چه عواملی باعث فروش یک فیلم می‌شوند؟
هموطن , شنبه 10 دي 1384 - ساعت 17:38

رضا کیانیان بارها در محافل خصوصی و در نوشته‌هایش، این موضوع را مطرح کرده. تعبیری که او در این جور مواقع به کار می‌برد «پول خون» است.

 

1- بهتر است یک راست برویم سر اصل مطلب. این که دستمزد ستاره‌های سینمای ایران، حدود 15 میلیون تومان است، چه چیزی را نشان می‌دهد؟ یعنی حضور بازیگر مطرح در فیلم‌ها این قدر اهمیت دارد؟ چند سال پیش پرویز پرستویی که بازیگر آرام و با شخصیتی است، بر سر دستمزد و مسائلی حاشیه‌ای با تهیه کننده فیلم «بانوی من» دچار اختلاف‌هایی شد.
در جریان این اختلاف، تهیه کننده که ناصر شفق بود، حرف‌هایی زد که برای سینمای ایران تازگی داشت و پرستویی جوری واکنش نشان داد که مشخص کرد گاهی مناسبات حرفه‌ای و اقتصادی، بر مناسبات اخلاقی و هنری می‌چربد. اشتباه نکنیم. پرستویی بازیگر بزرگ این سینماست.
همین نکته دلیل مهمی است بر ارزش نهادن او بر کارش. اگر او شأن خودش را حفظ نکند، چه کسی باید این کار را بکند. او و امثال او از راه بازیگری ارتزاق می‌کنند. آنقدر هم بخت و اقبال ندارند که هر سال در فیلمی مثل «آژانس شیشه ای» بازی کنند.

2- رضا کیانیان بارها در محافل خصوصی و در نوشته‌هایش، این موضوع را مطرح کرده. تعبیری که او در این جور مواقع به کار می‌برد «پول خون» است. یعنی بازیگری که تعمدا قبول می‌کند در یک فیلم معمولی یا ضعیف بازی بکند، 2 انگیزه مهم بیشتر ندارد؛ یا به پولش فکر می‌کند و یا از وحشت فراموش شدن، تن به این کار می‌دهد. کیانیان بازیگری است که ظاهر و تیپ فریبنده‌ای ندارد.
بچه خوشکل که نیست هیچ، حتی در جاهایی گوشت تلخ هم هست. در تئاتر، تلویزیون و سینما کار می‌کند، فراوان هم کار می‌کند. جایزه هم گرفته و افتخار همکاری با فیلمسازان بزرگ را هم دارد. با این حال مورد توجه تهیه کننده است.
چرا؟ چون حضور او وزن یک فیلم را بالا می‌برد. مدت‌هاست که از او بازی بدی ندیده ایم و همین موضوع، ما را وارد یک بحث تازه تر و مهمتر می‌کند و آن این است که گاهی - البته به ندرت - یک بازیگر، با هنر خودش، با نمایش توانایی‌هایش و با شعور بالا و هوش خوبش، از ویژگی‌های ساده‌ای مثل زیبایی ظاهری و حاشیه‌های احمقانه، سبقت می‌گیرد و این جوری ستاره می‌شود. با این حال، همین ستاره میان سال هنرمند هم، گاهی، به پول خونش احتیاج دارد.
3- بازیگران جوان سینمای ایران، چند سالی است که جاپای مطمئنی پیدا کرده‌اند. در واقع نسل تازه‌ای را نوید می‌دهند. یکی از کسانی که هوشیارانه راهش را پیش گرفت و آمد جلو، بهرام رادان بود.
او با یک فیلم بسیار بد شروع کرد. با فیلم‌های بدتری ادامه داد و یواش یواش، در میانه فعالیتش، راه درست را جست‌وجو کرد.
ظرف کمتر از 2 سال، از بازیگری که مورد توجه فیلمسازان درجه 3 بود، تبدیل شد به بازیگر با استعدادی که می‌تواند در فیلم‌های مختلف «بازی» هم بکند. اگر تا آن زمان، در فیلم‌های بد تجاری، فقط «ظاهر» می‌شد و «حضور» داشت، از آن به بعد «بازی» کرد و خودش را کشید بالا. در مدت کوتاهی، این شانس را داشت که با بهروز افخمی، مسعود کیمیایی، رخشان بنی اعتماد، ابوالحسن داودی و حالا داریوش مهرجویی همکاری کند. جایزه‌ای که گرفت، جایزه با مزه‌ای بود.
یعنی برای فیلمی گرفت که ارزش این حرف‌ها را نداشت. اما جایزه حقش بود. انگار که برای مجموعه فیلم‌هایی گرفت که در آن زمان کوتاه بازی کرد.
اینها را گفتیم تا به این نتیجه برسیم که رادان جوانی و تجربه و اعتبار و آراستگی را با هم دارد. همانقدر نسبت به بازی در فیلم‌های خوب حساسیت دارد که بدش می‌آید از تکرار تجربه‌های ناموفق گذشته. اما با این حال، پس از کسب موفقیت‌های تازه و اثبات توانایی‌هایش به اهالی سینما، باز مجبور می‌شود در فیلمی مثل «ازدواج غیابی» بازی کند.
خودش در مصاحبه‌ای گفته بود که اصلا دلش نمی‌خواسته در این فیلم بازی کند و رقمی را به تهیه کننده گفته که مطمئن بوده با آن موافقت نمی‌شود اما آنها حتی با بالاترین رقم هم موافقت کرده‌اند. حتما به خاطر دارید که فیلم «ازدواج غیابی» با این که در بهترین فصل اکران شد، اما نتوانست خواسته تهیه کنندگانش را برآورده سازد و فروش خوبی نکرد.

