با اعلام این شکایت، ماموران اداره آگاهی شهر ری به خانه حسین رفته و او را دستگیر کردند. حسین بلافاصله بعد از دستگیری به ربودن دختر 6 ساله اعتراف کرد وگفت: بعد از این که در دفتر خانه اسناد رسمی استخدام شدم، مدیر دفترخانه حقوق کمی به من داد، من به این موضوع اعتراض کردم، اما اهمیتی نداد، او همچنین حقوق آخرین ماهی که کار کرده بودم را نداده بود. در مدتی که در آن دفترخانه بودم متوجه شدم سر دفتر که به دخترش علاقه بسیاری دارد هر روز دخترش را با آژانس به مهد کودک می‌رساند و برمی‌گرداند. برای این که از وی انتقام بگیرم، یک روز با ماشین دوستم به سراغ دختر رفتم و گفتم از آژانس آمده‌ام به این ترتیب وی را سوار ماشین کردم و او را به خانه خودمان بردم و در اتاق حبس کردم. بعد از چند ساعت مادرم متوجه شد و از من پرسید برای چه دختر بچه را به اینجا آوردی من گفتم، او را آورده‌ام تا پدرش مجبور شود پولی را که می‌خواهم به من بدهد در غیر این صورت دخترک را بر نمی‌گردانم. ساعتی بعد مادرم مرا صدا زد، در آشپزخانه کنار مادرم بودم که متوجه شدم، خواهرم دختر بچه را از خانه خارج کرد، سپس مادرم دخترک را به پدرش تحویل داد.

بعد از اعترافات حسین، مادرش تحت بازجویی قرار گرفت. این زن گفت: من در خانه بودم که پسرم با یک دختربچه وارد خانه شد، از دیدن او تعجب کردم و به همین خاطر از وی در این باره سوال کردم و متوجه شدم پسرم در پی اختلافات شدیدی که با صاحبکارش داشته دختر او را دزدیده است، پسر جوان من به خاطر عصبانیت شدیدی که داشت دست به این کار زد و اصلا به عواقب آن فکر نکرده بود. به همین خاطر با دخترم صحبت کردم و به او گفتم، من سر حسین را گرم می‌کنم، تو بچه را آزاد کن، سپس حسین را به آشپزخانه صدا کردم و در حالی که داشتم با او صحبت می‌کردم، خواهر حسین آرام دخترک را از خانه خارج کرد با این که می‌دانستم پسرم بالاخره گیر می‌افتد، اما اطمینان داشتم که در مجازاتش تخفیف می‌دهند، به همین خاطر هم گروگان را به خانواده‌اش برگرداندم. بنابراین گزارش، تحقیقات بازپرس نوفرستی – رئیس شعبه 6 دادسرای شهر ری – از حسین همچنان ادامه دارد.