دو روز پاياني هفته گذشته براي کارآگاهان جنايي تهران روزهاي پرکاري بود و آنان با انجام تحقيقات ويژه بر تعداد صفحات سه پرونده قتل افزودند و آنها را در اختيار مقامات قضايي قرار دادند.
مطابق محتويات يکي از اين پرونده ها، مردي عمه و شوهرعمه خود را به قتل رساند. در جنايتي ديگر فردي که در کار خريد و فروش مواد مخدر دست داشته توسط سه مرد ناشناس از پا درآمده و مرد ميانسالي نيز به احتمال قوي قرباني اختلاف با فرزند جوانش شده است.
قتل زوج سالخورده
پرونده قتل زوج سالخورده پيش از آنکه عنواني جنايي پيدا کند تحت نام مفقودي در پليس آگاهي تهران به جريان افتاد.ماجرا به روز 28 خردادماه بازمي گردد.
در اين روز مردي 50 ساله به اداره 11 پليس آگاهي رفت و گفت مدتي است عمه و شوهرعمه اش به طرز مرموزي مفقود شده اند.
دو ناپديدشده زوجي 89 و 80 ساله به نام هاي حشمت الله و مهشيد بودند که هيچ گاه براي مدت طولاني خانه خود را ترک نمي کردند به همين سبب گم شدن آنها مشکوک به نظر مي رسيد.
محمد روشن- بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي- وقتي اين پرونده را ديد به کارآگاهان ماموريت داد به خانه زوج مسن در فرمانيه بروند و آنجا را جست وجو کنند.
افسران پرونده هنگامي که وارد منزل اين زن و شوهر شدند در همان نگاه اول اطمينان يافتند بايد منتظر اخبار ناگواري باشند چرا که خانه به طور کامل به هم ريخته بود و علائم و نشانه هايي از وقوع سرقت به چشم مي خورد.
در شرايطي که هيچ ردپايي از حشمت و همسرش وجود نداشت رديابي خودروي پرايد آنها در دستور کار قرار گرفت و بالاخره چهارشنبه هفته گذشته ماموران اين اتومبيل را در حوالي پل سيدخندان متوقف و راننده اش را که مردي 48ساله به نام عليرضا بود، بازداشت کردند.
اين مظنون برادر همان فردي بود که گم شدن عمه و شوهرعمه اش را به پليس خبر داده بود.
به اين ترتيب او در حالي متهم اصلي پرونده شناخته شد که پيش از او چند مظنون ديگر مورد تحقيق قرار گرفته و از آنان رفع اتهام شده بود.
عليرضا در بازجويي ها به کشتن عمه و شوهرعمه اش اقرار کرد و از کينه يي قديمي سخن گفت که در سال هاي طولاني او را نسبت به زوج مسن خشمگين نگه داشته بود.
اين مرد به خاطر کشمکش هاي طولاني با همسرش از او جدا شده و معتقد بود دخالت هاي بي مورد مهشيد آتش اختلاف ميان آن دو را شعله ور کرده و کارشان را به طلاق کشانده بود. اين تصور نفرتي را در عليرضا به وجود آورده بود که به گفته خودش وي را به ارتکاب جنايت ترغيب کرد.
عليرضا در اعترافاتش گفت؛ به خانه حشمت و مهشيد رفتم و اول عمه ام را با چاقو کشتم و بعد شوهرش را که در حمام بود به قتل رساندم، سپس اجساد را در دو پتو پيچيدم و در صندوق عقب پرايد حشمت جا دادم.
جنازه عمه ام را در بيابان هاي کيانمهر به آتش کشيدم و پيکر حشمت را ته دره يي در جاده چالوس پرت کردم. بعد از آن دوباره به خانه مقتولان برگشتم و مقداري از لوازم شان را مثل فرش و يکسري مدارک به سرقت بردم و در اين مدت از پرايد مقتولان استفاده کردم.
پس از اعترافات اين مرد ميانسال کارآگاهان در قالب دو گروه به جاده چالوس و کيانمهر رفتند اما اثري از جنازه ها وجود نداشت و معلوم شد نيروي انتظامي اين دو منطقه اجساد را پيدا کرده و تحت عنوان مجهول الهويه به پزشکي قانوني تحويل داده و حتي جسد زن مسن در بهشت زهرا دفن شده است.
با تکميل شدن اطلاعات افسران جنايي، پرونده در اختيار بازپرس روشن قرار گرفت و او براي متهم قرار بازداشت صادر کرد.
سرهنگ علي اکبرپور- رئيس پايگاه يکم پليس آگاهي تهران- درباره اين پرونده گفت؛ هر چند متهم انگيزه اش را از جنايت کينه قديمي اعلام کرد، با توجه به سن بالاي مقتولان و سرقت از خانه آنها به نظر مي رسد هدف عليرضا از اين قتل فقط دزدي بوده است و در حال حاضر تحقيقات در اين باره و همچنين بررسي سوابق احتمالي متهم ادامه دارد.
