درشمال استان «کيوو» درکنگوي شرقي، مردم درگودال هاي کنارجاده ها روزگارمي گذرانند. آنها محوطه هاي مدارس و کليساها را اشغال کرده اند و از ترس جانشان گرداگرد مقرهاي نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل جمع شده اند. پسران جوان و مردها در جنگل ها پنهان گشته اند، تا از خدمت اجباري در گروه هاي مسلح و يا مرگ رهايي يابند.
حدود يک ميليون نفرازمردم شمال کيووازمحل زندگي شان رانده شده اند. به گونه اي که تنها در خلال ماه گذشته، 2?0 هزارنفربي خانمان گشتند.
يک پسر بچه 13 ساله به همراه سه دوست ديگرش از چنگ گروگانگيراني فرار کرده است، که کودکان را به اجبار براي خدمت در ارتش هاي کوچک محلي مي ربايند. او به من گفت: "فقط دختربچه ها به مدرسه روستا مي روند." در حال حاضر، بيش از يک ميليون از مردم بي خانمان در سرتاسراين استان پراکنده اند. نيروهاي تحت سرپرستي نماينده جديد سازمان ملل متحد در منطقه شمال کيوو، بي انگيزه اند. فرمانده ارتش زير نظارت او نيز يک ماه بعد از اعزام اين نماينده، به دلايل شخصي استعفا کرد.
در عين حال در خلال ده سال جنگ بيش از 5 ميليون نفر از مردم اين منطقه که اغلب نيز غيرنظامي اند، جان خود را از دست داده اند. سبب اين جان باختن ها جنگ داخلي کنگو و در نتيجه عدم دستيابي به غذا و بهداشت، است. اگر راستش را بخواهيم، اين رقم همچنان روبه فزوني است.
بسياري ازاين مردم، تنها به دليل سخاوت همسايه ها از گرسنگي نمردهاند. زيرا به سبب وخامت اوضاع امنيتي، کمک هاي بشر دوستانه چنداني به اين منطقه نمي رسد. بنابراين دهها هزار نفر از شهروندان اين نقطه اجازه داده اند تا اين غريبه ها تنها در ازاي غذايي ناچيز، در مزارع يا خانه هايشان کارکنند.
اوايل سال جاري ميلادي (اوسط دي ماه سال گذشته) فيل لنکستر از مقامات سازمان ملل متحد در شهر گوما به من گفت، که جامعه جهاني بايد وخامت اوضاع کنگو را درک کند. چراکه وضعيت اين جا به همان اندازه رواندا دردناک است. لنکستر به عنوان فردي از نيروهاي سازمان ملل، ناظر نسل کشي 1994 (1373) رواندا بوده است. او تا ماه سپتامبر (شهريور) سرپرستي برنامه سازمان ملل در تشويق شورشيان هوتو رواندايي ساکن در کنگو براي ترک آن کشور و بازگشت به ميهن خودشان را، بر عهده داشت.
داستان از اين قرار است که در آن سال و بعد از نسل کشي رواندا، شبه نظاميان هوتو که مسئوليت قتل صدها هزار نفر را بر عهده داشتند، به همراه غيرنظاميان هوتو که از ترس جانشان فرار مي کردند، از طريق مرز به کنگو گريختند. از آن زمان تا کنون بسياري از اين مرتکبان قتل در کيوو در حاشيه مرز رواندا سکني گزيده اند، و درعين حال منطقه را نيز ناامن کرده اند.
در 1996 (1375) و مجددا در 1998 (1377) ارتش ميهن پرستان رواندا به رهبري قوم توتسي به کيوو حمله کرد، تا اين قاتلان را دستگير کند. اما خود به قتل عام صدها هزار نفر مبادرت نمود، و هشت کشور را درگير جنگ کرد. بنابراين در حالي که اينک نسل کشي مزبور تمام شده، اما کشتار در کيوو ادامه دارد.
لورانت نکوندا ژنرال سابق ارتش کنگو، در حال حاضر سپاهي با عنوان "ارتش آزاديبخش کنگو" به راه انداخته است. اين ارتش با هدف حمايت از قبيله خود ژنرال و نجات يافتگان از نسل کشي مورد اشاره، به آزادسازي مردم در سرتاسر مرز کنگو مي پردازد. آنها اين کار را حتي اگر مردم مخالف آزادسازي مورد نظر باشند هم، انجام مي دهند!
اين ژنرال نه تنها از سوي توتسي ها و بعضي از هوتوها که اقتصاد منطقه کيوو را به دست دارند حمايت مي شود، بلکه مورد پشتيباني دولت رواندا نيز قرار دارد. او جنگ آزاديبخش خود را عليه دولتي که قادر نيست امنيت و توسعه را براي مردمش به ارمغان بياورد، شروع کرده است. در حال حاضر، بيش از يک ميليون از مردم بي خانمان در سرتاسر استان کيوو در کنگوي شرقي پراکنده اند يعني دولتي که بر اين سرزمين حکومت مي کند، اما فساد همچنان در آن رايج مي باشد.
