گزارشهايي از اسناد طبقهبندي شده تازه آزاد شده در آرشيو ملي بريتانيا درباره ايران و جهان كه در سال 1979 اتفاق افتاده و دربارهي سال به قدرت رسيدن مارگارت تاچر، صدام حسين و رابرت موگابه است متشر شده است.
سال 1979 سال قدرت گرفتن کامل صدام حسين در عراق و پيروزي انتخاباتي مارگارت تاچر و محافظه کاران در بريتانيا بود. در آغاز سال 1979 شرايط اجتماعي و صنفي و گسترش اعتصابات صنفي در بريتانيا به حدي وخيم شده بود که جيمز کالاهان نخست وزير دولت کارگري عملا از پا درآمده بود و تصميم داشت بدون شرکت در انتخابات سراسري از سمت خود استعفا دهد.
در اين شرايط، که حتي کارگران جمع کننده زباله هم اعتصاب کرده و خيابان هاي شمال بريتانيا را زباله فرا گرفته بود، در ماه مه مارگارت تاچر رهبر حزب محافظه کار بريتانيا با بهره بردن از سياست کاهش بودجه و اصلاحات بنيادين اقتصادي خود توانست با شکست دادن حزب کارگر و کالاهان خسته و درمانده از اعتصابات کارگري و صنفي به عنوان اولين نخست وزير زن در کشورش به قدرت برسد.
اسناد تازه آزاد شده در آرشيو ملي بريتانيا نشان مي دهد که او در ماه هاي نخست حکومتش حتي براي متقاعد ساختن متحدانش در داخل هيات دولت براي پيروي از سياست ها و به کرسي نشاندن ديدگاههاي خود نيز دچار مشکل جدي بوده است. اين اسناد نشان مي دهد که تاچر تنها اندکي بيش از يک ماه پس از به قدرت رسيدنش در 12 ژوئن دچار يک درگيري جدي با سر «جفري هاو» وزير دارايي خود بر سر نخستين بودجه تقديمي دولت محافظه کار شد. «هاو» خواهان کاهش حداقلي ماليات بر درآمد، افزايش تدريجي ماليات ارزش افزوده (وي.اي.تي) و کاهش ناچيز هزينه هاي عمومي بود، ولي تاچر معتقد بود که بايد به حجم و دامنه اين اقدامات افزود و «هاو» را متهم به عدم اقدام قاطع در اين موارد مي کرد. اگرچه در اين دوئل اوليه تاچر در برابر هاو و ديگر سياستمداران حامي خود کوتاه آمد، ولي در دراز مدت موفق شد تا با ابراز قاطعيتي شديد و مطيع و متحد کردن همه يارانش لقب بانوي آهنين را به خود اختصاص دهد.
عدم اطاعت مردان سياستمدار از خام نخست وزير تنها مشکل تاچر در اين سمت نبود. بر اساس يکي از پرونده هاي تازه آزاد شده دفتر نخست وزير بريتانيا، به هنگام سفر او در ماه ژوئن به توکيو براي شرکت در اجلاس اقتصادي سران کشورهاي صنعتي، مقامات ژاپني که سابقه پذيرايي از نخست وزير زن در بريتانيا را نداشتند تصميم گرفتند تا به جاي محافظت از تاچر توسط بادي گاردهاي مرسوم مرد، بيست زن کاراته باز ماهر ژاپني را به محافظت از بانوي سياستمدار بريتانيايي بگمارند. اين اقدام تا آن زمان در جهان سياست سابقه نداشت. اين در حالي بود که تاچر با رد محافظان کاراته باز زن گفت مخالفت و مشکلي با بادي گاردهاي مرسوم مرد ندارد و حاضر نيست بين او و ديگر رهبران مدعو تفاوتي گذاشته شود.
