جنایتکاران قیطریه محاکمه شدند
شنبه 30 آذر 1387 - ساعت 22:52

دو رفیق که به جرم آدمکشی بازداشت شده اند امروز در دادگاه کیفری تهران به جنایت اعتراف کردند.

 

دو رفیق که به جرم آدمکشی بازداشت شده اند امروز در دادگاه کیفری تهران به جنایت اعتراف کردند.
زنگ تلفن کلانتری 101 تجریش ، شامگاه نوزدهم بهمن 1385 به صدا در آمد و به افسر نگهبان خبر رسید شهروند 48 ساله ای به نام «جمشید» در خانه اش کشته شده است.
سپس بازپرس حسین اصغر زاده (کشیک دادسرای جنایی) و افسران دایره 10 اداره آگاهی مرکز به ساختمان مورد نظر در «قیطریه» رفتند و با دیدن جنازه ، رسیدگی به پرونده را در دستور کار خود قرار دادند.
تحقیق محلی نشان می داد «جمشید» سال 1382 از خارج به ایران برگشته بود و با دو نفر به نام های «ابراهیم» و «دلیر» ارتباط نزدیکی داشت.
با افشای این مسئله «ابراهیم» 17 ساله و «دلیر» 27 ساله در «کاشمر» ردیابی و دستگیر شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند.
«ابراهیم» که می خواست با ارائه اطلاعات ضد ونقیض ، پلیس را گمراه کند وقتی دید هیچ شانسی برای فرار از قانون ندارد لب به اعتراف گشود : «جمشید ، ثروت زیادی داشت و طمع تصاحب پول هایش مثل خوره به جانم افتاده بود.دست آخر اسیر وسوسه شدم و با دلیر ، نقشه ای کشیدیم.بعد در فرصت مناسب به خانه جمشید رفتیم ، دهانش را بستیم و با ضربه های کارد کشتیم.»
به دنبال اعتراف های جانیان و باز سازی صحنه جرم ، کیفرخواست از سوی «آرش سیفی» دادیار شعبه اظهار نظر دادسرای جنایی پایتخت ، صادر و به شعبه 71 دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که امروز به ریاست قاضی «نور ا... عزیزمحمدی» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا «محمد شادابی» به عنوان نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند و برای دو مجرم تقاضای اشد مجازات کرد.
نوبت دفاع به «ابراهیم» که رسید توضیح داد: چند ماه بود که برای کار از کاشمر به تهران آمده بودم و با جمشید در پارک قیطریه آشنا شدم.او چند بار مرا به خانه اش دعوت کرد و من که جای مناسبی برای زندگی نداشتم پیشنهادش را با خوشحالی پذیرفتم.
وی ادعا کرد : چند بار با هم مشروب خوردیم و پای ماهواره نشستیم که اسیر وسوسه های شیطانی شد.یک روز جمشید ، بی هوشم کرد و آزارم داد که کینه به دل گرفتم و به فکر انتقام افتادم.
این پسر اظهار داشت : ماجرا را با دوستم «دلیر» در میان گذاشتم و قرار شد در یک وقت مناسب به سراغ جمشید برویم و پول و وسایل قیمتی او را بدزدیم.طبق نقشه ، من با جمشید به اتاق رفتم و چند دقیقه بعد دلیر وارد شد. دلیر پیشنهاد داد که جمشید را بکشیم و من با چاقوی میوه خوری به سینه صاحبخانه کوبیدم.دلیر هم یک ملحفه دور گردن جمشید پیچید و دو نفری آن قدر کشیدیم تا جان داد.
*قاضی : به قصد آدم کشی به خانه جمشید رفتید؟
*ابراهیم : نه فقط می خواستیم اموالش را بدزدیم که دلیر ، پیشنهاد قتل را مطرح کرد.
*قاضی: پس چرا تو چاقو زدی؟
*ابراهیم : ترسیده بودم نمی توانستم دست و پای جمشید را نگه دارم. مجبور شدم چاقو بکشم.
همچنین وکیل این پسر در دفاع از وی اعلام کرد : تحقیق محلی پلیس ، نشان داده جمشید وضعیت اخلاقی مناسبی نداشت و موکلم که هنگام جنایت فقط 17 سال داشت برای جبران لطمه روانی با انگیزه دستبرد و کینه جویی وارد خانه او شده بود؛از همین رو درخواست تخفیف در مجازات دارم.
دلیر اما در دفاع از خود توضیح داد : وقتی ابراهیم گفت جمشید آزارش داده برای دزدی به خانه اش رفتیم. آنجا ابراهیم با چاقو به سینه جمشید زد و ملحفه به دستم داد تا دو نفری آن را دور گردنش بپیچیم.من اصلا جمشید را ندیده بودم و نمی شناختم.
در پایان این نشست ، هیئت قضایی وارد شور شد تا رای را انشا کند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news121444.html