قاتل میثم کوچولو به خط پایان زندگی رسید
شنبه 25 آبان 1387 - ساعت 15:14

حکم مرگ مردی که پسر باجناقش را قربانی کینه جویی کرد ، امروز در دیوان عالی کشور تائید شد.

 

حکم مرگ مردی که پسر باجناقش را قربانی کینه جویی کرد ، امروز در دیوان عالی کشور تائید شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «نورا... عزیزمحمدی» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند.
«آرش سیفی» اظهار داشت : محرمعلی 30ساله متهم است سوم اردیبهشت 83 «میثم» پسر 12 ساله با جناقش را در حوالی روستای «اسماعیل آباد» رباط کریم خفه و جنازه اش را در یک گودال مخفی کرد.
وی اضافه کرد : در پی بارش باران ، قسمت هایی از جنازه ، نمایان و راز کشته شدن «میثم» فاش شد.اکنون با توجه به مدرک های موجود، محرمعلی از نظر دادسرا گناهکار است و برایش اشد مجازات خواهانم.
سپس پدر داغدار گفت : من و محرمعلی سالها بود که با هم اختلاف داشتیم و آن شب وی را به خانه ام دعوت کردم تا با خیر و خوشی ، کینه و کدورتها را پاک کنم.
این مرد اما بی رحمانه پسرم را کشت و به دروغ گفت که یک افغانی «میثم» را دزدیده است.
«محرمعلی» قصد فریب ما را داشت اما وقتی کارگر افغانی دستگیر شد و فاش کرد باجناقم به او گفته جنایت را گردن بگیرد دستش رو شد.
*قاضی : شواهد نشان می دهد اختلاف تو و با جناقت به خاطر خرید و فروش مواد افیونی بود.در این باره چه می گویی؟
* شاکی : محرمعلی ، مواد مخدر خرید و فروش می کرد. یک روز که ماموران به خانه ام ریختند من از ترس ، هروئینی را که همراه باجناقم بود داخل آب پاشیدم.او هم کینه به دل گرفت و اختلافمان از همانجا شروع شد.
*قاضی : چرا به عنوان نخستین مظنون، یک افغانی را معرفی کردی؟ تو که می دانستی باجناقت از تو کینه دارد چرا به او مظنون نشدی؟
* شاکی : «محرمعلی» یک افغانی را به پاسگاه نسیم شهر کرج برد و گفت این مرد چند پسر بچه را کشته است که من هم به او شک کردم.
وقتی نوبت دفاع به مجرم رسید منکر جنایت شد : «باور کنید بی گناهم.»
*قاضی : ساعت هفت تا 9 شب جنایت کجا بودی؟
*مجرم : به تعمیرگاه رفته بودم.
*قاضی : تعمیرکار ، طی بازجویی ها منکر حضورت در آنجا شده و به بازپرس گفته است چند روز پس از مرگ «میثم» به سراغش رفتی و گفتی بگوید تو در ساعتی که جنایت رقم خورد ، کنارش بودی. در این باره چه می گویی؟
*مجرم : حرف های تعمیرکار را قبول ندارم.
*قاضی : همسرت تائیدکرده آن شب با لباس های خاکی به خانه ات رفتی ؛ قبول داری؟
*مجرم : نه ، زنم هم دروغ می گوید.
همسر «محرمعلی» نیز به عنوان شاهد ، توضیح داد: آن شب مهمان خواهرم بودیم که شوهرم ، دیر وقت و با لباس های خاکی به خانه برگشت.پریشان بود و به همین خاطر به اتاق رفت و خوابید.
همچنین صاحب تعمیرگاهی که «محرمعلی» ادعا کرده بود روز جنایت پیش او بود به جایگاه ویژه فراخوانده شد.
وی (حسن) سوگند خورد آن شب مجرم را ندیده است : «محرمعلی سراغم آمد و التماس کرد به همه بگویم در تعمیرگاهم بوده است.»
قضات پس از شور «محرمعلی» را به قصاص نفس (مرگ) محکوم کردند و امروز رای به تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور رسید.
خانواده داغدار اگر از خونخواهی نگذرد وی به زودی اعدام خواهد شد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news119060.html