در بازگشت از همين سفر در 26 ژوئن بود که تاچر در توقف کوتاه 90 دقيقه اي خود براي نخستين بار تجربه ديدار و گفتگو با يک رهبر اتحاد جماهير شوروي را کسب کرد. ميزبان تاچر در اين توقف کوتاه «الکسي کاسيگين» نخست وزير شوروي بود. بر اساس متن گزارش اين ديدار، کاسيگين با طعنه به تاچر گفت: شما در همين ديدار کوتاه هم بايد دريافته باشيد که برخلاف ديدگاه بعضي ها، شوروي کشوري دوستدار صلح است و از تجاوز طلبي پرهيز مي کند. تاچر 54 ساله که در آن هنگام 21 سال جوانتر از کاسيگين بود پاسخ داد: شما نبايد اين قدر شکسته نفسي کنيد. هر کسي که رژه تانک ها و موشک هاي شوروي در ميدان سرخ مسکو را ديده باشد قابليت شوروي را دست کم نمي گيرد.
در اين ديدار کاسيگين ضمن انتقاد از جنگ آمريکا در ويتنام گفت: هر کشوري داراي مشکلات داخلي است و به اين بهانه نبايد مورد تعرض خارجي قرار گيرد. چنان که شوروي بريتانيا را به دليل مساله ايرلند شمالي مورد حمله نظامي قرار نمي دهد.
اگرچه در اين ديدار تاچر از حقوق شهروندان ويتنامي دفاع کرد، ولي مطابق يک سند رسمي تازه آزاد شده ديگر، او در همان روزگار با رويکردي که امروزه نژادپرستانه خوانده مي شود، از موج مهاجرت اتباع آسياي شرقي به ويژه ويتنامي هاي فراري از حکومت کمونيستي به بريتانيا انتقاد و خطاب به لرد «کرينگتنون» وزير خارجه و «ويليام وايتلو» وزير کشور کابينه خود تصريح کرده بود: اين مهاجران آسيايي به بريتانيا مي آيند و جاي سفيدپوستان را در خانه هاي دولتي مي گيرند.
يکي ديگر از گزارش هاي تازه آزاد شده در آرشيو ملي بريتانيا به جزييات ترور لرد« لويي مونباتن» آخرين نايب السلطنه بريتانيا در هند قبل از استقلال آن کشور توسط جوخه ترور ارتش جمهوري خواه ايرلند در 27 اوت مرتبط است. جمهوري خواهان ايرلندي با کارگذاشتن يک بمب قوي در قايق «مونباتن» در منطقه تفريحي محل اقامت وي موجب قتل او شدند. اعضاي ارتش جمهوري خواه در همان روز 18 عضو ارتش بريتانيا را نيز در ايرلند شمالي به قتل رساندند تا 27 اوت به عنوان روزي تلخ در تاريخ مناقشه ايرلند شمالي به ثبت برسد.
ترور لرد مونباتن 79 ساله که ضمن اهميت سياسي عموي پرنس فيليپ همسر اليزابت دوم ملکه بريتانيا بود، موجي از ناراحتي و نگراني در آن کشور ايجاد کرد. لرد کرينگنتون وزير خارجه دولت تاچر طي تلگرافي به «رابين هيدون» سفير وقت کشورش در جمهوري ايرلند ضمن اعتراض به ميزان کنترل هاي امنيتي در ايرلند شمالي علناً عنوان کرد که قصور نيروهاي امنيتي موجب حادثه قتل مونباتن شده و با مراعات مسايل امنيتي مي شد از کشته شدن او جلوگيري شود.
«هيدون» ضمن تاييد نگراني لرد کرينگتون از قول «پاملا هيکز» دختر مونباتن عنوان کرد که براي نخستين بار پس از سال ها سفر با قايق تفريحي، اين نخستين بار بود که پليس محافظت از جان پدرش را برعهده نگرفته بود.
يکي ديگر از پرونده هاي آزاد شده در آرشيو ملي بريتانيا به ماجراي اعدام ذوالفقار علي بوتو نخست وزير سابق پاکستان در چهارم آوريل در زنداني در شهر راولپندي به دستور ژنرال محمد ضياء الحق رئيس دولت کودتا در آن کشور اختصاص دارد. اين پرونده نشانگر آن است که برخلاف ادعاي ظاهري دولت کارگري «کالاهان» درباره تلاش براي توقف حکم اعدام بوتو، نخست وزير بريتانيا موضوع اعدام نخست وزير قانوني پاکستان را امري داخلي مربوط به آن کشور قلمداد کرده بود و عملا هيچ تلاشي براي جلوگيري از اين اقدام جنايت بار به عمل نياورده بود.
