وقتی در ادبیات جرمشناسی دقیق میشویم تاكید بر این نكته كه تفریح سالم و پیشگیری از بزهكاری رابطه مستقیم دارند به روشنی دریافت میشود. از سویی دیگر مصلحان اجتماعی همواره از تفریحات به عنوان ابزار جرمستیزی یاد كردهاند؛ چرا كه به اعتقاد آنها فراغت مناسب موجب ساخته شدن شخصیت سالم و انجام تكالیف شهروندی در موقع مناسب میشود.
نیز كاركرد مناسب سرگرمی به عنوان ابزار پیشگیرانه از جرم را به شدت مورد تایید قرار میدهد؛ زیرا بزهكاری زمانی رخ میدهد كه پیوند فرد با جامعه ضعیف میشود. بر اساس این فرضیه فعالیتهای مطلوب میتواند احساس مسؤولیت را در فرد تقویت كرده و موجب دلبستگی او به اجتماع شود.
به اعتقاد روانشناسان، استراحت، تجدید قوا و غدد اعصاب، تفریح و سرگرمی، در رشد شخصیت و برقراری تعادل در شكلگیری هویت، كسب معلومات و ارتقای آگاهیها و پرورش و شكوفایی استعدادها و خلاقیتها بسیار مهم است كه همه آنها از جمله كاركردهای اوقات فراغت به شمار میروند.
در عین حال جامعهشناسان نیز عمدهترین علل روانی ارتكاب به جرم را ناكامیها، تعارضات در زندگی، احساس حقارت، تردید در لیاقت، احساس عدم امنیت و احساس ناتوانی میدانند. به این ترتیب بهرهمندی از تفریحات سالم با افزایش سلامت روان میتواند به پیشگیری از جرائم منجر شود.
در این رابطه دكتر سعیدی جامعهشناس معتقد است: «كلیه رفتارها بر بهداشت روان موثرند، تنها برخی تفریحات فردی كه در حوزه خصوصی شكل میگیرد بر بهداشت روان تاثیرات منفی دارد. اگرچه ممكن است چنین تفریحاتی مجاز هم باشد.»
وی میگوید: «در دوره جدید نوعی فراغتها هست كه ناشی از سنتزدایی و رشد فراغتهای شخصی در برابر فراغت جمعی است كه احتمال پدید آمدن نوعی اعتیاد ناشی از استفاده مكرر لذت جویانه و تكرار یك حركت را ایجاد میكند كه این مسئله موجب خسارت به بهداشت روان خواهد شد.»
او ادامه میدهد: «رفتارهای جمعی در فضای عمومی یعنی تفریحات سالم افراد را هنجارپذیر میكند و از جرائم میكاهد. زیرا بین میزان جرائم و تفریحات سالم رابطه معكوس وجود دارد؛ یعنی هرچه تفریحات سالم بیشتر باشند، جرائم كاهش مییابد.»
به گزارش ایسنا برخی جامعهشناسان معتقدند كه ارتباط میان همنوائی و كجروی بسیار مهم است. فقدان فرصت موفقیت در شرایط مسلط جامعه عامل اصلی متمایز كننده میان كسانی است كه به رفتارهای تبهكارانه دست میزنند و كسانی كه چنین نمیكنند.
برخی نظریههای زیستشناختی و روان شناختی هم ادعا میكنند كه جرم و اشكال دیگر كجروی از طریق ژنتیكی تعیین میشوند، اما این نظریهها تا اندازه زیادی بیاعتبار شدهاند.
جامعهشناسان استدلال میكنند كه همنوایی و كجروی در زمینههای اجتماعی گوناگون به شیوه متفاوتی تعریف میشوند. اختلاف ثروت و قدرت در جامعه به شدت بر فرصتهایی كه در برابر افراد و گروههای مختلف گشوده است و این كه چه نوع فعالیتهایی تبهكارانه در نظر گرفته شوند، تاثیر میگذارد. فعالیتهای تبهكارانه تا حد زیادی مانند فعالیتهای قانونی فرا گرفته میشوند و به طور كلی در جهت همان نیازها و ارزشها هستند.
دكتر حسین فرجاد، آسیب شناس نیز با تاكید بر نقش تفریحات سالم بر پیشگیری از بزهكاری میگوید: «تفریحات سالم صد در صد میتواند در تامین سلامت روان فرد و پیشگیری از جرائم موثر باشد و به خصوص نوجوانان و جوانان وقتی ابزاری برای گذران اوقات فراغت داشته باشند دیگر فرصتی برای گرایش به سمت انحرافات، كجرویها و جرم ندارند و این میتواند یك ابزار پیشگیری از جرم باشد. مثلا برخی تفریحات سالم مانند استخر و شنا سبب كاهش استرس و فشار عصبی است. فرد پس از چنین تفریحاتی میتواند مقداری كار مطالعاتی انجام دهد، ولی اگر از تفریحات سالم برخوردار نباشد، اوقات فراغت او در بیكاری و بطالت میگذرد و این فرصتی برای گرایش به سمت انحراف است.
