد جنازه مرد جوانی که پاهایش از زیر خاک بیرون زده بود درون گودالی به عمق یک متر و 45 سانتی متر در همان دره پیدا شد.
بررسی ها نشان می داد آرش 25 ساله در جای دیگری کشته و سپس جنازه کاردآجینش داخل گودال دفن شده بود.
کارآگاهان با شناسایی و بازجویی خانواده قربانی ، نخستین سرنخها را به دست آوردند و به تحقیق موشکافانه ادامه دادند.
برادر آرش گفت: مدتی بود که برادرم با یک زن به نام آرزو رابطه داشت اما بعد از جنایت ، هیچ خبری از او نشده و شک ندارم در مرگ برادرم نفشی کلیدی داشته است.
با بررسی فهرست ریز آخرین گفت و گوهای تلفنی قربانی ، آرزو خیلی زود ردیابی و دستگیر شد .این زن که خود را بی گناه نشان می داد وقتی با مدرک های دادگاه پسند رو به رو شد چاره ای جز بازگویی حقیقت نیافت و شوهر و برادر شوهرش را عامل جنایت نامید.
زن 24 ساله ، توضیح داد: دو سال پیش وقتی به خانه مادر شوهرم می رفتم آرش با پرایدش ، راهم را بست و اصرار کرد تا مرا برساند.او در مسیر ، سرصحبت را گشود و گفت می خواهد موضوع مهمی را درباره شوهرم فاش کند که من به حرف هایش توجهی نکردم.آرش اما مدام به خانه ما تلفن می زد و تهدیدم می کرد.می گفت باید هر طور که شده شوهرم را بکشم و با او ازدواج کنم.
این زن که اشک می ریخت ادامه داد: یک روز که در خانه تنها بودم آرش به سراغم آمدم و مرا بی رحمانه آزار داد.آن شب موضوع را به شوهرم گفتم و قرار شد پسرهوسران را به محل خلوتی بکشانم تا محمد و برادرش (فرهاد) با او تسویه حساب کنند.
به دنبال اعتراف های این زن ، محمد (شوهر آرزو) و برادرش نیز دستگیر شدند.
متهم ردیف نخست اظهار داشت: وقتی آرزو ماجرا را به من گفت خونم به جوش آمد و خواستم با آرش قرار بگذارد.چون زنم گفته بود که آرش اسلحه دارد با خودم چاقو بردم.آرش وقتی سر قرار آمد و من و فرهاد را دید خواست فرار کند که مانع شدیم.همان موقع یک تبر از زیر صندل ماشین بیرون آورد که برادرم آن را از دستش گرفت و من با چاقو به او زدم.
این مرد اضافه کرد: می خواستیم آرش را به بیمارستان برسانیم که بین راه موضوعی را فاش کرد.پسر زخمی گفت زن عموی آرزو به نام زهره ، او را اجیر کرده بود تا زندگی ما را خراب کند.آرش روی دستم جان باخت و من و برادرم که ترسیده بودیم چاره ای جز مخفی کردن جنازه نداشتیم.آن را را به دره بردیم و در گودال دفن کردیم.
متهمان به دنبال اعتراف هایشان به بازسازی صحنه جنایت پرداختند و پرونده ، روز پنجشنبه برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.این نشست به زودی با حضور خانواده داغدار و وکیلان مدافع تشکیل می شود. |