‌١٢ تير، سالروز انفجار ايرباس بر فراز آب‌هاي خليج فارس
همشهری انلاین , شنبه 13 تير 1388 - ساعت 17:00

نيروهاي نظامي آمريكا مستقر در آب هاي خليج فارس و درياي عمان، در زمان حادثه و قبل از آن عملاً تماميت ارضي ايران را با استفاده از انواع ترفندها مورد تجاوز قرار داد .

 

خليج هميشه نيلي فارس دو بار در طول تاريخ ايران از زماني كه پاي استعمار به آن گشوده شد، به پاسداشت مظلوميت و رشادت مردم اين سرزمين به رنگ خون درآمد.
نخستين بار در دهم ارديبهشت ماه مصادف با بيرون راندن اولين استعمارگران از منطقه جنوب با شهادت بيش از 800 سرباز و سردار ايراني و بار ديگر در 12 تيرماه 1367 با مظلوميت 290نفر مسافر بي‌دفاع هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران از تهران و بندرعباس به مقصد دوبي.
به گزارش ايسنا، يكشنبه 12 تير1367، هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران با 290 نفر مسافر و خدمه، فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبي ترك كرد. سطح پرواز اين هواپيما 14000 پا تعيين شده بود. ساعت 10:15 دقيقه محلي هواپيما شروع به اوج گيري كرد. ساعت 10:24 به وقت محلي، وقتي سطح پرواز12000 پا گزارش شد هواپيما مورد اصابت 2 فروند موشك زمين به هواي ناو وينسنس آمريكا قرار گرفت و در نزديكي تنگه هرمز بين شارجه و بندرعباس منفجر شد و سقوط كرد و به دليل سرعت اوليه‌اش تكه‌هاي آن در همين منطقه پخش شد.
در اين فاجعه تمامي سرنشينان هواپيما به شهادت رسيدند. 66 كودك زير 12 سال و 52 زن و 172 مرد در ميان قربانيان بودند و36 تن تبعه كشورهاي يوگسلاوي، هندوستان، پاكستان، ايتاليا، شارجه و دوبي از جمله وابسته نظامي پاكستان در ايران و خانواده‌اش، در ميان كشته‌شدگان بودند.
آمريكائيها ابتدا منكر ساقط كردن هواپيما در خليج فارس شدند. سپس ادعا كردند كه هواپيماي سرنگون شده از نوع جنگنده اف ـ 14 بوده و پس از آنكه فهميدند پاسخ آنها ابلهانه است و هر چشم غيرمسلحي مي‌تواند جت جنگنده مافوق صوت را از هواپيماي مسافربري تشخيص دهدف, گفتند كه از سقوط يك هواپيماي مسافربري ايران در آبهاي خليج فارس مطلعند، ليكن هواپيما توسط نيروهاي آمريكايي سرنگون نشده است.
با اصابت موشك‌ها هواپيماي ايرباس در آسمان منفجر شد و قطعات آن همراه با اجساد مسافران بيگناه آن بر روي خليج فارس در نزديكي جزيره هنگام پراكنده شد. پس از اين حادثه بود كه تصاوير تكه‌هاي شناور شده اين هواپيما بر روي تلويزيون‌ها به نمايش در آمد. صحنه شليك موشك‌ها و اصابت آن به هواپيما و انفجار آن در آسمان توسط برخي ساكنين جزيره هنگام كه با چشم غيرمسلح مشاهده كرده بودند، در آن زمان گزارش شد.
فرمانده واحدهاي امداد و تجسس نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران يك روز پس از اين فاجعه اعلام كرد كه بدليل انفجار هواپيما در آسمان برخي از اجساد قربانيان جنايت آمريكا در پنج كيلومتري محل سقوط از آب گرفته شده و احتمال اينكه جريان آب اجساد ديگري از شهدا را حتي تا هشت كيلومتري از منطقه سقوط در جنوب جزيره هنگام برده باشد، وجود دارد.
