سارق حرفه يي که با دزديدن طلا و جواهرات کودکان به ثروت زيادي رسيده است در جلسه بازپرسي گفت حتي اگر آزاد شود باز هم از دزدي دست نمي کشد.
اين سارق 40 ساله که محمدعلي نام دارد يک بار در سال 85 دستگير شد اما توانست بگريزد تا اينکه بالاخره چند روز قبل دوباره به دام افتاد و دور تازه بازجويي ها از او آغاز شد.
مهرماه سال 85 هنگامي که زن جواني مشاهده کرد مردي به دختر خردسالش نزديک شده است با اين تصور که فرد ناشناس مي خواهد کودک او را بربايد جلو رفت و ديد مرد ميانسال طلاهاي فرزندش را دزديده است. با داد و فريادهاي اين زن و کمک مردم، متهم دستگير و به پليس آگاهي منتقل شد. زن شاکي در توضيح ماجرا گفت؛«دخترم در پارکي در افسريه در حال بازي بود و من چند متر دورتر روي نيمکت نشسته بودم که اين مرد را ديدم و وقتي فهميدم سه النگوي دخترم را دزديده است داد و فرياد راه انداختم تا اينکه او دستگير شد.»
بعد از انجام بررسي هاي مقدماتي پرونده به شعبه سوم دادسراي امور جنايي فرستاده شد و محمدعلي از سوي بازپرس روشن تحت بازجويي قرار گرفت. او که مدارک را عليه خود مي ديد و مي دانست پليس ردپاي وي را در سرقت هاي سريالي از کودکان پيدا کرده است به دزدي از 120 دختربچه اعتراف کرد و گفت به خاطر نياز مالي اين دزدي ها را انجام داده است.
اين مرد توضيح داد؛ بعد از هر سرقت طلاها را مي فروختم و پولش را خرج مي کردم و اکنون هيچ پولي براي پس دادن به مالباختگان ندارم.
از آنجا که تعداد مالباختگان اين پرونده زياد بود تحقيقات مقدماتي از متهم به طول انجاميد تا اينکه وي توانست بگريزد. با فرار محمدعلي بار ديگر کارآگاهان براي دستگيري او به تکاپو افتادند اما از آنجا که هيچ سرنخي از متهم نداشتند در رسيدن به اين هدف ناکام ماندند تا اينکه چندي پيش در حالي که دو روز از فرار سارق 40 ساله مي گذشت ماموران پي بردند او به زاهدان گريخته است و در آنجا زندگي مي کند. به اين ترتيب کارآگاهان با اخذ نيابت قضايي راهي استان سيستان و بلوچستان شدند و توانستند محمدعلي را بار ديگر به دام بيندازند.بعد از انتقال دوباره سارق حرفه يي به دادسراي جنايي او تحت بازجويي قرار گرفت و به تشريح شگردش براي دزدي از کودکان پرداخت. او گفت؛ من در پارک هاي نقاط مختلف تهران پرسه مي زدم و با رفتن به محوطه بازي سعي مي کردم اسم بچه ها را ياد بگيرم سپس آنها را به نام صدا مي زدم و با معرفي خودم به عنوان دوست پدرشان آنها را اغفال و جواهرات شان را سرقت مي کردم. او ادامه داد؛ چون رفتار دوستانه يي با کودکان داشتم معمولاً کسي به من مشکوک نمي شد اما چند بار هم توسط مردم مورد ظن قرار گرفتم و وقتي دستم رو شد توانستم با خواهش و التماس خودم را از دست آنها نجات بدهم.
در حالي که متهم همچنان در بازداشت به سر مي برد روز يکشنبه زني به شعبه سوم دادسراي جنايي رفت و با معرفي خودش به عنوان يکي از بستگان محمدعلي گفت مي خواهد براي اين سارق وثيقه بگذارد تا وي آزاد شود. از آنجا که رفتار اين زن مشکوک به نظر مي رسيد بازپرس روشن تحقيقات بيشتري را انجام داد و فهميد زن ميانسال همسر دزد جواهرات است و سند خانه يي در گرگان را به عنوان وثيقه به همراه دارد. افشاي اين مساله پرونده محمدعلي را پيچيده تر کرد چرا که متهم در سال 85 مدعي شده بود توانايي استرداد اموال مسروقه را ندارد حال آنکه در گرگان خانه يي براي همسرش خريده است.
از سويي اين سند نشان مي داد محمدعلي مدتي در گرگان زندگي کرده و احتمالاً در آنجا نيز دزدي هايي انجام داده است.
به همين سبب متهم ديروز بار ديگر مورد بازجويي قرار گرفت و با اقرار به اينکه از راه سرقت طلا و جواهرات کودکان پول زيادي به چنگ آورده است، گفت؛ بعد از فرار مدتي در گرگان زندگي کردم و در آنجا نيز 10 سرقت انجام دادم.
وي ادامه داد؛ من به کسب درآمد از طريق دزدي عادت کرده ام و اگر آزاد شوم نمي توانم از سرقت دست بکشم.
بنا بر اين گزارش در پي اعترافات تازه متهم، بازپرس پرونده قرار او را تشديد کرد و از ماموران خواست به تحقيق از محمدعلي براي کشف ساير جرائم احتمالي او ادامه دهند. |