میهمانان طناز
این هفته میهمان داریم. بله، ما در همین صفحه و در بخش چپ، راست، کوک میهمان داریم و قرار است از این پس بعضا میزبان عزیزانی باشیم که دوست دارند در این صفحه مطلب بنویسند
البته در مایههای مطالب چپ، راست... در همین جا از همه دوستان خوشمزه و طناز دعوت میکنیم تا مطالب چپ راستیشان را برای ما بفرستند. نکتههای طنز و شیرین میهمان این هفته را در آخر میخوانید. در ضمن گفته باشیم که میهمان امروز ما یک نوازنده سنتور بلندقد و رشید است.
تعریف
قبل از هر چیز باید از نماینده رئیس جمهور در شورای نظارت صدا و سیما تشکر کنیم که دعوت اصحاب فکر و اندیشه و من جمله «خواسته» ما را اجابت کرد و به شرح و توصیف دستور اخیر رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی کشور پرداخت.
ما هفته گذشته نوشتیم که دستور ممنوعیت پخش موسیقی غربی، نیاز به توجیه دارد. در هر حال مهدی کلهر ضمن اعلام موافقت خود با این دستور گفته است که: موسیقی در ایران به 10 گروه تقسیم میشود: -1 موسیقی علمی (کلاسیک) -2 موسیقی علمی (لایت) -3 موسیقی فیلم (غیرایرانی) -4 موسیقی توصیفی (افکتیو) -5 موسیقی غربی (پاپ غربی) و...
به نظر میرسد ایشان براساس دستور مزبور به تقسیم بندی موسیقی مبادرت ورزیده است و موسیقی غربی را معادل و مترادف با «پاپ غربی» یافته است.
جناب کلهر از بین 10 موردی که برشمرده فقط همین یک مورد «موسیقی پاپ غربی» را مصداق آن دستور دانسته است که جای بسی خوشوقتی و خوشحالی دارد. مهم هم همین بود وگرنه تقسیم بندی موسیقی و شرح و توصیفهای دیگر چندان به کار ما و فرهنگستان و هماندیشان عزیز نمیآید.
کشتی پیرمرد
ماشاءالله به این پیرمرد 70 ساله! تازه به تازه میخواهد مدرسه باز کند و با هنرجویان تاتی تاتی راه بیاندازد. کلاسهای مختلف تئوری موسیقی، ارف و نوازندگی ... آکادمی چکناوریان از اول بهمن ماه رسما هنرجو میپذیرد و آغاز به کار میکند... سوژه جدیدی برای منتقدان چکناوریان درست شد.
آنها که در جوانی و میان سالی حال کار کردن ندارند و به جای آهنگسازی و نوازندگی و پژوهشگری و نویسندگی فقط به ایراد گرفتن و انتقاد از فعالیت دیگران میپردازند بشتابند که پیرمرد کشتی پهناوری را به آب انداخته است.
جمع مستان
به قول معروف گروه "40 دف" دیگه باید جا بزند! گروهی با 70 دف موجودیتاش را اعلام کرد. بله گروه "ونداد مهر" با 70 دف قرار است در کرج کنسرت برگزار کند ... گروه بعدی اگر تعداد دف نوازانش را به 120 برساند میتواند با کم کردن روی رقبا آینده خودش را نیز تضمین کند. اندک اندک جمع مستان می رسند...
در نشست اهالی موسیقی با رئیس سازمان صدا و سیما که هفته گذشته تشکیل شد هر یک از هنرمندان دقایقی صحبت کردند و هر یک به اندازه وسع خویش باری از بارهای موجود بر دوش موسیقی کشور برداشتند.
در این میان مهمترین جمله برخی از آنها را با تکملههای چپ راست کوکی نقل میکنیم:
فرهت: سمفونی خلیج فارس در حال خاک خوردن
* : در حال آب خوردن درستتر است.
رشیدی: ساخت ملودی روی اشعار حافظ و مولانا را متوقف کنید
* : بگیرید، ببندید ...
عبدالحسینی: آیا میخواهید موسیقی باشد؟!
