177 سال پيش در روز 8 سپتامبر سال 1831 ميلادي ارتش نيكلاي اول ، تزار روسيه شهر ورشو را اشغال كرد و به شيوه اي وحشيانه قيام مردم لهستان كه خواستار استقلال بودند را سركوب كرد. ارتش 110 هزار نفري نيكلاي اول ، تزار روسيه با تمام تجهيزاتي كه در اختيار داشت پس از چندين هفته نبرد با استقلال طلبان لهستاني كه بارزترين سلاحشان ميهن پرستي بود ، توانست ورشو را اشغال كند و از آن پس سركوب وحشيانه مردم لهستان به دستور نيكلاي اول اجرا شد.
در روز 29 نوامبر سال 1830 ميلادي مردم لهستان عليه اشغالگر روس قيام كردند.
لهستان كشور مرفه و معتبر دوران رنسانس كه قرباني طمع همسايگان خود پروس ، اتريش و روسيه شده بود ، در روز 24 اكتبر سال 1795 ميلادي از نقشه جغرافياي اروپا ناپديد شد.
ناپلئون بناپارت ، امپراتور فرانسه در پي قرار داد تيلسيت با تزار الكساندر اول براي مدت كوتاهي توانست لهستان را تحت نام دوك نشين ورشو دوباره احيا كند.
در سال 1815 ميلادي پس از سقوط ناپلئون از امپراتوري فرانسه ، در جريان كنگره وين بخش اعظم لهستان تحت حاكميت الكساندر اول ، تزار روسيه قرار گرفت.
بخش شرقي لهستان قديم كاملا به خاك روسيه منضم شد و منطقه ورشو موقعيت يك پادشاهي را يافت كه خود تزار پادشاه آن بود.
الكساندر اول براساس قانون اساسي 25 نوامبر سال 1815 ميلادي خودمختاري گسترده اي به لهستان مي دهد به طوري كه لهستان داراي ارتش ، دولت و سازمان اداري مستقل مي شود.
الكساندر اول براي فرهنگ ، زبان و مذهب كاتوليك لهستان احترام قائل بود.
با مرگ الكساندر اول جانشينش نيكلاي اول تزار روسيه شد.
او تزاري مستبد بود و نسبت به اقليت غير روس نظر خوشي نداشت.استبداد بيش از اندازه نيكلاي اول موجب قيام ورشو مي شود.
گراندوك كنستانتين كه فرمانده ارتش لهستان بود فرار مي كند و ديت يا به عبارت ديگر مجلس ملي استقلال لهستان را اعلام مي كند.
استقلال طلبان نخست به پيروزي هاي دست مي بابند اما آنها از تجهيزات كافي برخوردار نبودند.
در مقابل تهديد بازگشت دوباره روس ها ، استقلال طلبان از كشورهاي غربي اروپا كمك مي خواهند اما آنها از كمك به استقلال طلبان لهستاني خودداري مي كنند.
به اين ترتيب ، در روز 8 سپتامبر سال 1831 ميلادي ارتش 110 هزار نفري نيكلاي اول ، تزار روسيه پس از چندين هفته نبرد با استقلال طلبان ، شهر ورشو را اشغال كرده و به شيوه وحشيانه اي قيام مردم لهستان را سركوب مي كند. اين سرآغاز يك شب طولاني تيره و تار براي ملت لهستان بود.
نيكلاي اول به خودمختاري لهستان خاتمه داده و آن را به يكي از ولايات ساده امپراتوري روسيه تبديل مي كند.
نيكلاي اول سياست روس كردن اجباري لهستان را در پيش مي گيرد.
بيش از 10 هزار نفر از ميهن پرستان لهستاني به دليل سركوب روس ها جلاي وطن مي كنند.
ملت لهستان بايد تا جنگ جهاني اول و سرنگوني امپراتوري روسيه انتظار بكشد تا بار ديگر به استقلال دست يابد.
|