به سرعت، نيروهاي امداد و نجات و شناورهاي كشتي در منطقه حاضر شدند و هليكوپترهاي ارتش و شناورهاي سپاه حاضر و دنبال جمع‌آوري جنازه‌ها بودند زيرا تمام جنازه‌ها بر اثر فشار بالاي جو و انفجار، قبل از رسيدن به سطح آب از بين رفته بودند و هواپيما شرايط اين را نداشت كه سقوط كند؛ هواپيما در هوا تكه تكه شد.
مقامات آمريكايي پس از به نمايش درآمدن قطعات منفجر شده هواپيما و جنازه‌هايي كه از آب گرفته شده بودند، مجبور به پذيرش شليك به سمت هواپيماي ايراني شدند، اما آنها ابتدا گفتند كه ما يك هواپيماي اف 14 نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران را سرنگون كرده ايم.
مقامات نظامي كشورمان ضمن تكذيب ادعاي ارتش آمريكا اعلام كردند كه در زمان سرنگون شدن هواپيماي مسافربري ايرباس، هيچ هواپيماي جنگي جمهوري اسلامي ايران در آسمان خليج فارس پروازي نداشته است و فرمانده نيروي هوايي كشورمان نيز ضمن عمدي خواندن اين حمله بي شرمانه گفت كه در هواپيماهاي غيرنظامي يك نوع رادار شناسايي وجود دارد كه از لحظه برخاستن از روي باند فرودگاه روشن مي‌شود و از اين طريق همه متوجه غيرنظامي بودن آن مي شوند. مجري تلويزيون ايتاليا نيز در بخش خبري اين شبكه ضمن اعلام خبر سرنگوني هواپيماي مسافربري ايران، ادعاي آمريكائيها مبني بر سرنگوني يك فروند هواپيماي جنگي كشورمان را مضحك خواند و گفت: ناو وينسنس آمريكا به راحتي قادر بود هواپيماي ايرباس 300 را كه با سرعت پايين در پرواز بوده را از يك جنگنده مافوق صوت اف ـ14 تشخيص دهد.
پس از آنكه مقامات كشورمان از خبرنگاران خارجي براي تهيه عكس و گزارش از آثار جنايت آمريكا در خليج فارس دعوت كردند و گزارش‌هايي از صحنه‌هاي از آب گرفته شدن دهها جسد مرد و زن و كودك در شبكه هاي تلويزيوني سراسر جهان پخش شد، آمريكائيها ضمن پذيرفتن اين اقدام مدعي شدند كه ممكن است نيروهاي آمريكايي يك فروند هواپيماي مسافربري ايران را سرنگون كرده باشند و رونالد ريگان، رئيس‌جمهور وقت آمريكا نيز اعلام كرد كه نيروهاي ما براي دفاع از خود به هواپيماي مسافربري ايران حمله كرده اند.
حتي ارتش آمريكا ابتدا پس از پذيرفتن سرنگوني يك هواپيماي مسافربري مدعي شد كه اين هواپيما از كريدور هوايي بين‌المللي خود خارج شده بود. اما محمد جعفر محلاتي، سفير وقت كشورمان در سازمان ملل اين ادعاي آمريكا را كه رزمناو وينسنس يك هواپيماي مسافربري را پس از منحرف شدن از مسير پروازي خود اشتباها به جاي يك جنگنده ايراني هدف قرار داده است، مورد استهزا قرار داد و گفت : از آنجا كه هواپيماي مسافربري ايران از دالان هوايي بين‌المللي خارج نگشته بود، اين حادثه كاملا برنامه ريزي شده انجام شده است.
واشنگتن در ابتدا سعي داشت جنايت وحشيانه خود را به عنوان يك اقدام تدافعي توجيه كند، از اين رو چنين وانمود مي كرد كه گويا يك هواپيماي نظامي را مورد حمله قرار داده است ليكن تمامي شواهد و قرائن عليه آمريكا بود و ثابت مي‌كرد كه اين كشور با برنامه ريزي قبلي به اين جنايت دست زده است چرا كه اولا هواپيماي مزبور در مسير خطوط هوائي بين‌المللي در حركت بود و آمريكا نمي توانست ادعاي خود را ثابت كند بلكه عكس آن براحتي قابل اثبات بود. ثانيا اصل حمله به يك هواپيماي مسافربري جرم است و اين حمله جنايت آميز حتي اگر بر فرض محال هواپيماي مزبور در خارج از مسير خطوط هوايي بين المللي در حركت بوده باشد، باز هم به همين شدت محكوم بود و چيزي از مجرميت آمريكا نمي كاست.
