حقیقت حکایت از آن میکند که امروزه هزاران زن و دختر بیپناه از خاورمیانه و سایر کشورهای آسیای دور و میانه و آفریقا در خانههای فساد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و همچنین اروپا به کار گمارده میشوند؛ به شکلی که امروزه تجارت زنان و دختران به یکی از سودآورترین تجارتهای دنیا بدل شده است و این در حالی است که هیچکدام از انجمنهای انسان دوستانه به زوایای این فاجعه آنطور که باید نمیپردازند و علاوه بر آن هیچ قانونی توسط مجامع بینالمللی برای توقف موجه قربانیان در نظر گرفته نشده است.
امروزه بسیاری از زنان و دختران به امید یافتن کاری مناسب و با وعدههای خوش آب و رنگ زادگاه خویش را ترک میکنند، بدون آن که از سرنوشت شومی که برایشان در نظر گرفته شده، اطلاع چندانی داشته باشند و همین موضوع است که تجارت انسان را در حد انفجار رسانده و همان طور که اشاره شد دلالان فروش انسان را به سودهای سرشاری رسانده است.
دکتر محمد کاظم سلیمانی، جامعه شناس، در این باره میگوید: یکی از مهمترین علل افزایش تجارت انسان و بخصوص تجارت زنان و دختران افزایش فقر در تمام دنیاست؛ هر چه که جلوتر میرویم به دنیای دو قطبی که یک طرف آن را ثروتمندان و طرف دیگر را فقیران تشکیل دادهاند، نزدیکتر میشویم و همین موضوع باعث افزایش چنین اقداماتی یا پایین آمدن سن فقر و فحشا میشود.
وی اضافه میکند: وجود فقر در جوامع گوناگون نه تنها شرایط را برای دلالان انسان فراهم میکند که آنان را برای دیگر کشورها تجارت کنند، بلکه باعث میشود تعدادی نیز در داخل کشور وارد جرگه "تجارت جنسی" شوند؛ در این میان نباید فراموش کرد که عدهای نیز داوطلبانه و از سر رضایت به "روسپیگری" پناه می آورند؛ اما درصد زیادی از این قربانیان بدون آن که خود بخواهند وارد این جریان میشوند.
این جامعه شناس ادامه میدهد: متاسفانه در بررسیهای جامعه شناختی پدیده روسپیگری با این موضوع روبه رو میشویم که تعداد بسیار زیادی از زنان و دخترانی که در حوزه تجارت جنسی فعالیت میکنند خود هیچگونه تمایلی به این کار نداشته و حتی قبل از آن هیچگونه تجربه جنسی را نیز از سرنگذراندهاند؛ با این حال بسیاری امیدوارند که با انجام این عمل پول کافی به دست آورده و بدین وسیله خود و خانوادههایشان را از فقر و فاقه که در آن به سر میبرند، رهایی بخشند؛ بدون آن که بدانند این موضوع به آرزویی غیرقابل تحقق شبیه است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: به هر روی باید توجه داشت که مسئله تجارت انسان بسیار خطرناکتر از قاچاق مواد مخدر و... است زیرا هیچ تشکیلات بین المللی و منسجمی برای مبارزه با آن وجود ندارد.
تجارت انسان شبکه بسیار گسترده ای است که باید حوزه آن را "اروپا" دانست؛ اگرچه طی سالهای اخیر کشورهای حاشیه نشین خلیج فارس نیز به این تجارت روی آوردهاند؛ با این وجود باید این کشورها را به همراه کشورهای حاشیه دریای خزر بخصوص مسکو از مهمترین مراکز سودای انسانها دانست.
یکی از مراکز مهم سوداگری زنان، شهر مسکو است؛ بنا به اظهارات سخنگوی شورای شهر مسکو، حدود 330 شرکت روسی مشمول فعالیت در این زمینه هستند و سالانه بیش از 500 هزار زن را به خارج از کشور صادر و بازارهای آلمان، لهستان و آسیا را تغذیه میکنند. آنچه در این میان از اهمیت فوق العادهای برخوردار است؛ این است که زنان در کنار شغلهای پرخطری که به آن مشغولند؛ در شرایط بسیار سختی نیز زندگی کرده و روزگار میگذرانند؛ برای مثال تعدادی از این افراد از فرط گرسنگی یا سرما جان خود را از دست میدهند و علاوه بر آن تعداد دیگری نیز در طول سفر به علت شرایط سخت جان میسپارند.
به هر حال باید این واقعیت تاسف انگیز را پذیرفت که کشور ما نیز از گردونه این تجارت کثیف دورنمانده است؛ سال گذشته یکی از خبرگزاریها از حراج دختران ایرانی در فجیره و سایر بازارهای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس گزارش داد. این گزارش اگرچه خوشبختانه از طرف مقامات مسئول رد و مدارک مستندی دال بر نبود چنین جریاناتی ارائه شد؛ اما گاه به گاه شاهد بروز خبرهایی مبنی بر قاچاق دختران و زنان ایرانی هستیم. شهناز نیکوصفت، جامعه شناس، در این باره به خبرنگار هموطن میگوید: خوشبختانه کشور ما هنوز چندان درگیر این قضایا نشده است؛ در عین حال که نباید سیاه نماییهایی که در این زمینه صورت میگیرد را جدی بگیریم؛ اما کشور ما هم کم و بیش درگیر این جریانات شده است؛ اگرچه شرایط آن با دیگر کشورها متفاوت است؛ بدین شکل که قاچاق انسان در ایران به هیچ عنوان به گستردگی کشورهای آسیای دور و... نیست؛ بنابراین باید نمونههایی را که در این رابطه اتفاق میافتد به عنوان استثناء به حساب آورد.
