در يك خانواده ورزشي بزرگ شده چرا كه پدر او در اوايل دهه 60 دروازهبان اول تيم ملوان بندرانزلي بود.
مازيار زارع پس از هفت سال حضور در ملوان، بستن بازوبند كاپيتاني و پوشيدن پيراهن شماره 9 اين تيم و از همه مهمتر، كسب لقب «مازيار قايقران» تمام افتخاراتي بود كه نصيب وي شد. اما وي پس از كش و قوسهاي فراوان و در روزهاي پاياني فصل نقل و انتقالات از تيم ملوان جدا شد و تيم قرمزهاي پايتخت را براي رسيدن به اهداف خود انتخاب كرد.
درخشش در پرسپوليس ميتواند زمينه حضور او در تيم ملي را فراهم كند و وي ميتواند جا پاي سيروس قايقران بگذارد.
با جوان 23 ساله انزلي مصاحبهاي انجام داديم كه خواندن آن خالي از لطف نيست، البته خودش معتقد است نميتواند مثل قايقران باشد.
زندگي در تهران چگونه است؟
زارع: در اين مدتي كه به تهران آمدم، زياد وقت آزاد نداشتم تا بخواهم به خيابان بروم اما زندگي در انزلي لذت و عشق ديگري داشت.
در حال حاضر تنها زندگي ميكني؟
زارع: زياد تنها نيستم در اين مدتي كه به تهران آمدهام، خانوادهام مرا تنها نگذاشتند و كنار من بودهاند و اگر مجبور باشم كه مدت زيادي در تهران باشم به دنبال اين هستم كه هر چه زودتر به كارهايم سر و سامان بدهم و خانوادهام را براي هميشه به تهران بياورم و با هم زندگي كنيم.
دليل جداييات از تيم ملوان چه بود؟
زارع: دليل اصلي جدايي من اين بود كه انتظارات از من بالا رفته بود و احساس كردم مسئوليت من از گذشته بيشتر شده است. من خودم چهار سال بود كه از تيمهاي مختلف پيشنهاد داشتم اما به عشق ملوان و مردم انزلي در اين تيم ماندم. امسال هم تقريبا كارم با ملوان تمام شده بود و قصد ماندن داشتم اما ميخواستم با رفتنم يك انقلاب در تيم ملوان اتفاق بيفتد.
آيا از روزي كه به تو لقب مازيار قايقران دادند، مسئوليت تو سنگينتر شده است؟
زارع: بله، اين لقب خيلي براي من سنگين است و در اين مدت هم به كمك مردم و آقاممي توانستم آن را تحمل كنم. من نيم درصد هم نميتوانم مثل سيروس باشم و هيچ وقت به خودم اجازه ندادم كه ادعا كنم مثل قايقران هستم. سيروس يكي بود و رفت. من از نظر اخلاقي و فني نميتوانم يك قايقران ديگر باشم.
دوست داري مازيار زارع باشي يا مثل قايقران؟
زارع: من هميشه گفتهام كه انگشت كوچك قايقران هم نيستم، من مازيار زارع هستم و باعث افتخارم است كه توانستم اسم سيروس را در ورزشگاهها زنده نگه دارم. خيلي خوشحالم كه ياد همشهري عزيزم را براي خانوادهاش زنده ميكنم. من هيچوقت نميتوانم مثل سيروس قايقران باشم.
اولين بار كه سيروس قايقران را از نزديك ديدي كي بود؟
زارع: من با وجود سن كم هميشه با طرفداران ملوان همراه تيم به شهرهاي مختلف مي رفتم و يادم هست كه با هر باخت ملوان چقدر گريه ميكردم. از طرفي هم پدر من دروازهبان ملوان و همبازي سيروس بود. يادم هست ملوان با يكي از تيمهاي بوشهر بازي داشت و ما به اين شهر رفته بوديم. كنار پدرم ايستاده بودم كه سيروس از كنار ما گذشت و من به او سلام كردم. او جواب داد و در حال رد شدن بود كه پدرم به او گفت حالا ديگه پسر منو نميشناسي؟ در همين لحظه سيروس برگشت من را بغل كرد و به اتفاق پدرم به اتاق سيروس كه در آن زمان با مجتبي تقوي هماتاق بود رفتيم و كلي عكس يادگاري گرفتيم. خيلي خوش گذشت، يادش بخير اين اولين برخورد من با سيروس قايقران بود.
چقدر براي بازي در تيم ملي انگيزه داري؟
زارع: خيلي زياد. اين آرزوي هر فوتباليستي است كه براي تيم ملي كشورش بازي كند. ميخواهم با تمام وجود براي پرسپوليس بازي كنم و اميدوارم لياقت پوشيدن پيراهن تيم ملي كشورم را هم داشته باشم.
چرا طي اين چند سال هميشه پشت خط تيم ملي ماندهاي؟
زارع: من با پيراهن ملوان به تيم ملي دعوت شدم و خيلي كم بازي كردم اما هميشه افتخارم اين بود كه من بعد از مدتها به عنوان يك بازيكن از انزلي به تيم ملي دعوت شوم و شايد يكي از عواملي كه باعث شد پيراهن شماره 9 ملوان را به من بدهند، همين بود.
بهترين تيم از نظر تو كدام تيم است و بازيكن خارجي مورد علاقهات كيست؟
زارع: بارسلونا تيم محبوب من است و ميشائيل بالاك هم به نظر من بهترين بازيكن جهان است.
آيا دوست داري يك روز مربيگري كني؟
زارع: تا حالا به اين موضوع فكر نكردهام اما بدم نميآيد.
ممكن است روزي به ملوان برگردي؟
زارع: شك نكنيد اين اتفاق خواهد افتاد البته اگر من را قبول كنند. باور كنيد از همين حالا به اين مسئله فكر ميكنم هرگز از عشق من به ملوان كم نميشود.
و حرف پاياني.
زارع: از تمام مردم انزلي تشكر ميكنم كه در همه اين سالها از من حمايت كردند و هيچوقت آنها را فراموش نميكنم.
|