محمد علی شاه از جوانی، بسیار کم تشخیص و بیاطلاع بود. وی در ایام ولیعهدی که در تبریز بود شبی در زمستان از حسینعلی خان امیر نظام گروسی پیشکار و استاندار آذربایجان، باقلاپلو خواست.
امیر هم به ناظر خود دستور باقلاپلو داد، ولی چون دوره استبداد بود کسی جرات نکرد که بگوید در زمستان باقلای تازه در تبریز نیست. ناظر، تمهیدی به خاطرش رسید و آن این بود که به جای باقلای تازه مغز پسته که شبیه باقلا بود تهیه کرد و به کار برد و با این حیله توانست از خود رفع مسئولیت کند.
در سر سفره محمدعلی میرزا از غذا خیلی تعریف کرد و از امیر نظام پرسید: این باقلا از کجاست که اینقدر خوشمزه است؟
امیر به شوخی گفت: قربان پلوی باقلا و آشپز ناقلا دست به دست هم داده و این طور به نظر مبارک خوشمزه آمده است.
آنهایی که از ماجرا با خبر بودند، از این گفته امیرنظام به خنده افتادند. محمد علی میرزا هم با صدای بلند خندید، اما همچنان فکر میکرد که باقلا میخورد.
"خاطرههای تاریخی"
|