در این نمایش بازیگرانی چون مریلا زارعی، امین زندگانی، رضا فیاضی، افسر اسدی و... ایفای نقش کردهاند. "نمایش یک زن یک مرد" بهانه ای برای گفتوگو با آزیتاحاجیان است .
* تا چه اندازه به کارگیری حرکات فرم و موسیقی ما را به سمت و سوی تئاتر اروپایی نزدیک کرده و آیا این مسئله سبب به وجود آمدن مخاطب خاص در تئاتر نشده است؟
تئاتر عموما مخاطب خاص خود را دارد درهمه جای دنیا به همین گونه است. در ایران این اختلاف به طور فاحش به چشم میخورد که بعضی آنها ازطریق تلویزیون برنامههای خاص خودشان را تماشا میکنند و درنتیجه دلیلی برای هزینه کردن بلیت وت ماشای تئاتر ندارند و درمقابل تلویزیون هم انواع واقسام برنامه را با هر سطحی به بیننده نشان میدهند تماشاچی تئاتر باید ارتباط خاصی با تئاتر داشته باشد و باید به تاثیر تئاتر برمخاطب آگاه باشد و این به آن معنی نیست که موضوع وعنوان تئاتر را بفهمند بلکه باید به این که تئاتر یک برنامه زنده است که اتفاقا درآن حتما یک اندیشمندی وجود دارد تمایل داشته باشند. درکشور ما در حال حاضر تئاتر مخاطب خاص دارد اما من برای مخاطب خاص بلکه برای مخاطب عام تئاتر طراحی میکنم.
* عکس العمل بعضی افراد نسبت به این تئاترکه همراه با موسیقی وحرکت فرم است و همچنین بازی تعدادی دختر و پسر درکنار هم حکایت از یک شوی تلویزیونی غربی نیست؟
مسلما کسانی که این اعتقاد را دارند درجریان فرهنگی خودشان هرحرکتی را ممکن است رقص بدانند حتی رد شدن دختر و پسر کنارهم ممکن است تابویی برای این افراد باشد> اما برای من و قرن 21 این تابو شکسته شده است. چرا که در جمع هنری هیچ احساسی جز احساس خلاقیت هنری وجود ندارد.
* چگونه میتوان این دید را تغییر داد؟
قبل از میلاد مسیح فرهنگ چند خدایی بود. سوفوکل و هومر و ادیبان دیگری که درباره یونان باستان و روم نوشتهاند اشاره به فرهنگ چند خدایی داشته اند که این خدایان مرتب با هم در حال جر و بحث و عاشق شدن بودند یعنی جنبههای مذهبی و ذهنی آنها عملا دراماتیک بوده است که در نمایش نامه یک زن و یک مرد نیز به چشم میخورد، اما در کشور ما همیشه یک خدای واحد بوده که همه به او تکیه میکردند و به لحاظ مذهبی بودن جنبه دراماتیکی نداشته است تا اینکه جریان عاشورا پیش میآید و تعزیه شکل میگیرد.
آنجاست که تئاتر ما دوباره خودش را پیدا میکند. بنابراین فرهنگ اروپایی که ما نسبت به آن شناخت داریم بافرهنگ ایران ما که نهایتا دین زرتشت هم در آن بوده فرق میکند، اما ما همیشه یک خدا داشتیم که در ادیان دیگر در کشور یک اهورا و مزذا و یک اهریمن بودکه آنها هم هیچ جنبه دراماتیکی نداشته و مانمیتوانیم خودمان را با آنها مقایسه کنیم چون فرهنگ اروپا مختص خود آنها شد.
* تا چه اندازه فرهنگ غربی در تئاتر ما تاثیرگذار بوده است؟
ما از فرهنگ آنها استفاده نمیکنیم بلکه به نیازهای روحی خودمان پاسخ میدهیم. ما همه انسان هستیم و حرکت و هماهنگی با ریتم در ماهیت انسان است و ارتباطی به آمریکا و اروپا ندارد.
و دلیل استفاده من از فرم و موسیقی هم به این دلیل است که ما همه انسانیم و با موسیقی ارتباط داریم و با موسیقی روحمان متاثر میشود.
در همین رادیو و تلویزیون خودمان هم موسیقی اروپایی پخش میشود شاید کلام نداشته باشد اما اروپایی بودنش بارز است. تئاتر راهم مخاطب انتخاب میکند همان طور که تلویزیون و سینما را انتخاب میکند پس ما از فرهنگ اروپایی تقلید نمیکنیم.
* نمایش یک زن یک مرد چگونه است؟
یک زن یک مرد نوعی تعامل دل و عقل و جریان ازلی و ابدی و جهان شمول است. در هر جای کره خاکی که باشیم زمانی فکر میکنیم باید به حرف دل گوش دهیم و زمانی باید رهنمودهای عقلمان را بپذیریم این جریان در تئاتر یک زن و یک مرد جاری است.
*کار تئاتر را در ایران چطور ارزیابی میکنید؟
کار کردن تئاتر در مملکت ما مثل یک زایمان است مخصوصا این که بخواهی یک گروه 70 نفره را روی صحنه بیاوری.
|