مرد پنهان کار با شکايت همسر سومش به دادگاه رفت
سه شنبه 5 آذر 1387 - ساعت 17:20

پنهان کاري مردي که توانايي بچه دار شدن ندارد، سبب شد او با شکايت سومين همسرش به دادگاه خانواده احضار شود.

 

پنهان کاري مردي که توانايي بچه دار شدن ندارد، سبب شد او با شکايت سومين همسرش به دادگاه خانواده احضار شود.
چندي قبل زني پس از مراجعه به شعبه 268 دادگاه خانواده با ارائه شکوائيه يي به دليل اينکه شوهرش او را فريب داده بود، خواستار جدايي از او شد. اين زن که ماهرخ نام دارد به قاضي حسن عموزادي گفت؛ دوسال قبل مجيد که دوست برادرم بود، به خواستگاري ام آمد با توجه به اينکه برادرم او را مي شناخت، تحقيقات زيادي در مورد وي نکرديم و پس از چند مرتبه رفت و آمد با اجازه پدرم به پيشنهاد مجيد پاسخ مثبت دادم و به عقد هم درآمديم. مجيد مرد خوبي بود و هيچ مشکلي با هم نداشتيم. در مهماني هاي خانوادگي همه به زندگي خوب من و شوهرم غبطه مي خوردند، اما زندگي مشترک ما چندان دوام نياورد. يک سال از ازدواجمان گذشته بود و به رغم اينکه من علاقه زيادي به مادر شدن داشتم، هنوز فرزندي نداشتيم.
پس از مدتي براي بررسي اين موضوع به پزشک مراجعه کرديم. معاينه هاي اوليه از سلامت کامل هر دو ما حکايت داشت، اما وقتي به دستور پزشک معالجمان آزمايش هاي تخصصي انجام داديم، مشخص شد مجيد نابارور است و نمي تواند پدر شود. از آن پس دنيا برايم تيره و تار شد. روزها در خانه زانوي غم بغل مي گرفتم، اما شب ها براي اينکه شوهرم ناراحت نشود خودم را سرحال نشان مي دادم تا اينکه به توصيه خواهرم همراه با مجيد به يک متخصص ناباروري مراجعه کرديم. مدتي مجيد تحت درمان قرار گرفت، اما باز هم پزشکان اعلام کردند مشکل شوهرم درماني ندارد. پس از آن بود که يکي از دوستانم که برادرش رابطه يي قديمي با مجيد دارد رازهايي از زندگي او را برايم برملا کرد که تا آن روز از هيچ يک از آنها اطلاعي نداشتم.
زن جوان ادامه داد، طبق اطلاعاتي که آن مرد به من داد فهميدم مجيد قبل از من دو بار ديگر نيز ازدواج کرده، اما هر دو همسرش به خاطر اينکه او بچه دار نمي شود از وي جدا شدند. شوهرم هيچ يک از اين ماجراها را برايم نگفته بود. در حقيقت مجيد طي اين مدت مرا فريب داده و از حسن نيت من و خانواده ام سوءاستفاده کرده است. من هم وقتي از اين ماجرا باخبر شدم به رغم علاقه يي که به او داشتم تصميم گرفتم طلاق بگيرم.
در پي ثبت شکايت اين زن، صبح ديروز جلسه رسيدگي به اين پرونده برگزار شد. در اين جلسه قاضي عموزادي از مجيد خواست درباره اظهارات همسرش توضيح بدهد. مجيد گفت؛ نمي خواستم ماهرخ را فريب بدهم. من به او علاقه داشتم و تصميم گرفته بودم با او زندگي کنم اما مشکل ناباروري مانع رسيدنم به اين آرزو شد. به خاطر اين مشکل دو بار شکست خورده بودم و دو همسر قبلي ام از من جدا شده بودند اما ديگر نمي خواستم با عنوان کردن اين مشکل ماهرخ را هم از دست بدهم.
به اين دليل هم رازهاي زندگي ام را از او پنهان کردم. به دنبال اظهارات اين مرد رئيس دادگاه از ماهرخ خواست در تصميم اش تجديدنظر کند، اما وقتي با اصرار او براي جدايي روبه رو شد، سرانجام حکم طلاق را صادر کرد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news119926.html