4- بیایید یک نمونه شاخص دیگر را با هم بررسی کنیم. در حال حاضر فیلم «هشت پا» با بازی ویشکا آسایش (سریال امام علی (ع)، مهتاب کرامتی (مرد بارانی، رستگاری در هشت و بیست دقیقه)، آتنه فقیه نصیری (سریال‌های خانه سبز و بیگانه‌ای در میان ما)، ماهایا پطروسیان (دیگه چه خبر؟ و گل من گلی)، محمدرضا فروتن (قرمز، اعتراض)، رضا داوودنژاد (سریال پشت کنکوری‌ها)، احمد نجفی (سگ‌کشی) و محمدرضا داوودنژاد (نیاز) در حال نمایش است.
کارگردانش علیرضا داوودنژاد، قبل از این «ملاقات با طوطی» را ساخته بود که در آن هم تعداد زیادی از بازیگران مطرح حضور داشتند (از جمله میترا حجاز و ایرج نوذری). «ملاقات با طوطی» فروش بسیار ضعیفی داشت و «هشت پا» هم در روزهای اولیه فروش اش، مثل یک فیلم معمولی عمل کرده که اگر این روند ادامه پیدا بکند از همین میزان فروش روزانه هم کاسته خواهد شد. به یک دلیل روشن: قصه‌اش برای مردم عادی جذاب نیست. حالا هر کس می‌خواهد در آن بازی کرده باشد، اگر تمام ستاره‌های سینما هم در فیلمی جمع بشوند، اگر آن فیلم قصه سرگرم کننده‌ای نداشته باشد، نمی‌تواند فروش خوبی بکند.

5- اما عکس قضیه هم گاهی صدق می‌کند. در فیلم «حکم» هم بازیگران مطرح زیادی حضور دارند. از عزت الله انتظامی و لیلا حاتمی و بهرام رادان و خسرو شکیبایی گرفته تا پولاد کیمیایی و جلال پیشواییان و سعید پیردوست. این وسط همه فکر می‌کنند که بازیگران معروف دسته اول نقش اصلی را دارند، ولی این طور نیست. نقش اصلی «حکم» را پولاد کیمیایی بازی می‌کند.
کارگردان و نویسنده این فیلم ثابت می‌کند که اگر نقش خوب نوشته شده باشد، آن وقت یک بازیگر معمولی هم می‌تواند در آن بدرخشد. بنابراین خیلی از کسانی که به تماشای «حکم» می‌روند، هم از قصه لذت می‌برند، هم از بازیگران محبوب‌شان و هم از فضاسازی و دیدن تصاویر عجیب و جالب. ولی قصه «هشت پا» از کجا شروع می‌شود؟ ویشکا آسایش از خواب بلند می‌شود و با صدای بلند فین فین می‌کند. سپس یکی از 3 زن در داخل اتومبیل سربه‌سر خانمی می‌گذارد که بعدا می‌فهمیم پلیس است.

