هزار سال عمر یافتم
هموطن , سه شنبه 15 آذر 1384 - ساعت 13:03

گویند چون افراسیاب بگریخت از لشکر کیخسرو، آنجا رسید. پرسید که «این چیست؟

 

«عجایب نامه» محمود همدانی ـ به کوشش جعفر مدرس صادقی- گور سیامک ابن کیومرث به سرحد جنوب است، از بلاد محترقه. قلعه‌ای‌ست عظیم در ایوانی از جزع کرده، در آن تختی از بلور نهاده بر آن صورتی کرده زرین، در دست وی لوحی از یاقوت سرخ، بر آن خطی نبشته که کسی نمی‌دانست خواندن.
گویند چون افراسیاب بگریخت از لشکر کیخسرو، آنجا رسید. پرسید که «این چیست؟»
گفتند «این گور سیامک است. ملکی بود قاهر، چون بمرد، صورت وی بکردند از زر، بر این تخت نهادند.»
گفت «این خط را بخوانید!»
رهبان که آن زبان دانست، گفت «نبشته است که منم سیامک ابن کیومرث. روی زمین به فرمان من بود و مرغ و دیو و پری مسخر من شد. هزار سال عمر یافتم. چون جهان مسخر من شد، گردون با من پیکار کرد. چنان از دنیا رحیل کردم که کمتر کسی. در این عالم، کسی این مراد نیافت که من یافتم. و به کس بنماند، چنان که به من بنماند.»




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news48743.html