جلسه دادگاه مرد جوانی که در یک اقدام جنونآمیز زن مستاجر را با 11 ضربه چاقو به قتل رسانده بود، دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه رضوانفر نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و گفت: در این پرونده بهرام 34 ساله متهم است ربابه مستاجر خود را به قتل رسانده است. وی افزود: ساعت 2 بعدازظهر 14 آبان ماه سال 83 به ماموران کلانتری 130 نارمک خبر دادند، درگیری بین یک زن و مرد در خیابان مجیدیه جنوبی باعث جراحت زن جوان شده است. ماموران بلافاصله در محل حاضر شدند، اما بهرام – متهم به قتل – حاضر به بیرون آمدن از محل جنایت نبود و اقدام به تهدید ماموران میکرد، اما بالاخره بعد از چند ساعت با درایت ماموران، بهرام دستگیر و زن جوان به بیمارستان انتقال یافت. با این وجود بهرام هنگام دستگیری به 2 نفر از ماموران حمله کرد و آنها را با چاقو مورد ضرب و جرح قرار داد. سرانجام با دستگیری بهرام، تحقیقات از وی آغاز شد. او گفت: ربابه از مدتی قبل مستاجر من بود، اما حاضر نبود خانه را تخلیه کند. من که بسیار عصبانی شده بودم چاقویی خریدم و او را کشتم.
ماموران در ادامه بررسیهای خود متوجه شدند ربابه به اتفاق شوهر و پسرش در یکی از واحدهای آپارتمانی بهرام زندگی میکرده است و پس از پایان مهلت قرارداد به دلیل این که بهرام پول پیش او را پس نداده بود، حاضر به تخلیه خانه نمیشد و همین مسئله سبب درگیری آنها شد و در نهایت بهرام با ورود به آپارتمان ربابه با 11 ضربه چاقو او را به قتل رساند.
پس از اظهارات نماینده دادستان، پدر و مادر ربابه به عنوان اولیای دم در جایگاه قرار گرفته و برای قاتل فرزندانش تقاضای قصاص کردند، شوهر مقتول نیز به عنوان قیم پسر 13 سالهاش برای بهرام تقاضای قصاص کرد و گفت: 2 هفته قبل از این حادثه مطابق قرار قبلی، ما خانهای پیدا کردیم که منزل بهرام را تخلیه کنیم و برای آن خانه قولنامه هم نوشتیم، اما بهرام برای پس دادن پول پیش، نزد ما نیامد و خانوادهاش هم گفتند از او خبری ندارند، به همین خاطر قرارداد ما لغو شد. بعد از مدتی بهرام آمد و گفت، چرا خانهام را خالی نکردید.
سرانجام با وساطت مرد بنگاهدار از بهرام 2 هفته وقت گرفتیم و همه چیز تمام شد. روز حادثه من سر کار بودم و پسرم به مدرسه رفته بود و فقط زینب، یکی از دوستان همسرم در خانه ما بود و من از چگونگی حادثه خبر ندارم.
در ادامه دادگاه به دستور عزیز محمدی – قاضی دادگاه – بهرام به دفاع از خود پرداخت و اتهام خود را پذیرفت. او گفت: قرار بود ربابه و خانواده اش خانه را تخلیه کنند، اما به بهانه این که من پول پیش خانه را دیر به آنها دادم مرتب مرا اذیت میکردند، از طرفی من خانهام را تخلیه کرده بودم و وسایلم در راهرو مانده بود، چون میخواستم در خانهای که ربابه ساکنش بود زندگی کنم. روز حادثه به خانه ربابه رفتم، او با لباسی نامناسب در برابر من ظاهر شد. وقتی دید من مقابل در ایستادهام گفت: برو نیم ساعت دیگر بیا، من هم رفتم. وقتی برگشتم در را باز نکرد، خیلی عصبانی شدم. ضربهای به در زدم. خواهرم در حیاط بود و داد و بیداد میکرد و از ربابه میخواست که خانه را خالی کند، اما او اهمیتی نداد، بیرون رفتم و چاقویی به مبلغ 2 هزار و 500 تومان خریدم. دوباره برگشتم، میخواستم با آن چاقو ربابه را بترسانم، در زدم، اما باز نکرد. من هم عصبانی شدم با لگد در را شکستم، وارد خانه شدم. او ترسیده بود و جیغ میکشید، دنبالش کردم، در بالکن او را گیر انداختم و بعد ضربات چاقو را بر بردنش زدم. خیلی عصبی بودم و رفتارهایم دست خودم نبود، وقتی ماموران آمدند هنوز به حالت عادی برنگشته بودم و به همین خاطر هم با آنان درگیر شدم.
سپس عزیز محمدی از زینب دوست مقتول که تنها شاهد ماجرا بود خواست در جایگاه قرار بگیرد. زینب گفت: حدود ساعت 12 بود که بهرام آمد، ربابه لباس خانه تنش بود، شوهر خواهر بهرام گفته بود هر موقع او آمد به من زنگ بزنید تا آرامش کنم، به همین خاطر ربابه در را باز نمیکرد، او به شوهر خواهر بهرام که بنگاهدار بود زنگ زد. او هم آمد و قولنامه فسخ شده را نشان بهرام داد و به او گفت، چون پول را دیر آورده این اتفاق افتاده است. همه چیز آرام شد، من روی بالکن رفتم تا ببینم آنها رفتهاند یا نه که یک دفعه دیدم ربابه فریاد زنان وارد بالکن شد. بهرام هم به دنبالش میدوید، من و ربابه محکم دستگیره در را فشار دادیم که وارد نشود، اما او شیشه را شکست و پشت سر هم چاقو بر بدن ربابه وارد میکرد، بعد هم اجازه نمیداد که کسی برای نجات ربابه بیاید، حدود یک ساعت طول کشید تا ماموران بتوانند او را مهار کنند.
بنا بر این گزارش، پس از پایان جلسه دادگاه، قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار برای صدور رای نهایی وارد شور شدند.
|