راديو بي .بي .سي نيز ضمن غيرقابل توجيه خواندن شناسايي يك هواپيماي مسافربري از يك هواپيماي جنگي اعلام كرد كه رزمناو آمريكايي وينسنس مي‌توانست با استفاده از دستگاههاي الكترونيكي كه همه هواپيماها مجهز به آن هستند، از نوع هواپيما مطلع شود و بهانه عدم شناسايي اين هواپيما در حالي است كه اين رزمناو چهار دقيقه كه به مدت زمان زيادي براي شناسايي هواپيماي مسافربري است، فرصت داشت.
دان هوارد سخنگوي وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون ) بالاخره با فاصله 5 روزه‌اي از سقوط هواپيماي مسافربري اعتراف كرد كه هواپيماي ايراني كه توسط ناو جنگي آمريكا در خليج فارس سقوط كرد در كريدور بين المللي پرواز مي‌كرده است. وي تصريح كرد كه خلبان ايرباس پيش از سرنگوني از سوي فرمانده ناو وينسنس دوبار مورد سوال و تحقيق قرار گرفت و وي هر دو بار به سئوالات ما پاسخ گفته بود.
روزنامه ليبرالسيون چاپ فرانسه در مقاله اي در آن زمان نوشت : آمريكا كه خود را تحت پوشش اعلام بي‌طرفي خيالي در قبال جنگ قرار داده بود، آرام آرام شروع به جانبداري از عراق كرده بدون اينكه موضوع را علنا اعلام كند، زيرا يقين حاصل كرده بود كه فقط با نهايت اعمال فشار در زمينه‌هاي نظامي و اقتصادي مي‌تواند جمهوري اسلامي ايران را مجبور به خاتمه جنگ كند.
پس از جنايت هولناك نيروي دريايي آمريكا در ساقط ساختن هواپيماي مسافري ايران و كشتار دستجمعي 290 انسان بيگناه كه به عنوان بزرگترين جلوه نقض قواعد و قوانين بين‌المللي از سوي سردمداران آمريكا موجي از نفرت جهانيان را به همراه آورد، آمريكائيها انتظار داشتند رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دست به يك اقدام عجولانه و تلافي‌جويانه بزنند تا از اين طريق فاجعه كشتار مظلومانه 290 انسان بي دفاع درصحنه بين المللي تحت‌الشعاع قرار گيرد و از سويي به صورت كاملا عيان‌تري به حمايت از رژيم بعثي صدام بپردازند تا موازنه جنگ به نفع اين رژيم وابسته تغيير يابد.
اين آرزوي شيطاني و مكارانه تنها اميد باقي مانده آمريكائيها بدنبال اين جنايت تكان دهنده محسوب مي شد. زيرا آنان براي فرار از بار سنگين مسئوليت اين جنايت هولناك و توجيه آن، تمامي واكنشهاي مضحك و ضد و نقيض را به سرعت و يكي پس از ديگري ابراز داشتند.
شيوه موضع‌گيري‌هاي احمقانه مقامات آمريكايي از ابتدا تا انتها نشان داد كه اين فاجعه يك جنايت عمدي و آگاهانه بوده و اين روش تمامي قدرت‌هاي استكباري در جهان مي باشد كه انتقام شكست عملكرد ديپلماسي و حركتهاي نظامي خود را از جان انسانهاي بيگناه و يا با حمله به اماكن مسكوني و غير نظامي مي گيرند.
خاويرپرز دكوئيار، دبير كل وقت سازمان ملل صريحا واكنش مسئولين ايراني در قبال فاجعه قتل عام 290 مسافر هواپيما را مورد ستايش قرار داد و از موضع‌گيري بعدي آمريكائيها كه پرونده اين فاجعه را بطور يكجانبه مختومه اعلام كرده بودند، انتقاد كرد و اعلام داشت كه اين پرونده به سادگي مختومه نخواهد شد.