6- خب این وسط تبلیغات هم خیلی نقش دارد. مثلا فیلمی چون «شمعی در باد» در شرایط عادی عمرا اگر می‌توانست اینقدر فروش بکند. یا چرا راه دور برویم؟ «بید مجنون» چرا اینقدر خوب وغیرمنتظره فروش کرد؟ مهمترین تلاش تهیه کننده‌ها در حال حاضر، جلب رضایت مسئولان تلویزیون است برای پخش تیزر. این تیزرها خیلی کمک می‌کنند به شناخته شدن یک فیلم و دعوت مردم به سالن‌ها. «آکواریوم» چند تا ویژگی را با هم داشت.
از یک طرف کارگردان و بازیگر قدیمی‌اش سروصدای زیادی به راه انداخت. از یک طرف امین حیایی و مهناز افشار، با حضورشان به فروش این فیلم کمک کردند و از همه مهمتر، خوش اقبالی سازندگان این فیلم بود که تلویزیون دم به ساعت تیزرهایش را پخش می‌کرد.
خیلی از مردم، واقعا نمی‌دانند که در سینماها چه فیلم‌هایی اکران است. اگر به پرده هم نگاه کنند، چند تا اسم می‌بینند و نمی‌دانند که این اسم‌ها معرف چه فیلم‌هایی هستند. برایشان در نگاه اول «شارلاتان» با «خیلی دور، خیلی نزدیک» تفاوت عمده‌ای ندارد. به همین دلیل نمی‌دانند که چی به چی است. در این میان تبلیغات تلویزیونی کمک زیادی به معرفی این فیلم‌ها می‌کند.
7-خیلی بامزه است که در کمتر از یک ماه مانده به شروع جشنواره فیلم فجر، بازار رقابت میان چند فیلم مهم اکران شده، داغ داغ است. بهمن فرمان آرا با تعدادی از بازیگران مطرح سینما فیلمش را پس از مدتی آماده کرد و نمایش داد.

«حکم» کیمیایی که مورد توجه محافل مطبوعاتی قرار گرفته، فروش خوبی داشته. «مکس» پس از چند سال از توقیف درآمده و خیلی خوب توانسته میان مردم جای پایش را باز کند. «آکواریوم» هنوز در چند سینما به فروش خوب خودش ادامه می‌دهد.
علیرضا داوودنژاد پس از شکست تجاری «ملاقات با طوطی» به فروش «هشت پا» چشم امید دارد. مهدی صباغ زاده «پیشنهاد پنجاه میلیونی» را روی پرده دارد و خلاصه همه این فیلم‌ها با بازیگران مطرح و طراز اول شان، به دنبال ارتباط بیشتر با تماشاگر هستند.
هیچ بعید نیست که بعضی از این فیلم‌ها تا پایان سال هم روی پرده بمانند اما مسئله این است که برگزاری 10 روزه جشنواره فیلم فجر، خیلی از حواس مردم را جلب خودش می‌کند و این نکته به احتمال فراوان، فروش همه فیلم‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

8-فروش خوب یک فیلم به همه این موارد بستگی دارد. در حال حاضر سینمای ایران به جلب هرچه بیشتر تماشاگر احتیاج دارد. دوام و اقتدار سینمای ما را حضور فعال مردم و تماشاگران تضمین می‌کنند و شاید به همین دلیل است که تهیه کنندگان علاقه زیادی به طرح‌ها و فیلمنامه‌های کمدی دارند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news51454.html