اين شاعر و نويسنده درباره اعمال مميزي در متون كهن و ادبيات كلاسيك عنوان كرد: اوايل انقلاب مدتي خمسه نظامي را چاپ نميكردند، ولي بعد متوجه شدند با ادب كلاسيك نميتوان چنين برخورد حذفياي داشت و با چاپ اين كتاب هم آب از آب تكان خورد، چراكه ملت ايران قرنها با اينگونه آثار زندگي كرده است.
او در ادامه متذكر شد: حساسيت سانسور طبيعتا بايد متوجه موارد زنده روز باشد؛ اما متاسفانه در برخي موارد دامن ادبيات كلاسيك را هم گرفته است، غافل از اين كه اين متون كلاسيك شدهاند و اگر قرار بود اثر خاصي بگذارند تا حالا گذاشتهاند.
سپانلو بيشترين بخش اين مميزي را متوجه مطايبات ادبيات قديم دانست و گفت: در اين زمينه اول به ياد سعدي و هزليات او ميافتيم؛ اما حذف اين بخش از آثار سعدي چيزي از او كم نميكند و لطمهاي به او نميزند. در كار امثال انوري، كمالالدين اسماعيل و سوزني سمرقندي بهعنوان بزرگترين هجوگر، با حرفهاي ركيكي مواجهيم و شايد «كارنامه بلخ» سنايي در اين بين طنز باشد كه اغلب اين آثار فقط براي محققان خوب است و چاپ هم شده است.
او در عين حال تصريح كرد: اما برخلاف حذف هزليات كه چيزي از سعدي كم نميكند، در يك مورد اين حذف كردن چيزي از شاعر باقي نميگذارد و آن عبيد زاكاني است كه شايد تنها طنز ـ هزل نويس قديم ايران است كه كارش جنبه انتقاد اجتماعي دارد و حمله و تهمت جنسي نيست.
سپانلو ادامه داد: عبيد از همه بيشتر در اين بين ضرر ميكند و با اين برخورد چيزي از او باقي نمي گذارند. در صورتي كه همان طور كه سعدي در كار جدي گلستان جامعه را نقد ميكند، عبيد با زبان گزنده اخلاق روزگار را مورد نقد قرار ميدهد.
اين مترجم و پژوهشگر سپس يادآور شد: شايد در عصر جديد كسي كه از اين لحاظ ضرر زيادي ميكند، ايرجميرزا باشد. هرچند در جاهايي نوشتههاي او ركيك و حتی بامزه است، ولي فايده چنداني ندارد؛ اما در بعضي قسمتها، بخصوص در جاهايي كه به خرافاتي كه به مذهب وارد شده ميپردازد، كمنظير است.
|