برخلاف تهديدهاي ظاهري بريتانيا عليه دولت کودتاچي ضياءالحق، پس از اعدام پدر بي نظير بوتو نخست وزير فقيد پاکستان، روابط دو کشور همچنان مستحکم و دوستانه باقي ماند و هيچ خللي در آن ايجاد نشد.
اسناد تازه آزاد شده نشان مي دهد که با وجود سپري شدن يک سال از صدور حکم اعدام بوتو، دولت بريتانيا عملا اعتنايي به اين موضوع نکرده بود و صرفا نگران مناسبات خود با دولت کودتا و حفظ قراردادهاي تجاري بين لندن و اسلام آباد بود.
«کالاهان» با وجود دوستي عميقي که با ضياء الحق داشت تنها به نوشتن چند نامه دوستانه و حاکي از نصيحت براي خودداري از اعدام بوتو اکتفا کرد. اين در حالي بود که مقامات بريتانيايي در مراحل مختلف اطمينان داده بودند که با همه قوا براي جلوگيري از اين افدام تلاش خواهند کرد. از آن جمله ايوان لوارد معاون وزير خارجه بريتانيا چند روز قبل از اعدام بوتو در ديدار با مرتضي بوتو پسر ذوالفقار علي بوتو به وي وعده داده بود که بايد صبر کرد و منتظر اخبار خوش در روزهاي آينده ماند.
در همان سال صدام حسين نخست وزير عراق پس از چند سال حفظ ظاهر در 16 ژوييه به بهانه بيماري احمد حسن البکر او و يارانش را کنار زد و در يک کودتاي ظاهرا آرام جانشين البکر شد، ولي مدتي بعد ده ها تن از متحدان البکر را به بهانه خيانت و جاسوسي به جوخه اعدام سپرد.
جالب اين جا بود که مقامات ديپلماتيک بريتانيا درباره صدام حسين نيز همانند ضياء الحق نظر مساعد و مثبتي داشتند.
«الکساندر استرلينگ» سفير وقت بريتانيا در عراق در گزارشي انتقال قدرت از حسن البکر به صدام حسين را "اولين انتقال نرم قدرت در عراق از سال 1958" توصيف کرد. اين توصيف انتقال نرم قدرت در حالي مطرح شد که استرلينگ در گزارشي ديگر خبر اعدام 21 شخصيت سياسي عراقي از جمله پنج عضو شوراي رهبري عراق به دستور صدام حسين را به لندن مخابره کرد.
سفير بريتانيا ضمن تمجيد از شيوه هاي سبعانه صدام حسين و تاکيد بر اين که: «بريتانيا مطمئن است که صدام تزلزل نشان نخواهد داد» نوشت: «قابليت صدام حسين در نابود کردن مخالفان به روش هاي محکم نظامي براي آرام کردن اين کشتي ضرورت دارد.»
در يک گزارش ديگر بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا، از صدام حسين به خاطر شيک پوشي و استفاده از کت و شلوارهاي دوخت خياطهاي لندن به همراه خوش صحبتي و روحيه توام با القاي ترس و اشتياق وي تجليل شده است.
برخلاف دو مورد ضياء الحق و صدام حسين، دولت بريتانيا نظر چندان مساعدي به جنبش آزادي بخش رودزيا (زيمبابوه بعدي) نشان نمي داد. زماني که به تاچر پيشنهاد شد تا باب گفتگو با رابرت موگابه و جاشوآ نکومو رهبران جنبش چريکي و استقلال طلبي و ضدتبعيض نژادي در رودزيا را باز کند، تاچر عنوان کرد: "من هرگز با تروريست ها مذاکره نخواهم کرد، مگر آن که به قدرت دست يابند."
با اين همه سير حوادث و سرنگون شدن حکومت نژادپرست رودزيا و سپس سرنگوني دولت دست نشانده موقت اسقف ابل موزوروا و روي کار آمدن دولت اکثريت سياه پوست موگابه و تغيير نام کشور به زيمبابوه، دولت تاچر را مجبور کرد تا با حکومت جديد مستعمره سابق خود گفتگو کرده و آن را به رسميت بشناسد.
|