گزارشي تکان دهنده از اعترافات صهيونيستها
دوشنبه 11 خرداد 1383 - ساعت 19:09

روزنامه القدس العربي چاپ لندن گزارش تكان دهنده اي را از جنايات صهيونيستها بر ضد ملت فلسطين و كشتار جوانان و زنان فلسطيني به دست اشغالگران اسراييلي كه از آن لذت مي بردند، منشتر كرده است.

 

به گزارش خبرگزاري سلام، در اين گزارش به اعترافات چند نظامي صهيونيست اشاره شده كه نحوه كشتن جوانان فلسطيني و زنان باردار و كودكان خردسال و احساس شور و شعف و لذت از كشتار آنها را به روزنامه معاريو باز گو كرده اند. اين نظاميان صهيونيست در گفتگو با روزنامه اسراييلي معاريو اعتراف كردند :
فرماندهان عالي رتبه ارتش اسراييل به ما دستور مي دادند تا كودكان فلسطيني را يپش از بزرگ شدن بكشيم و زنانشان را پيش از زايمان به قتل رسانيم، ما بايد از كشته شدن فرد مجروح اطمينان حاصل مي كرديم و اين با شليك چندين گلوله ديگر از اين مساله مطمئن مي شديم .
نظاميان اشغالگر از تجارب خود در كشتار فلسطينيان سخن مي گويند: ما هنگامي كه يك فلسطيني را مي كشتيم، جشن و پايكوبي مي كرديم،مي رقصيديم و آواز مي خوانديم و مرخصي هاي بيشتري مي گرفتيم.
به گفته اين نظاميان سنگدل، هرچه آنها تعداد بيشتري از مردم بيگناه فلسطين را مي كشتند، به همان تعداد مرخصي تشويقي مي گرفتند.
روزنامه اسراييلي معاريو گفتگوهايي با چند نظامي اشغالگر اسراييلي انجام داده كه در آن اين صهيونيست ها از شجاعتشان در كشتار فلسطينيان سخن بر زبان رانده اند و اينكه هر فلسطيني را كه مي كشتند بويژه وقتي او را با سلاح سرد به قتل مي رساندند به آن افتخار مي ورزيدند.
اين نظاميان آدمكش گفته اند هرگز از كشتن فلسطينيان اظهار پيشيماني نكرده و نمي كنند و حتي اگر بار ديگر از آنها خواسته شود آماده بازگشت به چنين جنايات هاي تكان دهنده هستند.
اعتراف هاي تكان دهنده 4 نظامي صهيونيست درباره نحوه كشتن فلسطينيان در روزنامه معاريو منتشر شده است. آساف يك نظامي عضو واحد عفعاتي مي گويد: حتي يك بار هم نبايد به فلسطينيان ترحم و دلسوزي كرد،هنگامي كه يك فلسطيني را با استفاده از دوربين پيشرفته تفنگ خوددر يكي از خيابان هاي اردوگاه جباليا (نوار غزه ) ديدم،اسلحه را به سمتش نشانه گرفتم و سرش را هدف قرار دادم، ديدم بر روي زمين افتاد، وقتي صحنه كشته شدنش را از طريق دوربين ديدم، بهترين احساس را در جهان داشتم.
اين نظامي سنگدل لذتي را كه از كشته شدن فلسطينيان مي برد به لذتي كه يك تماشاچي فوتبال از برد تيم محبوب خودش مي برد، تشبيه كرده است. اين نظامي صهيونيست در ادامه اظهارات تكان دهنده درباره كشتار فلسطينيان مي گويد: دومين فلسطيني را ديدم كه جثه بزرگي داشت به سوي او شليك كردم چندين گلوله به سويش شليك كردم وقتي نقش بر زمين شد گويي در آن لحظات به يك كودك تبديل شده است.
اگر صبح از خواب بر مي خواستم و احساس بدي مي داشتم، اسلحه ام را بر مي داشتم تا يك فلسطيني را بكشم، همه فلسطينيان را بايد كشت اگر يك نوجوان فلسطيني كمتر از 14 سال را ديدي بايد بكشي ، زيرا اگر بزرگ شود تبديل به يك خرابكار مي شود.