وی اضافه میکند: علاوه بر آن خروج برخی از دختران و زنان ایرانی به سمت کشورهای حاشیه دریای خزر که اتفاقا این روزها به بحث داغ بسیاری از محافل و مطبوعات بدل شده است؛ در بسیاری مواقع آگاهانه صورت میگیرد؛ به این ترتیب که این افراد میدانند که قرار است در ازای مبلغ معینی پول در اختیار این افراد قرار گیرند؛ در صورتی که قاچاق به معنای فریب زنان و دختران به سودای یافتن شغل و زندگی بهتر است؛ علاوه بر آن تعداد زیادی از این افراد تحت عنوان صیغه موقت به عقد این افراد در میآیند.
از کشور ایران که بگذریم؛ همان طور که اشاره شد این تجارت هر روزه ابعاد جدیدی به خود می گیرد و در این میان سیاست نه چندان سختگیرانه برخی دولتها با دلالان موجب سوءاستفاده از این موضوع شده است؛ اگرچه خوشبختانه در این زمینه نیز شاهد بروز اتفاقات خوشایندی هستیم؛ برای مثال در بسیاری از کشورهای اروپایی چون هلند، بلژیک و... چنانچه قربانیان حاضر به طرح شکایت علیه دلالان خود شوند؛ میتوانند ویزای موقت و خدمات حمایتی دریافت کنند و علاوه بر آن نسبت به کسب اجازه اقامت دائم نیز اقدام کنند؛ اما نباید این مسئله را از نظر دور داشت که مجازاتهای وضع شده به هیچ عنوان تناسبی با اعمال جنایتکارانه دلالان ندارد؛ برای مثال اکثر این افراد تنها به چند سال حبس محکوم میشوند.
اما جنایتکاران نیز از سوی دیگر در اقداماتی سازمان یافته دست به تهدید و ارعاب مخالفان خود میزنند.
در کنار تمام مشکلاتی که این افراد با آن روبهرو هستند میتوان به اجبار به خودفروشی، کار در شرایط بسیار سخت و... اشاره کرد؛ این افراد بشدت با خطر "مرگ" نیز دست و پنجه نرم میکنند. در فاصله آوریل 97 تا مه 98، 36 مورد آدم ربایی در لهستان گزارش شد. این قربانیان به فجیعترین شکل ممکن از کشورهای خود ربوده میشوند و پس از رسیدن به کشور مبدا به سوداگران تحویل داده میشوند؛ در آن هنگام مورد آزار و سوءاستفاده قرار گرفته و در باشگاهها، کلوپها یا در خیابان به کار واداشته میشوند؛ بدون آن که از هیچگونه حق انتخابی برخوردار باشند؛ این افراد گاه مجبور به 12 ساعت کار بیوقفه در طول روز هستند و باید 70 درصد درآمد خود را به افرادی تحویل دهند که آنان را ربودهاند.
در این میان ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا این افراد به پلیس مراجعه نمیکنند، در پاسخ به این پرسش باید گفت که در این صورت بدون شک باخطر مرگ روبه رو خواهند شد و بنابراین تنها هنگامی فرصت رهایی مییابند که پلیس در حمله به خانههای فساد موفق به نجات آنها شود؛ امری که تا حد زیادی غیرممکن به نظر میرسد.
به گزارش وزارت امور اجتماعی ایتالیا در این کشور حدود 500 هزار روسپی وجود دارد که نیمی از آنان غیر ایتالیایی هستند که در سال درآمدی بالغ بر یک میلیارد دلار در سال دارند. اکنون اروپا سفرهای گسترده برای بازار فحشا به شمار میرود؛ رواج فحشا در کشورهای عضو پیمان "شنگن" موجب افزایش تقاضا برای دریافت روادید جهت سفر به این ناحیه شده است که این مسئله ناشی از نقض قوانین و عدم توافق کشورها با یکدیگر و نیز نبود ضمانت اجرایی لازم برای همان حداقل قوانین موجود است.
روسپیگری و سوءاستفاده از زنان مهر تایید دیگری است بر وجود مفاهیمی نظیر تبعیض و بیعدالتی بین زن و مرد، شکاف بین فقیر و غنی و جنوب و شمال و شرق و غرب بدون آن که دولتمردان کشورهای گوناگون توجه چندانی به این مسئله داشته باشند؛ اگرچه نباید این موضوع را نادیده گرفت که اتحادیه اروپا در کنار برنامههای موجود برای مبارزه با استثمار زنان با تشکیل کمیته های بازجویی مشترک و استفاده از امکانات دستگاه قضایی سعی در وسعت بخشیدن به مبارزات خود دارد. در این میان باید آگاهیهای لازم به زنان داده شود و مردان نیز باید به درک اوضاع واداشته شوند و این نکته را نباید فراموش کرد که تلاش برای تغییر نگرش افراد باید از زمان تحصیل در مدرسه آغاز شود.
|