«40 سال بود که خیاطی می کردم اما ورشکست شدم ؛ به همین خاطر رفتم چند کتاب خریدم و فالگیر شدم.»
این بخشی از اعتراف های مرد 70 ساله ای به نام«کرم» است که با سوء استفاده از احساس های مذهبی مردم اصفهان و به بهانه دعا نویسی ، دهها نفر را سر کیسه کرد.
وی سرانجام با تلاش پلیس این شهر دستگیر شد و وقتی دید هیچ راهی برای گریز از قانون ندارد به ناچار لب به بیان حقیقت گشود:« ورشکست شده بودم و شاگردانم هم حقوق زیاد می خواستند که از عهده آن بر نمی آمدم.به همین خاطر رفتم چند کتاب خریدم و دعانویس شددم.اولین بار زن و شوهری که دعوا داشتند را آشتی دادم و همین مرا مطمئن کرد که توانایی این کار را دارم و می توانم گره گشای مشکلات باشم!»
کلاهبردار اضافه کرد:من دعا می نوشتم و آتش زندگی ها سرد می شد.دعای نجومی به مردم می دادم،چیزهایی روی بشقاب چینی با زعفران می نوشتم و بعد آب می زدم و می دادم به مشتریانم تا بخورند.بابت این کار فقط چهار هزار تومان،دستمزد می گرفتم و اگر مشکل برطرف نمی شد بلافاصله پول را بر می گردانم.
وی در پاسخ این سوال بازپرس که «چرا مشکل خودت را حل نمی کنی؟» گفت:«من نمی توانم مشکل خودم را حل کنم ولی با شکستن طلسم،برخی ناراحتی های مردم را حل کردم؛مسائلی مثل،عصبانیت،بیکاری و دلهره و گره گشایی از کسب و کار مردم.
تعریف خرافه در فرهنگ معین ، سخن بیهوده ، افسانه ، حرف باطل یا اسطوره نوشته شده است.بسیارى از کارشناسان ، ریشه خرافه را در ناتوانى انسان از توضیح و درک پدیده هاى طبیعى یا ناشناخته مىدانند. در قدیم ، اعتقادى بود که مردم خیال میکردند زلزله به خاطر این است که غول خفتهاى در زمین وجود دارد و روزی بیدار میشود.به همین خاطر قربانى می دادند تا دیو رضایت بدهد و باز هم بخوابد.
گو این که دانش و آگاهى بشر اینک مىتواند پاسخى منطقى و عقلانى به بسیارى پدیده هاى قبلا مرموز بدهد اما نمى توان با قطعیت از جامعه اى یاد کرد که در آن خرافه ریشه کن شده باشد.
حتی توسعهیافتهترین جوامع صنعتى نیز خرافه هایى دارند. مثلا برخى آلمانى ها مى گویند اگر سیزدهم ماه مصادف با روز جمعه شود، بدبیارى در راه است، یا وقتى ماه کامل است، آدم هوایى مى شود...
در بحبوحه جنگ جهانى نخست ، باورى شایع شد که سه سیگار را نباید با یک کبریت آتش زد، چون نفر سوم خواهد مرد. منشا این حکایت کشته شدن سربازى در جبهه بود که شب سیگار خود را به عنوان سومین نفر با یک کبریت روشن مىکند. بعدها معلوم شد این داستان را یک تاجر کبریتفروش میان مردم شهرت داد تا جنس خود را بیشتر بفروشد.»
همه ما کم و بیش در پیرامون خود سرچشمه برخى داستانها و باورهاى خرافى را مىدانیم اما اساسا پیدا کردن ریشه و مبناى خرافات ، کار سادهاى نیست.مثلا روشن نیست وحشت عمومى از عدد ۱۳ از کجا مىآید.در آمریکا یا اروپا، آسانسور برخى هتلها یا شرکتها دکمه ۱۳ ندارند.
اگر خاطرتان باشد مردم قم ، یکسال پیش در چنین روزهایی شاهد اعدام فالگیر شیطان صفتی بودند که با نسخه های کثیف خود ، دست کم 60 دختر وزن فریب خورده را به روز سیاه نشاند.
او با فریب دختران و زنان ساده لوح می خواست«لیوان آب شفابخش» را سربکشند تا وردش اثر کند!
رسیدگی به پرونده تلخ«محمد حسین – ز» فالگیر و جادوگری که به «محمد درویش» شهره بود از سال 1384 با شکایت یک دختر بیمار ، دردستور کار پلیس اداره آگاهی قم قرار گرفت.