اين نظامي بي رحم حتي از كشتن زنان باردار هم غفلت نكرده تا جائي كه مي گويد: بايد زنان باردار فلسطيني را بكشيم حتي بايد او را به هنگام وضع حمل كشت تا بچه اش را به دنيا نياوردزيرا او را نكشي بزرگ خواهد شد و پس از ازدواج صاحب حداقل چندين بچه مي شود كه براي ما خطرناك است.
اين سخنان چندش آور را يك نظامي در ارتش اشغالگران اسراييلي به روزنامه معاريو گفته است و از احساس لذت و غرور بيش از حدي مي گويد كه پس از كشتن فلسطينيان مي برد.
اين نظامي كه اخيرا خدمت نظامي خود را به پايان رسانده است و براي گذراندن تعطيلات تا پيش از آغاز سال تحصيلي دانشگاه به هند رفته است، ادامه مي دهد: پس از كشتن فلسطينيان به پايگاه نظامي باز مي گشتيم، امروزه مسابقه سربازان اسراييلي براي كشتن فلسطينيان بيشتر از روزهاي اول شده است، هرگز از كشتار فلسطينيان پشيمان نيستم، بر عكس، امروز هم آماده كشتن فلسطينيان هستم، ما با شور و شعف زياد منتظر كشتن فلسطينيان بوديم وقتي برنامه هاي تلويزيوني صحنه كشته شدن فلسطينيان را مي ديديم، مي خنديديم و با خودمان مي گفتيم اي خدا چه زماني باز مي توانيم فلسطينيان را بكشيم.
شاي ديگر نظامي اسراييلي از واحد غفعاتي درباره جنايات هولناكش در كشتن فلسطينيان تعريف مي كند: تصميم به انجام عمليات تعقيب و كشتن فلسطينيان را داشتيم، من يك فلسطيني را ديدم كه در حال حركت بود، به سوي او شليك كردم، با اولين گلوله او را كشتم، با صداي بلند به دوستم اوي گفتم، آوخ اين فلسطيني را كشتم، اما من احساس كردم ،كشتن تنها يك فلسطيني كافي نيست و بايد تعداد بيشتري را بكشم هرچند مخالف منطق باشد اما من مي خواستم تعداد بيشتري از فلسطينيان را بكشم، بار ديگر به سمت فلسطينيان شليك كردم اما به هدف نخورد يك گلوله ديگر شليك كردم تا يك جوان فلسطيني را از پاي درآوردم.
افسر مسوول به من دستور داد از كشته شدن او اطمينان پيدا كنم، بنابراين گلوله ديگري به سوي او شليك كردم واز كشته شدنش مطمئن شدم.
وقتي شب به پايگاه برگشتم دوستانم به گرمي از من استقبال كردند، مرا بوسيدند و واقعا خوش بخت بودند، سپس به خاطر كشتن فلسطينيان مراسم پايكوبي و رقص و آوازخواني برپا كرديم،من احساس كردم كه كشتن فلسطينيان شور و احساس عجيبي در من ايجاد مي كند، فرمانده به من لوح تقدير داد، من آن را در اتاقم نصب كردم واز فرمانده خواستم باز هم به من فرصتي براي كشتن فلسطينيان بدهد، او موافقت كرد، من هميشه اين حادثه را به خاطر مي آورم ، از كشتن فلسطينيان اصلا پشيمان نيستم، زيرا به خاطر حفظ امنيت دولتم آدم مي كشتم.
الون از واحد چتربازان كه همچنان در ارتش خدمت مي كند، مي گويد: به واحد خودم در طولكرم در كرانه باختري رفتم، براي ما جشني گرفتند چون ما چند فلسطيني را كشته بوديم افسرفرمانده به ما لوح تقدير داد، تقديرنامه خيلي خوبي بود و مي تواني وقتي با يك دختر آشنا مي شوي آن را نشانش بدهي زيرا او از اين مساله احساس خوبي پيدا مي كند،يك ماموريت ديگر براي كشتن فلسطينيان به ما محول شد.
يك جوان فلسطيني را در يك اتومبيل ديدم به سوي اتومبيل وي شليك كردم اما به او اصابت نكرد خودم را خوب آماده كردم وتصميم گرفتم سرش را نشانه بگيرم اما گلوله به سينه اش خورد با دوربين تفنگم ديدم كه چگونه گلوله به او شليك شد ، نظامي ديگري كه با من بود به من گفت فلسطيني زخمي شده است، او را به رگبار بست تا از كشته شدنش اطمينان حاصل كند در آن حالت شور و شعف سرتاپاي من را فرا گرفت بهترين لذتي بود كه در جهان وجود داشت.