جنايت وحشيانه آمريكائيها چنان زشت و فضاحت بار بود كه اكثر دولتهاي جهان و بسياري از مجامع بين المللي در مورد اين فاجعه در خليج فارس اظهار تاسف كرده و آن را محكوم ساختند. با مروري به روزنامه هاي آن زمان كاملا مشخص مي شود كه تمامي افراد، رسانه‌ها و مقامات بين‌المللي غير وابسته به قدرتهاي استكباري نسبت به آن اعلام انزجار كرده و اين اقدامات را يك جنايت جنگي خواندند. فاجعه هواپيماي ايرباس جلوه‌اي از تلاش آمريكائيها براي انتقام‌گيري از جمهوري اسلامي ايران به خاطر شكست‌هايي بود كه آنان در سياستهاي منطقه‌اي خود از نظر سياسي و نظامي متحمل شده بودند.
سال 1360، عراق حمله به كشتي هاي تجاري در خليج فارس را شروع كرد و با اعلام مين‌گذاري سواحل بندر امام خميني(ره) و حمله به دو كشتي تجاري، امنيت خليج فارس را مختل كرد و در پي تحويل هواپيماهاي سوپر استاندارد و موشك هاي اگزوسه توسط فرانسه به عراق بود كه ابعاد اين حملات افزايش يافت.
در برابر اين حملات كه عراق به صراحت مسؤوليت آن را بر عهده گرفت، شوراي امنيت عكس العمل مناسبي نشان نداد، اما در قبال انتساب چند حمله به ايران و شكايت شوراي همكاري خليج فارس، 11 خرداد 63 شوراي امنيت قطعنامه 552 را صادر كرد و در آن خواستار توقف اين حملات شد.
در واقع سال 1367، آمريكايي‌ها مستقيما به نفع عراق وارد جنگ با ايران شدند و جبهه دوم جنگ را در خليج‌فارس آغاز كردند. در ابتداي سال 67 آمريكايي ها اقداماتي را در خليج‌فارس شروع كردند. درگيري با شناورها و قايق‌هاي سپاه و ارتش درمنطقه خليج‌فارس ، جلوگيري از كنترل كردن نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي ايران و حمله به سكوهاي نفتي ايران در منطقه خليج‌فارس از جمله اين اقدامات بود. در حالي كه اين سكوها در حال سوختن بود عمليات ايرباس را انجام دادند.
از آغاز جنگ تا 10 ژوئيه 1984، 112 كشتي در خليج فارس مورد حمله موشكي قرار گرفت. ژانويه 1985جمهوري اسلامي ايران ، به دبير كل وقت سازمان ملل اعلام كرد كه از هرگونه اقدامي براي تأمين آزادي و امنيت كشتيراني در خليج فارس، حمايت و استقبال مي‌كند، اما حملات به كشتي‌ها ادامه يافت. تا تير ماه 1366، بيش از 8 ميليون تن كالا از محموله‌هاي كشتي‌ها در خليج فارس به زير آب رفت. 41 كشتي كاملا نابود شد و بيش از 200 تن از ملوانان كشورهاي مختلف به قتل رسيدند و همين تعداد نيز مجروح شدند.
اينگونه بود كه عراق در هدف خود مبني بر بين‌المللي كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادي موفق شد و قدرت‌هاي غربي و در راس آنها آمريكا حضور گسترده و تهديدآميزي در خليج فارس يافتند و بالاخره كشتي‌هاي نفتكش كويتي با پرچم آمريكا در خليج فارس حركت كردند و اسكورت نظامي نفتكش‌ها و كشتي‌هاي تجاري مورد نظر امريكا در خليج فارس آغاز شد.
21 سپتامبر 1987، كشتي ايراني «ايران اجر» مورد حمله نيروهاي نظامي آمريكا واقع شد. همچنين حملات نظامي آمريكا به سكوهاي نفتي ايران، دخالت آشكار آن دولت در منطقه به نفع عراق را به وضوح نشان داد.