مدرک های موجود نشان می دهد فالگیر شیطان صفت که هیچ گونه دانش مذهبی و عرفانی نداشت خود را انسانی نزدیک به خدا جازد و دختر 20 ساله بیمار را با ترفند تجویز «نسخه شفابخش»اسیر هوس های کثیف کرد.
این تبهکار پس از جنایت نابخشودنی اش ، دختر نگوه بخت را تهدید کرد اگر کوچک ترین حرفی به پلیس بزند صورتش را با اسید می سوزاند.کارآگاهان با اطلاعاتی که از قربانی گرفتند به چهره نگاری رایانه ای پرداختند و سرانجام محمد را دستگیر کردند.
این مرد که پیش تر کارگر ساده ساختمانی بود و پس از آشنایی با یک فالگیر کهنه کار، نوشته های او را کپی کرده و شیوه تبلیغاتی مشابهی پیش روی خود قرار داده بود با گذراندن دوره محکومیت زندان و اجرای حکم 99 ضربه شلاق آزاد شد.
محمد اما دست از کارهای پلیدش بر نداشت و با فریب دختران و زنانی که در زندگی خود مشکل های حل نشدنی داتشند آنان را به دخمه اش کشاندوی از مشتریان ساده لوحش می خواست«لیوان آب شفابخش» را سربکشند تا وردش اثر کند!بدین ترتیب فالگیر بی رحم، آنان را بیهوش و عفتشان را لکه دار می کرد.
دختران و زنان بیچاره که بیش ترشان مریض بودند یا دنبال نسخه خوشبختی می گشتند پس از به هوش آمدن، با چشمانی اشکبار اعتراض و تهدید می کردند به قانون پناه می برند.در مقابل «محمد» پاسخ می داد اگر این کار را بکنند طلسم زندگی شان را نابود می کند و شیشه عمرشان را می شکند.
جادوگر با همین ترفندها،زندگی دست کم 60 دختر و زن را جهنمی کرد تا اینکه بیست و دوم تیر 1385 در ورامین، ردیابی و بازداشت شد.وی که 11 پیشینه کیفری داشت و پس از کشتن دو نفر با گرفتن رضایت خانواده های داغدار از اعدام، نجات یافته و آزاد شده بود در شعبه اول دادگاه انقلاب قم به مرگ در ملا عام محکوم شد.
شعبه 32 دیوان عالی کشور حکم را تایید کرد و جادوگر جنایتکار در خیابان «نوبهار» قم، مقابل چشمان بهت زده قربانیان ، خانواده های آنان، جمع زیادی از مردم و همچنین مقام های قضایی و انتظامی به دار آویخته و پرونده زندگی ننگینش برای همیشه بسته شد.
فرامرز قره باغى - روزنامهنگار - می گوید: اصولا پژوهش متمرکز و کاملى در باره خرافات و ریشههاى آن در ایران صورت نگرفته است.
وی پیرامون بررسی شخصى خود روى این موضوع میگوید:«یکى از کارهایى که من اواخر دهه شصت در ایران انجام دادم، تحقیقى تاریخى در باره اواخر دوره ساسانى، اوایل صفوى و دوره حاضر بود. این مطالعه نشان داد که فشار ایدئولوژیک و حاکمیت ایدئولوژیک مى تواند باعث تشدید خرافات، عقبماندگى تکنولوژیک و عقبماندگى اجتماعى شود».
یکى از نخستین پرسش هایى که هنگام بحث درباره باورهاى خرافى به ذهن میرسد،این است که آیا اعتقاد به خرافه به سواد، تحصیلات و موقعیت اجتماعى اقتصادى افراد ارتباط دارد؟ پاسخ قره باغى منفى است:«همان گونه که شایعه وقتى قوت میگیرد و رایج میشود که کانال انتشار اطلاعات و اخبار درست بسته شود، خرافات هم با گرفته شدن آگاهى و اطلاعات درست مردم گسترش می یابد. این ربطى به سواد و تحصیلات ندارد، زیرا یک واکنش عاطفى و روانى به حاکمیت ایدئولوژیک در جامعه است و مردم با روآوردن به خرافه، خود را تخلیه مى کنند».
