به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه که روز گذشته برگزار شد خاکی، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و متن کیفرخواست را قرائت کرد، سپس پدر عبدالله به عنوان ولی دم پسرش برای متهم تقاضای قصاص کرد و در ادامه قاضی کوه کمرهای دادرس شعبه 74 دادگاه کیفری از محمد متهم پرونده خواست تا از خود دفاع کند.
محمد پس از حضور در جایگاه اتهام قتل را قبول کرد و گفت: 2 سال پیش به طور اتفاقی متوجه شدم همسرم با پسرعمهاش عبدالله رابطه دارد، ماجرا از آنجا شروع شد، که متوجه شدم همسرم به صورت تلفنی با شخصی غریبه صحبت میکند، اما چیزی نگفتم، فکر میکردم افکار شیطانی به سراغم آمده است. به زنم اطمینان داشتم. به همین خاطر پیگیر ماجرا نشدم، تا این که همسرم گفت: برای مادرش مشکلی پیش آمده و باید به روستا برود، من هم او را به خانه مادرش بردم و قرار شد یک هفته بعد بروم و او را بیاورم، اما 2 روز بعد به روستا رفتم، نمیدانم چرا، اما انگار نیرویی به من میگفت باید آنجا باشی، وقتی رسیدم غروب بود، مادر زنم گفت همسرم به اتفاق پسرعمهاش عبدالله به باغ رفتهاند، تحمل کردم، تا برگردد، سپس از او پرسیدم در باغ چه می کردید، گفت برای مادرم غوره جمع میکردم. چیزی نگفتم و باز هم از او خواستم تا به خانهمان برگردد او هم قبول کرد. بعد از یک هفته پدرزنم به خانه ما آمد، زن دایی من هم آن شب میهمان ما بود. پدرزنم که فکر میکرد او ترکی بلد نیست، شروع به ترکی حرف زدن کرد به همسرم اعتراض کرده بود که چرا با عبدالله تماس گرفته است. زن داییام آن موقع در مورد این مسئله چیزی به من نگفت، اما فردای آن روز یکی از دوستانم به سراغم آمد و گفت: عبدالله را دیدم که چند روز پیش با سنگ به پنجره خانه پدر زنت زد و همسرت بیرون آمد و با هم سوار موتور شدند و رفتند من برای این که فتنهای به پا نشود خانهام را عوض کردم. چند روز بعد همسرم گفت: پسرعمهاش میخواهد برای دیدن خانه جدیدمان نزد ما بیاید، باز هم برای حفظ زندگیام چیزی نگفتم. آن روز پنجشنبه بود وقتی به خانه آمدم دیدم عبدالله در منزل من است، با هم ناهار خوردیم. او گفت تصمیم دارد برود، من سر کار رفتم، شب که برگشتم دیدم او هنوز در خانه است. پرسیدم چرا نرفتی گفت نیمه شب میروم خانه آنها در تهران بود و ما در قزوین زندگی میکردیم. دیگر مطمئن شده بودم مسئلهای میان همسرم و او وجود دارد از طرفی زنم با سر و وضع مناسب مقابل عبدالله ظاهر نمیشد. در این میان عبدالله خوابید و بعد از شام بود که همسرم به من گفت: تو بخواب من عبدالله را بیدار میکنم که برود تا صبح نخوابیدم، خودم را به خواب زده بودم، صبح که شد، به همسرم گفتم چرا عبدالله نرفته، او گفت چون ساعت زنگ نزد من هم خواب ماندم، زنم دروغ میگفت او اصلا ساعت را کوک نکرده بود.عبدالله را بیدار کردم، اما از رختخوابش بلند نشد. گفتم از خانه من برو بیرون او هم جواب داد صبحانه میخورم و میروم، برای این که به یقین برسم آنها با هم رابطه دارند، از خانه خارج شدم، 20 دقیقه بعد دوباره برگشتم بچهها خواب بودند، دیدم ظاهر همسرم آشفته است. عبدالله هم در شرایط طبیعی نبود، ناگهان از شدت خشم کنترلم را از دست دادم میخواستم با چاقو آنها را بکشم که التماس کردند و من کمی آرام شدم عبدالله بلافاصله از خانه من بیرون رفت بعد همسرم را قسم دادم که آیا او با عبدالله رابطه داشته است زنم وقتی با اصرار من مواجه شد بالاخره به رابطه پنهانیاش اعتراف کرد. او سعی کرد مرا آرام کند و گفت همان رفتاری که عبدالله با من کرد، تو هم با همسر او بکن یا این که مرا طلاق بده تا عبدالله با من ازدواج کند، اما من قصد داشتم از عبدالله انتقام بگیرم برای همین به اتفاق همسرم تهران آمدیم، من در راه چاقویی تهیه کردم من به مقابل خانه عبدالله رفتم و در آنجا با او به مشاجره پرداختم و به وی گفتم همسرم را طلاق میدهم تا تو با او ازدواج کنی، اما عبدالله قبول نکرد و گفت: زنت به درد من نمیخورد میدانستم این جواب را میدهد، اما این موضوع را مطرح کردم تا همسرم مطمئن شود پسرعمهاش به او دروغ گفته است، زنم گفت عبدالله، محمد همه چیز را فهمیده او میداند چه اتفاقی افتاده است، من در این لحظه چاقو را بیرون آوردم عبدالله پا به فرار گذاشت، اما او را گرفتم و چندین ضربه به او و زنم زدم، اما فقط عبدالله جان باخت بعد هم منتظر شدم ماموران مرا دستگیر کنند. من در آن لحظه به مهدورالدم بودن عبدالله اعتقاد داشتم و برای همین کشتمش.
متهم ادامه داد: همسرم بعد از دستگیری من منکر حرفهایی که زده بود شد و گفت: این مسئله فقط سوءظن بوده است، اما دخترم بارها در دادگاه تاکید کرد که مادرش را در حال رابطه نامشروع دیده است.
گزارش خبرنگار ما حاکی است، محمد در جلسه قبلی محاکمه خود که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شده بود، از سوی 5 قاضی این شعبه مستحقق مجازات قصاص شناخته نشد و دادگاه او را تبرئه کرد، اما این حکم از سوی دیوانعالی کشور مورد تایید قرار نگرفت و پرونده با نقض رای به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد هم اکنون 5 قاضی شعبه 74 برای صدور رای وارد شور شدهاند.
|