نامه قاتلان
ساعت 21 چهارشنبه گذشته وقتي اپراتور مرکز فوريت هاي پليسي تهران به تلفن يک شهروند پاسخ داد، پرونده جنايي ديگري گشوده شد. تماس گيرنده زني ميانسال بود که با صدايي لرزان مي گفت شوهرش را کشته اند.
ساعتي بعد افسران اداره پليس آگاهي و حسين اصغرزاده- بازپرس ويژه قتل- خودشان را به ميدان هروي رساندند و به اتاق خواب مرد 42ساله يي به نام يعقوب رفتند که وي در آنجا کشته شده بود.
نگاه کارآگاهان قبل از آنکه متوجه جنازه شود به تکه کاغذي دوخته شد که قاتل يا قاتلان بالاي تخت چسبانده و روي آن نوشته بودند؛ «سزاي فرد خائن به ناموس ديگران مرگ است».
اين دست نوشته نشان مي داد آنان با يک قتل ناموسي مواجه شده اند.
بررسي پيکر قرباني فاش کرد عامل يا عاملان جنايت ابتدا يک چادر زنانه را دور گردن يعقوب پيچيده و سپس با چاقو به سر او ضربه زده اند اما کدام يک از اين دو اقدام، کشنده و علت تامه فوت مرد 42 ساله بود، براي پليس روشن نشد و بازپرس اصغرزاده وظيفه پاسخ دادن به اين سوال را به متخصصان پزشکي قانوني سپرد.
پس از آن همسر مقتول تحت بازجويي قرار گرفت و توانست بخشي از اسرار اين جنايت را هويدا کند.
او گفت؛ ساعت 13 پسرش را به آموزشگاه زبان برد و ساعت 16 به خانه برگشت ولي شوهرش از وي خواست منزل را ترک کند. يعقوب گفت قرار است براي او مهمان بيايد و بهتر است من در خانه نباشم. من هم منزل را ترک کردم. تا ساعت 30/20 چندين بار با خانه تماس گرفتم ولي شوهرم جواب نداد براي همين نگران به منزل برگشتم و با جسد او روبه رو شدم.
کارآگاهان با شنيدن حرف هاي همسر مقتول خانه وي را به صورت دقيق تفتيش کردند و متوجه شدند مهمانان يعقوب سه مرد بودند که البته قصد داشتند اين طور وانمود کنند که دو مرد و يک زن هستند.
آنان در ادامه اطمينان يافتند نامه قاتلان هيچ ارزشي ندارد و آنان براي انحراف مسير تحقيقات آن را نوشته اند.
به گفته بازپرس اصغرزاده نتيجه تجسس ها نشان مي دهد احتمالاً مقتول در خريد و فروش مواد مخدر دست داشته و همين امر باعث شده است عده يي با انگيزه تصفيه حساب او را به قتل برسانند. هم اکنون تحقيقات پيرامون اين پرونده جنايي ادامه دارد.
سرنخي در کانال کولر
جنايت سومي که پرونده آن هفته گذشته گشوده شد ساعت 12 ظهر جمعه به اطلاع پليس رسيد.
پس از آنکه کارکنان بيمارستاني در تهرانپارس از ماموران خواستند براي تحقيق درباره مرگ مرموز مردي 48 ساله به نام امير به آنجا بروند، آنها متوجه شدند جمعه پردردسري خواهند داشت.
مرد ميانسال با ضربه يک جسم نوک تيز شبيه به چاقو مجروح شده و پس از انتقال به بيمارستان جان باخته بود.
با اطمينان از اينکه امير به قتل رسيده است، محمدحسين شاملو- بازپرس ويژه قتل- دست به کار شد و ابتدا دستور بازجويي از همسر مقتول را صادر کرد.
زن ميانسال گفت براي کاري از خانه بيرون رفته و وقتي برگشته با جسد شوهرش مواجه شده.
همسر امير در پاسخ به اين سوال که زمان ترک خانه به غير از شوهرش چه کسي در منزل بود، گفت پسر 20ساله اش به نام محسن همراه امير بوده است.
به دنبال اظهارات اين زن، محسن مورد پرس وجو قرار گرفت اما حاضر نشد اتهام پدرکشي را بپذيرد.
در همين حال کارآگاهان با بازرسي از خانه مقتول به سرنخي کليدي دست پيدا کردند و يک تکه ميلگرد خون آلود را در کانال کولر اتاق محسن يافتند.
همين کشف سبب شد بازپرس شاملو دستور بازداشت پسر جوان را صادر و اين فرضيه را طرح کند که محسن به خاطر اختلاف با پدرش او را به کام مرگ کشانده است.
در حال حاضر تحقيقات از جوان 20ساله ادامه دارد. |