افسر مربوطه به محل رسيد و به من دستگاه ارتباطاتي داد، فرمانده منطقه با من تماس گرفت و با تمام احترام به من گفت الون احسنت بر تو به خاطر اين كاري كه انجام دادي.
قوانين در واحد نظامي مربوطه خيلي واضح بود، هر كس يك فلسطيني بكشد بيشتر از ديگران مرخصي مي گرفت نظاميان با جسد فلسطيني عكس يادگاري مي گرفتند و هركدامشان يك قطعه عكس براي يادگاري درخواست كردند اما فرمانده فراموش كرد كه عكس هاي آنها را آماده كند پس از آنكه از مرخصي برگشتم لوح تقدير به خاطر كشتن اين فلسطيني دريافت كردم.
دودو نظامي واحد غفعاتي مي گويد: ما منتظر ورود فلسطينيان مورد نظر در نوار غزه بوديم جمعي از جوانان راديديم خواستيم فورا آنها را بكشيم جوانان فلسطيني موقع تيراندازي ما ترسيدند و خود را پنهان كردند اما ما به آنها نزديك شديم يكي از آنها با يك چاقو بيرون آمد اما فورا به سوي او تيراندازي كردم و او را كشتم او يك عرب كثيف بود، وقتي او را كشتم او يك جسد ساكن بود، يك قطعه گوشت افتاده بر روي زمين، در آن لحظات هيچ توجهي به سرنوشتش نكردم.
تمام نظاميان اسراييلي خواهان كشتن فلسطينيان هستند تا احساسي كه من از اين كشتن برده ام آنها نيز درك كنند، در شيشه هاي مشروب ادرار مي كرديم و مي خنديديم هميشه دوربين فيلمبرداري به همراه داشتيم، با جسد جوان فلسطيني كه كشتيم عكس يادگاري گرفتيم و عكس ها را نگه داشتيم زيرا اين عكس هاي يادگاري احساس شور و شعف به تو دست مي دهد.
وقتي به خانه بر مي گشتم احساس آرامش عجيبي پيدا مي كردم در خانه نمي توانستم آن كار هرروزه يعني كشتار فلسطينيان را انجام دهم ولي وقتي به واحد بر مي گشتم دوباره به عمليات كشتار فلسطينيان ادامه مي دادم، گويي كه هيچ چيزي روي نداده است من امروز مربي كاراته هستم ، بار ديگر مي گويم من وقتي يك فلسطيني را مي كشتم احساس شعف و شادماني بي حد و مرزي مي كردم و الان هم اگر فرصتي پيش آيد از اين كار غافل نخواهم شد.
اين بود گوشه اي از فجايع و جنايات بي شرمانه و غير انساني رژيمي كه ادعاي دمكراسي و حقوق بشر مي كند، رژيمي كه از حمايت همه جانبه آمريكا برخوردار است، رژيمي كه جناياتش با سكوت محض و ذلت بار جهان عرب روبه رو است و به لطف اين سكوت مفتضحانه به جناياتش بر ضد مردمي بي دفاع ادامه مي دهد، رژيم تروريست كه ملتي بيگناه را به اسم تروريست مي كشد و به جاي اينكه سردمدار و مدعي دمكراسي و حقوق بشر در جهان اين رژيم را به خاطر نقض حقوق بشر محكوم كند با وتوي قطعنامه بر ضد اين رژيم سرانش را تشويق به جنايات بيشتر مي كند.
با وجود قساوت و سنگدلي نظاميان صهيونيست كه با دستور سران تروريست خود دست به اين جنايات بر ضد مردم فلسطين مي زنند اين رژيم با پيشرفته ترين سلاح ها و تجهيزات خود نتوانسته است در مقابل جواناني كه تنها سلاحشان سنگ است، كاري از پيش ببرد و ناامني و احساس وحشت در ميان جامعه صهيونيستها باعث فرار روزافزون آنها از فلسطين اشغالي شده است.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news1692.html