عالم را به یک جنبش خراب کند
هموطن , سه شنبه 6 دي 1384 - ساعت 11:19

و بدان که کوه قاف آن را «جبل اخضر» خوانند از آن سوی ظلمات گرد زمین درآمده است و دیگر کوه‌ها عروق‌های وی‌اند.

 

«عجایب نامه» - ابن محمود همدانی – به کوشش جعفر مدرس صادقی-و بدان که کوه قاف – آن را «جبل اخضر» خوانند – از آن سوی ظلمات گرد زمین درآمده است و دیگر کوه‌ها عروق‌های وی‌اند. و اسکندر چون از ظلمات بیرون شد، روشنایی دید و کوهی، طول و عرض وی پدید نه، فریشته‌ای را دید دست در آن زده، چنان که کسی که چیزی نگه دارد تا برنخیزد، و سر به سجده نهاده و بانگی چون رعد می‌کرد و می‌گفت «ای خدای کامکار، از گاه آفرینش تا نفخ صور، هیچ چیز بر تو پوشیده نیست. بر خلق رحمت کن!» چون اسکندی به وی رسید، گفت «ای بنی‌آدم، از عالم سیر نشدی، تا اینجا آمدی، ای ذوالقرنین؟» اسکندر پنداشت که وی را دشنام می‌دهد.
فریشته گفت: «هر که از قرن عالم به دیگر قرن عالم رسید، هر دو کناره عالم دیده بود، وی را ذوالقرنین خوانند.»
اسکندر گفت: «این چه کوه است؟»
گفت «کوه قاف است و آسمان بر سر وی چون قبله‌ای است و این کوه ام‌الجبال است و همه کوه‌ها به وی پیوسته است. مرا روی موکول کرد تا وی را نگه می‌دارم. واگرنه، عالم را به یک جنبش خراب کند.»




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news51041.html