
| خود فرختگان همیشه فروخته میشوند |
| هموطن سلام , يكشنبه 25 مرداد 1388 - ساعت 13:36 |
بخشی از وصیت عاشقانه ی دختری که در تیمارستان برای عشقش مینوشت. |
مصطفی دولو- گفتنه چند باره برای خودم معمولی بود. همیشه همان حرفها را تکرار میکردم تا میان آن همه عجوزه کم نیارم ، آخر اینها خودشان نمیدانند که مثل اعمال زشتشان ، نیتهای پلیدشان هم پیداست ، اولین قدمم را به مجلس خود فروختگان گذاشتم، این اسم را از روی تیر چراغ برق کنار آسایشگاه خواندم تو هم بخوان :خود فرختگان همیشه فروخته میشوند . با ورودم همه ی تکرار هایم یادم رفت و دوباره نگاهه سردش آمد جلوی چشمم ، طوری زل زده بود که انگار مثل آن روز لبخند میزند و ... گریه ام گرفت ولی به دکتر لبخند زدم و چشمکی" برای حال مادرم اینبار هم با پدرم آشتی کردم تا شاید اذیتش نکند و..... (( بخشی از وصیت عاشقانه ی دختری که در تیمارستان برای عشقش مینوشت، برای آزاد نشدنش مینوشت، وقتی که رفت نامه اش را برای هم اتاقی اش پست کرد )) |
| روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com |
| آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news137818.html |