حسام محکوم به اعدام ، مریم 10 سال زندان
چهارشنبه 11 دي 1387 - ساعت 18:34

پسری که به دام یک عشق شوم افتاد و مادرش را کشت امروز در دادگاه کیفری تهران به اشد مجازات و دختر مورد علاقه اش به زندان و شلاق محکوم شد.

 

پسری که به دام یک عشق شوم افتاد و مادرش را کشت امروز در دادگاه کیفری تهران به اشد مجازات و دختر مورد علاقه اش به زندان و شلاق محکوم شد.
بازپرس «بهروز هنرمند» کشیک داسرای جنایی پایتخت ، ظهر ششم بهمن 1384 باخبر شد زن 43 ساله ای به نام «مینا» که مدیر یک شرکت خصوصی بود در خانه‌اش ـ خیابان گاندی ـ از پا درآمده است .
سپس این مقام قضایی و پلیس دایره 10 اداره آگاهی مرکز به همراه افسران کلانتری 103 گاندی به قربانگاه رفتند و با دیدن جنازه پتو پیچ زن نگون بخت رازگشایی معما را در دستور کار خود قرار دادند.
تحقیق مقدماتی نشان می‌داد پسر 19 ساله قربانی به نام «حسام» به «مریم» 29 ساله که کارمند اخراجی «مینا» بود علاقه داشت و این دو نفر اسرار جنایت را در قلب خود داشتند.
با افشای این مسئله ، «حسام» و «مریم» دستگیر شدند و وقتی تمامی درهای فرار از قانون را بسته دیدند پرده از راز شومشان برداشتند.«حسام» گفت : مادرم مخالف ازدواج ما بود و تصمیم گرفتیم با کشتن او ، راه رسیدن به آرزویمان را هموار کنیم که نشد و حالا پشیمانم.
بدین ترتیب این دختر وپسر ، صحنه جرم را بازسازی کردند و پرونده در حالی با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه دادگاه کیفری تهران فرستاده شد که «مریم» با قرار وثیقه سنگین آزاد شده بود.
در نشست قضایی رسیدگی به این ماجرای دلخراش که سه شنبه به ریاست قاضی «نورا... عزیزمحمدی» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا ن«محمد شادابی» ماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند و تقاضای صدور حکم اشد مجازات کرد.
وقتی نوبت دفاع به «حسام» رسید جنایت را گردن گرفت : «فقط 19 سال داشتم که دلباخته مریم شدم.من هرگز در زندگی ام طعم شیرین محبت را نچشیده بودم و دل خوشی نداشتم.به همین خاطر تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم اما پدر و مادر به خاطر اختلاف سنی ما ، مخالف این وصلت بودند و مریم را از شرکتشان اخراج کردند».
وی ادامه داد : عشق ، چشمانم را کور کرده بود و می خواستم هر طور که شده با مریم ازدواج کنم.او مرا معتاد کرد و دیگر هیچ اراده ای از خودم نداشتم.در همان گیر و دار ، تصمیم گرفتیم کاری کنیم تا پدر و مادرم از هم جدا شوند.در آن صورت می توانستیم راحت ازدواج کنیم اما نشد و مریم یک روز به شدت به گریه افتاد.می گفت: به عشق من شک دارد ! به همین خاطر قول دام پدر و مادرم را بکشم و این تعهد را در یک کاغذ نوشتم و به «مریم» دادم.
مجرم ردیف نخست ، توضیح داد : صبح آن روز سیاه ، مریم به خانه ما آمد و تا مادرم از راه رسید از پشت سر یک طناب به دور گردنش انداختم و کشیدم.گزارش ایسکانیوز می افزاید،همچنین «مریم» در دفاع از خود اظهار داشت : «یکبار که حسام به قصد خودکشی تصادف کرد و در بیمارستان بستری شد به عیادتش رفتم. وقتی او را با آن حال و وضع دیدم دلم برایش سوخت و چشمانم پر از اشک شد. آنجا بود که حسام فکر کرد عاشقش شده ام اما من درآن زمان نامزد داشتم و حالا هم ازدواج کرده ام».
*قاضی : تو «حسام» را تشویق به کشتن مادرش کردی؟
*مریم : نه ، من انگیزه ای برای این کار نداشتم. فقط مثل یک خواهر به دردل های «حسام» گوش می دادم!
ادامه این محاکمه برای بررسی ابعاد اخلاقی رابطه «حسام» و «مریم» پشت درهای بسته برگزار و امروز رای هیئت قضایی صادر شد.
بر این اساس «حسام» به قصاص نفس (اعدام) و 100 ضربه شلاق محکوم شد.قضات همچنین «مریم» را به 10 سال زندان و 100 ضربه شلاق محکوم کردند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news122260.html