همچنین آسیبشناسان، برخی روشهای پیشگیری از جرم را توجه به منحرف، توجه به نظام تبلیغاتی جامعه، تقویت مذهب و اخلاق، رعایت و اجرای قانون، سیاست بحث آزاد و گسترش نظارت اجتماعی عنوان میكنند.
به این ترتیب ساماندهی اوقات فراغت جوانان و سیاست گسترش و فراگیر كردن تفریحات سالم میتواند تا حد زیادی مانع از گسترش بزهكاری جوانان شود و چه بسا به درونی شدن ارزشهای جامعه بینجامد.
دكتر سعیدی، با تاكید بر اهمیت بحث اوقات فراغت اظهار میكند: بسیاری از رفتارهای فرهنگی و حتی رفتارهای اقتصادی، اجتماعی در اوقات فراغت شكل میگیرد. تعریفی كه امروزه از اوقات فراغت وجود دارد در مقابل كار است، برخلاف گذشته كه آن را عین كار میدانستند چرا كه فراغت را مانند كار دورهای مولد در نظر میگرفتند. اصلا مسئله جنبش كارگری برای دستیابی به همین فراغتها بوده چون بر اثر كار یكنواخت بهره وری افراد كاهش مییافت؛ پس به فراغت نیاز بود. به لحاظ نظری هم فرانكفورتیها كه یك مكتب مطالعات فرهنگی است ، نقدهایی در اهمیت اوقات فراغت انجام دادند. آنها معتقد بودند سرمایهداری برای جلوگیری از پیشروی جنبش كارگری صنعت تفریحات را ایجاد كرد تا بشر به هر صورت از چنگ نظام سرمایه داری خارج نشود.
دكتر سعیدی با اشاره به این كه افراد اوقات فراغت خود را به شكلهای مختلفی میگذرانند، در این زمینه توضیح میدهد كه عوامل زیادی مثل منزلت افراد، طبقه، گروه، میزان تحصیلات و از همه مهمتر سبك زندگی در انتخاب نوع تفریحات موثر است.
او میافزاید: سن، جنس، طبقه اجتماعی و سبكهای زندگی كه هم نظامهای تولیدی را شكل داده و هم بر نوع فراغت افراد تاثیر میگذارد، نیز عوامل مهمی هستند.
دكتر سعیدی در مورد تفریحات فردی معتقد است: در جامعه مدرن كه تفریحات بیشتر فردی میشود تقریبا تفریحات سالم كاهش مییابد؛ چرا كه تفریحات سالم بیشتر به نحو جمعی انجام میشود و در فراغتهای دسته جمعی است كه رفتارهای فرهنگی مولد شكل میگیرد.
وی میافزاید: برنامهریزیها در مورد تفریحات سالم باید بتواند برخی رفتارها را اگرچه چندان هنجار پذیر نباشند مثل رابطه دختران و پسران را بیشتر در فضای عمومی شكل دهد. مزیت این كه این رفتارها در فضای عمومی شكل بگیرد اینست كه كنترل پذیر و تنبیه پذیر میشوند و خطرات كمتری هم پیدا میكنند.
دكتر سعیدی معتقد است: باید تفكیك بین تفریحات سالم و ناسالم را بپذیریم؛ البته فرانكفورتیها كل اوقات فراغت را به سالم و ناسالم تقسیم نمیكردند و معتقد بودند تفریحات به طور كلی در جهت نظام سرمایه داری به وجود آمده اما با تحولاتی كه در جامعه جدید پدید آمد تفریحات سالم از ناسالم متمایز شد یعنی فعالیتهایی كه به جامعه ضرر بزند ناسالم هستند كه آنتنی گیدنز از آنها به نقاط تاریك مدرنیته یاد میكند.
وی همچنین میافزاید: «تفریحات سالم همان تفریحات مجاز است. قوانین در حقیقت پس از شكلگیری فراغتها وضع میشوند یعنی از نقطه نظر قوانین یا هنجارهای جامعه كسی تعطیلی را وضع نمیكند، دولت همیشه مهر رسمی بر فعالیتی میزند كه مردم جمعا در طول زمان آن را پذیرفتهاند و در آن رفتاری شكل گرفته است».
دكتر سعیدی ادامه میدهد: تفریحاتی سالم هستند كه هنجارهای جامعه را بپذیرند. تفریحات با فراغت سالم به این دلیل مجاز است كه در فضای عمومی شكل میگیرد؛ البته فراغتهای مجاز و سالم هم در حریم خصوصی هم شكل میگیرد.
به اعتقاد كارشناسان اجتماعی نقش دولت در ساماندهی اوقات فراغت جوانان و فراهم كردن امكانات و تجهیزات بسیار قابل توجه است.
دكتر سعیدی معتقد است: نقش دولت در تنظیم اوقات فراغت برای بیكاران مهم است. بیكاران در وضعیتی قرار دارند كه به نظر میرسد اوقات فراغت برایشان هم از نظر مالی و هم انجام آن خیلی مهم نیست؛ چرا كه آنها فكر میكنند باید زمانی را به كار و زمان باطلی را به فراغت بگذرانند.
|