حمله به هواپيماي مسافربري ايران از نتايج تشنج آفريني هاي رژيم عراق و دامن زدن ايالات متحده به ناامني در خليج فارس بود. در آب‌هاي حوالي جزيره «هنگام» با شليک دو موشك از ناو آمريكايي وينسنس – كه خود به آب‌هاي سرزميني ايران تجاوز كرده و در آن مستقر بود – تمامي مسافران و خدمه هواپيما به وضع اسفناكي به شهادت رسيدند.
در پي اين تجاوز آشكار، 14 تير 1367 ايران، در نامه‌اي به رييس شوراي امنيت، خواستار تشكيل جلسه فوري شورا براي رسيدگي به موضوع شد. 25 تير 1367، مطابق با 16 ژوئيه 1988، شورا تشكيل جلسه داد. علي اكبرولايتي، وزير امور خارجه وقت ايران و جرج بوش معاون وقت رييس‌جمهوري آمريكا در جلسه شركت كردند.
وزير خارجه ايران عنوان كرد: «حضور نظامي آمريكا در خليج فارس تنها منادي مرگ و بي قانوني و شرارت بوده و جز ناامني چيزي به ارمغان نياورده است. عمل جنايتكارانه آمريكا در حمله به هواپيماي كشوري به هيچ وجه در قالب دفاع مشروع و قابل توجيه نيست».
شوراي امنيت پس از سخنراني ولايتي و جرج بوش در جلسه شماره 2821 خود در تاريخ 20 ژوئيه 1988 (29 /4/ 67) قطعنامه شماره 616 را تصويب كرد.
در بررسي اين قطعنامه، صرف نظر از آوردن نامي ناقص به جاي خليج فارس و قطع نظر از ارتباطي كه در قطعنامه بين مسأله جنگ و ساقط ساختن هواپيماي ايراني ايجاد شده و يا پيش بيني نشدن محكوميت و جبران خسارت وارده و ساير مسؤوليت هاي ناشي از حمله، شوراي امنيت از شوراي ايكائو با آن كه يك مرجع فني و تكنيكي و بالاترين ارگان مسؤول امنيت و سلامت پروازهاي بين المللي است، به دنبال درخواست جمهوري اسلامي ايران براي تشكيل جلسه و رسيدگي به موضوع و پس از بررسي در تاريخ 23/ 4/ 1367 (14 ژوئيه ي 1988) به صدور بيانيه بسنده كرد و در آن ضمن ابراز تأسف عميق و همدردي و با تأكيد بر اصل عدم كاربرد زور عليه هواپيماهاي غير نظامي، كاربرد سلاح عليه يك هواپيماي مسافري (بدون ذكر جزييات) را تقبيح كرد و هيأتي را مأمور رسيدگي به موضوع نمود. قطعنامه شوراي امنيت از نظر محتوا و كلمات به كار رفته در آن، از بيانيه شوراي ايكائو قوي‌تر و محكم تر است. علاوه بر آن، با توجه به ساختار شوراي امنيت و جو فشار و تهديدي كه در هنگام تصويب قطعنامه 616 عليه ايران را نوعي موفقيت به حساب آورد. جمهوري اسلامي ايران، علاوه بر شوراي امنيت و شوراي ايكائو شكايت خود را در ديوان بين المللي دادگستري لاهه نيز مطرح كرد.
در بررسي سانحه مشخص شد كه هواپيماي مسافري بر فراز آب‌هاي سرزميني ايران مورد هدف واقع شده و در حوالي جزيره «هنگام» سقوط كرده است. در اين تهاجم ناو وينسنس به آب‌هاي سرزميني ايران تجاوز كرده است. قبل از اين واقعه نيز توسط نيروهاي آمريكايي، به هواپيماهاي گشت ايراني از لحظه برخاستن از باند بندرعباس تا لحظه فرود اخطار داده مي‌شد.