در جامعه های پیشرفته هم خرافه وجود دارد. اروپایىهای خرافاتى میگویند، از زیر نردبان نباید رد شد، چون شگون ندارد. گربه سیاه شوم است. در میهمانى نباید ۱۳ نفر را دعوت کرد، وگرنه دعوا مى شود! *چرا در چنین جامعه هایى چنین باورهایى هست؟
عصر روشنگرى، عصرتازه اى است.دوران روشنگرى و مدرنیته دوران بسیار نوپایی در برابر هزاران هزارسال تنهایى بشر در مقابل طبیعت وحشى و بیرحم است. انسان در برابر آذرخش، سیل، تاریکى، زلزله، حیوانات درنده و بسیارى نیروهاى دور و بر خود ناتوان بود و خود را تنها احساس مى کرد. این به مرور مبدل به یک ذخیره ژنتیکى در انسان شده و به این زودى از حافظه و ژنهاى فرهنگى ما پاک نمىشود.اینها رسوبات دوران تنهایى و هراس بشر در برابر طبیعت است.بدین ترتیب غیرعادى نیست در جامعه های صنعتى و فراصنعتى هم خرافه باشد اما بحث بر سر شدت و ضعف آنهاست.در یک جامعه پیشرفتهتر، خرافات مسلط نیست.
«قره باغى» از رواج نگران کننده باورهاى خرافى در ایران امروز میگوید؛ از فال برگ چنار:«بانوی بازنشستهاى از سایه روشن برگ چنار فال میگرفت و خیلى هم موفق بود و پول درآورد. این خانم در پارک کار میکرد. بخت باز میکرد، طلسم می شکست».
این جامعه شناس یادآور میشود: برخلاف تصور معمول، خانمها از آقایان خرافاتیتر نیستند، بلکه زنان بیشتر از مردان این باور ها را بروز میدهند، در حالیکه مردان تودارتر هستند.گزارش ایسکانیوز می افزاید، به باور «قره باغى» بسیارى از ایرانیان بیاعتقاد به این باورهاى خرافى، نگرانند که خرافات، رفتارى نهادینه شود.وی بیتوجهى به رواج خرافه را خطرناک توصیف میکند.نگرانی این روزنامهنگار از این است که باورهای خرافی ، رواج فال گیری و احضار روح و جن، جامعه را از درون با فروپاشی فرهنگی و ذهنی روبه رو کند و بر دامنه شیادی ها و کلاهبرداری ها بیفزاید.
*جادوگری و فال بینی ممنوع ؛ حتی در تاجیکستان
مجلس تاجیکستان به تازگی قانونی را تصویب کرده که بر اساس آن، فال بینی و جادوگری در این کشور ممنوع خواهد شد.
با اصلاح قانون اداری در مجلس سفلای تاجیکستان ، کسانی که از این پس جادوگری و فال بینی کنند جریمه خواهند شد.هرچند آمار دقیقی در مورد شمار جادوگران و فال بینان تاجیکستان در دست نیست، اما مقام های این کشور می گویند گرایش به خرافات میان مردم رو به افزایش است.
به گفته محمد رحیمف، وکیل مجلس سفلای تاجیکستان اصلاح بند 178 قانون (نقض حقوق اداری) برای فعالیتهای جادوگری و فال بینی مجازاتی را مقرر کرده است.
طبق این تغییرها، کسی که بار نخست به سحر و جادو و فال بینی بپردازد 170 تا 213 دلار آمریکایی و در صورت تکرار 400 دلار جریمه خواهد پرداخت.
مقامهای پارلمانی می گویند اصلاح قانون اداری تنها پس از تایید مجلس علیا و امضای رییس جمهوری تاجیکستان به اجرا گذاشته می شود.
در همین حال«محمد رحیمف» اقدام هایقانونی برای ممنوعیت سحر، جادو و فال بینی از سوی دولت و پارلمان تاجیکستان راابتکار داخلی ارزیابی کرد: در این زمینه از تجربه هیچ کشوری استفاده نشده است.
به گفته وی، در حالی که بیش تر مردم تاجیکستان مسلمان هستند و «اسلام» جادو و فال بینی را ممنوع کرده گرایش به خرافات در این کشور به شدت رو به افزایش است.
بازار فال بینان تاجیکستان به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی که مشکل های زیاد اقتصادی و اجتماعی را در پی داشت، گسترش چشمگیری یافت.
برخی منابع دولتی تاجیکستان شمار فال بینان و جادوگران کشورشان را بیش از 5000نفر برشمرده و گفته اند تبهکاران با سواستفاده از مجوز «طبیب مردمی»به کلاهبرداری می پردازند.
ممنوعیت فعالیت فالبینان و جادوگران تاجیکستان به دنبال تصویب قانون تنظیم رسم و آیینهای مردمی که مه 2007به تصویب رسید، صورت می گیرد,
دولت تاجیکستان می گوید این تدبیرها در چارچوب برنامه مبارزه با فقر است. طبق آمار رسمی 60درصد جمعیت این کشور زیر خط فقر به سر می برند. |