البته خود نکوندا نيز در گسترش اين وضعيت بي تأثير نيست، و نقش دارد. در عين حال از آنجايي که اداره اين کشور به صورت دمکراتيک تنها با انتخابات آزاد ممکن مي شود و اين کهنه سرباز طاقت وقت تلف کردن تا برگزاري انتخابات را ندارد، از ابزار ديگري غير از صندوق رأي براي رسيدن به قدرت استفاده کرده است. البته اين اقدام وي تبعاتي مثل بي خانماني مردم، گرسنگي، تجاوز، قتل و ترور به همراه آوده است. اينک ارتش او بر شمال منطقه کيوو تسلط کامل دارد.
کنگوي شرقي مملو از ثروت هاي طبيعي مانند منابع معدني و جنگل مي باشد. اما در حالي که همه دستي در اين سفره دارند، مردم به سبب جنگي 14 ساله تنها بازندگان فلک زده اين رقابت محسوب مي شوند.
در حال حاضر تنها 5هزار و 500 نيروي پاسدار صلح سازمان ملل متحد در منطقه شمال کيوو مستقرند، که نقطه اي کوهستاني با جمعيت 5 ميليون نفري مي باشد. در اين منطقه بيش از 40 هزار شبه نظامي مسلح به اسلحه هاي سنگين، وجود دارند. اين رقم را با 13 هزار و 500 پليسي مقايسه کنيد، که در شب انتخابات اخير رياست جمهوري آمريکا از شهر 3 ميليون نفري شيکاگو محافظت مي کردند. شهري که تا جايي که ثبت شده، از دهه 1860 (1239) ديگر گروه شبه نظامي در آن فعاليت نداشته است.
آلن داس نماينده جديد سازمان ملل متحد در اين منطقه که براي کاستن از بودجه يک ميليارد دلاري عمليات عازم آنجا شده، در واقع در يازده ماهه اول فعاليتش توفيق چنداني به دست نياورده است. زيرا قتل عام وسيع در استان هاي بس کنگو و ايتوري زماني صورت گرفت، که منطقه تحت نظارت او قرار داشت. همچنين اشغال کامل شمال کيوو توسط جنبش هاي شورشي تحت حمايت دول خارجي، در حال کامل شدن مي باشد.
نيروهاي تحت سرپرستي داس بي انگيزه اند. فرمانده ارتش زير نظارت او نيز يک ماه بعد از اعزام داس، به دلايل شخصي استعفا کرد. چرا که براساس گفت و شنودهاي درون حلقه اي، معتقد بود که "داريم وارد گود بحراني مي شويم، که قصد ندارم در آن دستي داشته باشم."
داس تا 19 سپتامبر (29 شهريور) تقاضاي افزايش نيرو نکرد، که البته خيلي دير شد. چراکه حتي با احتمال پذيرفته شدن چنين تقاضايي، دو تا سه ماه طول مي کشد تا اين نيروها اعزام شوند.
بسياري از شبه نظاميان هوتو پس از اقدام به نسل کشي 11994 در رواندا، از طريق مرز به کنگو گريختند و در کيوو در حاشيه مرز رواندا سکني گزيدند. آنها اين منطقه متعلق به کنگو را نيز، ناامن کرده اند.
اين در حالي است که يک ميليون نفر گرسنه و بي خانمان سرگردانند، و بدليل ناامني قادر به برداشت محصول خود نيز نخواهند بود.
در اين ميان تنها گزينه پيش رو اعزام نيرو هاي عمليات سريع اروپايي است، تا منطقه را به سرعت پاکسازي کنند. البته چنين اقدامي نيز منوط به تصميم ديپلمات هاي اروپايي است، که شايد (از ديد آنها) اولويت نداشته باشد.
اما در همين گيرودار آنگولا در حال اعزام نيرو براي جنگ در کنار ارتش اين کشور است، رواندا با حمايت از نکوندا عملا وارد درگيري شده، و تا هفته هاي آينده اوگاندا و زيمبابوه هم به جمع مي پيوندند. بنابراين شايد به زودي شاهد يک ميهماني بزرگ به مثابه ميهماني 1998 تا 2003 ( 1377 الي 1382) باشيم.
در حال حاضر صدها هزار نفر از مردم شمال کيوو سر گرسنه بر بالين مي گذارند. آنها همچنين از ترس جانشان در جنگل ها، پناهگاه هاي خياباني، و يا چاله ها پناه گرفته اند، تا شايد از اجل بزنگاه غيرقابل تصور نجات يابند.
مايکل کاوانا که از شرق کنگو براي برخي از آژانس ها و سازمان ها گزارش تهيه مي کند، اين مقاله خود را با حمايت مالي "مرکز پوليتزر براي گزارش بحران ها" نوشته است. مرکز مورد اشاره مستقر در واشنگتن و وابسته به مؤسسه امنيت جهاني مي باشد، و از گزارشات مسائل دنيا پشتيباني مي کند.
|