معناي اين اقدام، آن است كه نيروهاي امريكايي حتي برفراز خاك جمهوري اسلامي نيز، هواپيماهاي ايراني را مورد تهديد قرار مي دادند. در 8 ژانويه 1988، آمريكاييان مرتكب نقض حريم هوايي ايران براي رهگيري شدند. از ديگر سو، نيروهاي آمريكايي بدون مجوز شوراي امنيت در منطقه حضور پيدا كرده و با نقض بي طرفي در خليج فارس عليه ايران و به نفع عراق، عملا در كار بازرسي كشتي‌ها از سوي ايران ممانعت به عمل مي‌آوردند و نيز در مقابل تهاجمِ عراق به كشتي هاي تجاري ساكت بودند و در برابر عمل متقابل ايران عكس العمل نشان مي‌دادند و تا آنجا پيش رفتند كه سكوهاي نفتي ايران و كشتي ايراني «ايران اجر» را مورد حمله قرار داده و به آتش كشيدند.
منطقه‌اي كه هواپيما در آن پرواز كرده، منطقه جنگي نبوده است. آمريكا در منطقه خليج‌فارس يك جبهه ديگر را باز كرده بود ولي در اين جبهه بيشتر بهانه واهي مي‌تراشيدند. منطقه جنگ، منطقه جنوب غربي و غرب كشور ما بوده است و منطقه خليج‌فارس در حدود 1200 كيلومتر فاصله داشته است.
قطعا ناو وينسنس يك ناو چند منظوره است و اين ناو و تعدادي از ناوهاي ديگر به اين عنوان به خليج‌فارس آمدند كه اغتشاش ايجاد كنند، يعني جبهه دوم جنگ را به نفع صدام عليه جمهوري اسلامي به راه بيندازند.
نيروهاي نظامي آمريكا مستقر در آب هاي خليج فارس و درياي عمان، در زمان حادثه و قبل از آن عملاً تماميت ارضي ايران را با استفاده از انواع ترفندها مورد تجاوز قرار داد و به انحاء مختلف كشتي‌ها و هواپيماهاي ايران را مورد تهديد قرار داد.
حمله آمريكا به هواپيماي مسافري در حريم هوايي ايران و در مسير هوايي بين‌المللي مشخص و اعلام شد كه نقض قاعده حقوقي عدم توسل به زور و همچنين نقض آشكار تماميت ارضي يك دولت عضو سازمان ملل مي باشد. همچنين مصداق كامل تجاوز مندرج در بند «ب» ماده 3، ضميمه قطعنامه تعريف تجاوز مورخه 1974، مجمع عمومي سازمان ملل مي باشد كه به استناد آن كاربرد هر نوع سلاح، توسط يك دولت عليه سرزمين دولت ديگر، محاصره بنادر يا سواحل يك دولت توسط نيروهاي مسلح دولتي ديگر را، از مصاديق تجاوز دانسته است و بالاخره بند «ت» ماده مزبور، مبين آشكار تجاوز آمريكا به ناوگان هوايي دولت جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود.
هر چند مجمع عمومي سازمان ملل در قطعنامه 3314، توجه شوراي امنيت را به تعريف تجاوز جلب و به آن توصيه كرده است كه در احراز تجاوز، تعريف مزبور را به نحو مقتضي راهنماي خود قرار دهد، اما عملاً شوراي امنيت در قضيه مطروحه با جو حاكم بر شورا از كنار قضيه گذشته و دولت ايران را به اجراي قطعنامه 598 سوق داده است و نهايتا حمايت كامل نسبت به ايمني هواپيماهاي بين المللي و به ويژه ممنوعيت مطلق توسل به زور كه در ضميمه دوم كنوانسيون شيكاگو مورد تأكيد قرار گرفته و به صورت قاعده مسلم حقوق بين الملل درآمده است، از طرف شوراي امنيت كاملاً ناديده گرفته است.
عنصر تخصصي سازمان ملل متحد ايكائو نيز از مسايل سياسي به دور نماند و به جاي بررسي فني و ارائه طريق به شوراي امنيت، به ابراز تأسف و تسليت به بازماندگان سانحه پرداخت.
به دليل حاكميت چنين اوضاعي بر سازمان ملل، آمريكا پس از سرنگوني هواپيما اعلام نمود كه در نظر ندارد هيچ تجديد نظري در دستورات جنگي موجود به عمل آورد و با تشكيل نيروهاي تحت فرمان شوراي امنيت، براي برقراري امنيت در خليج فارس به كرّات مخالفت كرد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news134690.html