مادربزرگ قرباني نوه معتادش شد
يكشنبه 19 آبان 1387 - ساعت 17:33

جوان معتادي که با همدستي دوستش در جريان سرقت از خانه مادربزرگ خود او را خفه کرده بود به زودي در دادگاه کيفري استان فارس محاکمه خواهد شد.

 

جوان معتادي که با همدستي دوستش در جريان سرقت از خانه مادربزرگ خود او را خفه کرده بود به زودي در دادگاه کيفري استان فارس محاکمه خواهد شد.
يکي از روزهاي دي ماه سال 85 کارآگاهان پليس آگاهي شيراز از کشته شدن زني مسن در خانه اش مطلع شدند.
به دنبال اين خبر تيمي ويژه متشکل از متخصصان بررسي صحنه جرم به همراه کارشناسان پزشکي قانوني خود را به محل کشف جسد رساندند و با پيکر بي جان زني 70ساله به نام سکينه روبه رو شدند.
بررسي ها نشان داد سکينه ساعتي قبل به علت فشار بر عناصر حياتي گردنش خفه شده و جان باخته است.
در ادامه جسد براي بررسي بيشتر به پزشکي قانوني منتقل شد و بررسي صحنه جنايت و به هم ريختگي خانه سکينه حاکي از آن بود که اين قتل با انگيزه سرقت به وقوع پيوسته است.
از سويي بستگان مقتول اعلام کردند او هميشه چندين حلقه النگو به دست داشته است اما ماموران پس از جست وجوي خانه سکينه هيچ النگويي پيدا نکردند.
با روشن شدن انگيزه وقوع اين قتل در ادامه کارآگاهان دريافتند قاتل به عنوان ميهمان وارد خانه مقتول شده است چرا که وجود وسايل پذيرايي در قتلگاه اين مساله را ثابت مي کند.
به دنبال طرح اين فرضيه ها تلاش ها براي شناسايي عامل اين قتل روي اقوام و نزديکان سکينه تمرکز يافت و کارآگاهان حين پرس وجو از افرادي که به خانه مقتول رفت وآمد داشتند، پي بردند حميد نوه 26ساله سکينه معتاد و داراي سوابق متعدد کيفري است.
به اين ترتيب اين جوان مدتي تحت نظر قرار گرفت و سرانجام رفتارهاي مشکوک وي باعث شد ماموران او را بازداشت کنند. در پي دستگيري حميد، جوان تحت بازجويي قرار گرفت و به قتل مادربزرگش اعتراف کرد.
او انگيزه کشتن مادربزرگش را سرقت از خانه او اعلام کرد و در تشريح حادثه گفت؛ آن شب به همراه يکي از دوستانم به نام بهنام تصميم گرفتيم از خانه مادربزرگم سرقت کنيم.
براي عملي کردن نقشه مان مدتي بيرون از خانه مراقب اوضاع بوديم و وقتي کوچه خلوت شد من زنگ خانه را زدم.
مادربزرگم به استقبالم آمد و در را باز کرد و من و بهنام وارد منزل شديم. وقتي او براي پذيرايي به آشپزخانه رفت همراه بهنام به سراغ وي رفتيم و دست و پايش را بستيم.
مادربزرگم از اقدام من شوکه شده بود و با داد و بيداد از همسايه ها کمک مي خواست. اما فريادهايش بي نتيجه بود چون ما دهانش را نيز بستيم.
در ادامه براي يافتن اشياي قيمتي خانه را جست وجو کرديم اما فقط توانستيم مبلغ کمي پول پيدا کنيم. به همين دليل من سراغ مادربزرگم رفتم و النگوهايش را از دستش بيرون کشيدم و براي اينکه او ما را به پليس معرفي نکند، گلويش را آنقدر فشار دادم تا جان داد. سپس در حالي که دست و پايم مي لرزيد همراه همدستم از آنجا خارج شديم.
به دنبال اعترافات اين جوان و با اطلاعاتي که او از بهنام ارائه داد همدست او نيز دستگير شد و به پليس آگاهي انتقال يافت.
بهنام در جلسات بازجويي معاونت در قتل سکينه و سرقت از منزل او را پذيرفت اما علت اين کار را اصرارهاي مکرر حميد اعلام کرد و گفت؛ من قصد نداشتم در اين ماجرا دخالت کنم اما حميد گفت؛ مادربزرگش زن ثروتمندي است و با سرقت از منزل او پول زيادي به دست خواهيم آورد.
اين حرف هاي حميد باعث شد من وسوسه شوم و در اين جنايت حضور داشته باشم.
در پي اظهارات حميد و بهنام پرونده آنان با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست به شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس ارسال شد و به زودي اولين جلسه محاکمه اين دو متهم برگزار خواهد شد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news118518.html