* : یعنی بعد از این همه سال متوجه نشدی؟
بیگلری: موسیقی پاپ در صدا و سیما به سرمایهگذاری مضاعف نیاز ندارد
* : نصف مضاعف کافیه؟
بکان: مردم فرق بین تار و سنتور را نمیدانند
* : ایضا بعضی از آهنگسازان هم
صوفی (مدیر سابق مرکز موسیقی صدا و سیما): ماههای گذشته نقطه عطف برای موسیقی
* : به این میگویند بهترین خوشامد برای مدیر جدید
در پایان این جلسه که توام با تودیع و معارفه رئیس قدیم و جدید بود، ضرغامی پس از شنیدن صحبتهای هنرمندان حاضر در جلسه گفت: جلوگیری از ورود نااهلان به حوزه موسیقی ضروری است.
چپ راستهای میهمان
و اینک چپ راست کوکهای میهمان ما را میخوانید:
سینماییها جا نمانند
امروز شنیدیم که یک آهنگساز معروف که آثار به یادماندنی با خوانندگان مشهور ایرانی داشته قصد دارد تمام آن آثار را با اجرای جدید و البته خواننده جدید و جوان به باز ار عرضه کند. سینماییها تا دیر نشده بجنبند که غفلت موجب پشیمانی است.
مثلا جناب مهرجویی «گاو» را بازسازی کند و نقش عزتالله انتظامی را بدهد به بهرام رادان، محمدرضا گلزار هم بد نیست...
یا مسعودخان کیمیایی هم قیصر را با بازی رضا صادقی به جای فرمان و حسن شکوهی (ببری شبهای برره) به جای قیصر بسازد و...
چرخش
زنده یاد فرهنگ فر (اصلا دلم نمیآید که بگویم مرحوم) گفته بود:
«کم لطفی «لطفی» نه از آن بود که در رفت
او حوصله اهل هنر بود که سر رفت»
استاد محمدرضا لطفی برای چندمین بار با نیت ماندن، کار کردن، ساختن و تربیت شاگردان به ایران بازگشت و حتی در یک چرخش 180 درجهای و حرکت تقریبا حیرتآور به رادیو رفت و با بعضی از مدیران آنجا هم گفتوگو کرد.
امیدواریم این بار ایشان لااقل زمان بیشتری در ایران بمانند، چون با توجه به سابقه آمد و رفت او، ماندن دائمی ایشان چیزی شبیه بیرون آمدن امیر از گرمابه فین است.
قناعت
دوست نوازدهای میگفت: شاغل هنری!
فکر میکنم این واژه محترمانهای باشد برای آنانی که هنرمند نیستند و در ضمن نمیخواهیم به آنها بگوییم هنربند!
یکبار دیگر گزارش دیدار صمیمانه! اهالی موسیقی را با رئیس سازمان (صدا و سیما...) بخوانید تا متوجه شوید که چرا آهنگ خوب ساخته نمیشود!؟!
گمان میکنم طبع بلند و همت شایسته آنست که در کنار ذوق و دانایی باعث خلق آثار جاویدان میشود نه حقوق زیاد و کم «کارمندان موسیقی»!
البته این قبول که در این سرزمین مانند سایر سرزمینهای خداوند پول میتواند مرده را هم به حرکات موزون وادارد، ولی مطلب اینجاست که شأن یک هنرمند بالاتر از گلههای این چنینی است.
ضمن این که اگر خیلی معترضید خب برای آنها آهنگ نسازید و مثل خیلیهای دیگر قناعت کنید.
هماندیشی فوتبال و موسیقی
در خبرها بارها و بارها آمده که موسیقی فاخر و چه و چه ها...
حالا این موسیقی فاخر که میگن یعنی چه؟ از فرداست که صد تا کنفرانس و همایش و سمینار برگزار بشه که موسیقی فاخر یعنی این که اینجاش اینطوری باشه و اونجاش اینطوری یا این که مثلا «لباس مجریاش باید فاخر باشد شاید... در ضمن از هماندیشی غافل نشویم که امروز بازار روبراهی دارد، چه در عرصه هنر و فرهنگ و چه در ورزش و اساسا در جای جای این سرزمین.
(این جای جای از آن واژههای حساسیتزاست برای خیلیها)
حالا تصور کنید هماندیشی شناخت موسیقی فاخر و تمیز آن از نوع غیرفاخرش در تالار فلان برپاست و کارت دعوت به همان استاد به اشتباه برای برانکو فرستاده شده و او به جای شرکت در هماندیشی فوتبالیها از آنجا یعنی تالار فلان سردر میآورد و بهمان استاد موسیقی فاخر میرود کمپ تیم ملی...
|