محمود مشرف تهراني (م.آزاد) كه در يكي دو سال گذشته چند باري براي درمان در بيمارستان بستري شده بود، بهعلت پيشرفت بيماري سرطان روده، ساعت 11 ديروز (پنجشنبه 29 دي 84) در تهران درگذشت.
وي يکي از شاعران بلافاصله پس از نيما بود كه در شعرهايش رگههايي از شعر نيمايي جريان دارد.
م.آزاد آذرماه سال 1312 در تهران متولد شد، در دانشگاه ادبيات خواند و سرايش شعر را از دهه 30 آغاز کرد؛ اما در دهه 40 خوش درخشيد. برخلاف اين ذهنيت که او را بيشتر عاشقانهسرا ميدانند، بيشتر شعرهاي او داراي مضمونهاي اجتماعي پنهان، عصيان، اندوه و مبارزهاند.
وي نخستين مجموعه شعر خود را با عنوان "ديار شب" (با مقدمه احمد شاملو) در سال 1334 منتشر كرد.
مجموعههاي " قصيده بلند باد" (1348)، "آيينههاي تهيدست" (1347)، "بهارزايي آهو" (1348)، " با من طلوع كن"، (1355)، گزيدهاي از اشعار او"بايد عاشق شد و رفت" (1379) حاصل سالها شاعرياش است.
آزاد علاوه بر شعر و نقد آن، در زمينه ادبيات کودکان نيز آثاري خلق کرده است و از فعالترين نويسندگان ادبيات کودکان بود که کار در اين حوزه را با شکلگيري کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان آغاز کرد و نزديک به 50 عنوان کتاب و نوار کاست در اين زمينه از او منتشر شده است.
از کارهايش در زمينه ادبيات کودک و نوجوان، بازنويسي گزيدهاي از داستانهاي مثنوي، گزيده شعرهاي عاميانه کودکان، گردآوري لالاييهاي منظوم با عنوان مادرانهها و مهمترين کارش، بازنويسي کامل شاهنامه بهزباني ساده در دو بخش جداگانه براي کودکان و نوجوانان است كه مرگ به او مجال نداد كه پايان چاپ آنها را ببيند.
"پريشادخت شعر" (زندگي و شعر فروغ فرخزاد)، ترجمه شعرهاي "كارل سندبرگ"، ترجمه "طنزهاي وودي آلن"، "لي لي - ليلي حوضك"، "طوقي"، "عمو نوروز"، "كي از همه پرزورتره"، "بزبز قندي" و"خاله سوسكه كجا ميري؟" از آثار او در ترجمه و حوزه ادبيات كودك و نوجوان است.
بهتازگي همزمان با ششمين سالروز درگذشت بيژن جلالي _ شاعر معاصر _، جمعي از اهالي ادب با حضور در مراسم اهداي جايزه جلالي، از محمود مشرف تهراني (م. آزاد) بههمراه يدالله مفتون اميني تقدير كردند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، فرزند م. آزاد و همسر اين شاعر معاصر ديروز اظهار كردند كه كليه مراسم تدفين و سوگواري وي بهصورت خانوادگي و در جمع دوستان او برگزار خواهد شد.
پسر م. آزاد همچنين افزود: پدرم در سراسر عمر خويش به شركت و خودنمايي در مجامع مختلف علاقهاي نداشت و حال نيز لزومي ندارد كه مراسمي غير از آنچه كه وي ميپسنديد، برگزار شود.
پيكر م.آزاد به سردخانه بهشت زهرا (س) منتقل شده تا روز شنبه با حضور دوستان و اهل ادبيات، از مقابل منزلش تشييع شود و سپس بهخاك سپرده شود.
محمد شمس لنگرودي - شاعر و پژوهشگر - درباره شاخصههاي شعري آزاد، با اشاره به نخستين اثر اين شاعر با عنوان "ديار شب"، به خبرنگار ايسنا گفت: اين كتاب را آزاد در سال 1334 نگاشت كه احمد شاملو هم بر آن مقدمهاي نوشته و در آن هشدار داده بود كه اينقدر در فكر فرم بودن آزاد خوب نيست، بهتر است قدري هم در فكر محتوا باشد.
وي افزود: در واقع شاملو علاقه م.آزاد را به فرم ديده بود و به همين دليل هشدار ميداد؛ ولي او علاقه به فرم را ادامه داد؛ تا در دهه 40 از بهترين شاعران فرماليست ايران شد و بهترين شعرهايش را در اين دهه سرود.
لنگرودي با اعتقاد بر اينكه آزاد بين تفكر و شعرش دچار دوگانگي بود، تصريح كرد: او در شعرهايش بيش از هر چيز به فرم بها ميداد. آزاد با آنكه در شعرهايش براي محتواي سياسي ارزش قايل نبود، اما از ديگران انتقاد ميكرد كه چرا در شعرهايتان به محتواي سياسي بها نميدهيد. درمجموع، شعرهاي آزاد، شعرهايي اجتماعي و سياسي است كه اين دوگانگي مانع پيشرفتش شد.
شمس لنگرودي يكي از ويژگيهاي بارز م.آزاد را تلاش او در شناساندن فرم در شعر دانست و متذكر شد: اگر بخواهيم جايگاه آزاد را در يك كلام در شعر فارسي بيان كنيم، بايد گفت كه او از بهترين شاعران فرماليست ايران بود.
در يك ذهنيت موزون و منعطف نيمايي، به زبان خاص خود در شعر دست يافت
كاميار عابدي - منتقد ادبي - نيز با تقسيم بندي شعر آزاد از لحاظ محتوايي به دو بخش طبيعتگرا و نقد اجتماعي، در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، اظهار داشت: اين دو موضوع در سير شعرهاي آزاد از دهه 30 تا 60 ديده ميشود. او در يك ذهنيت موزون و منعطف نيمايي به زبان خاص خود در شعر دست يافت و همچنان به اين فضا وفادار ماند.
وي افزود: در بعضي از شعرهاي آزاد اصالت شاعرانه اوج ميگيرد كه به دهه 50 مربوط بود و در بعضيها با جنبههاي سخنوري درهم ميآميزد.
عابدي با اشاره به فعاليت آزاد در زمينه ادبيات كودك ونوجوان و ترجمه، عنوان كرد: او به دليل اينكه در حوزه نقد ادبي هم فعاليت داشت، طريقه سختگيرانهاي را در شعر داشت. آزاد معتقد بود كه اگر از هر شاعري شش يا هفت قطعه شعر كامل هم بماند، كفايت ميكند و پرگويي در شعر لازم نيست.
سرچشمه زلال زبان م. آزاد از نيما يوشيج جوشيده بود
احمد فريدمند - شاعر - نيز معتقد است: ضمن گرايش به طبيعت و پيوند آن با خلقيات انساني، يك نوع بيقراري و روشنزدگي در كارهاي م. آزاد ديده ميشود و شعرهايش بعضا اعتراضات اجتماعي - انساني و كمتر سياسي را نشان ميدهند.
وي افزود: نوعي زوالگرايي نوستالژيك كه مشخصه مشرب رمانتيسيزم است، ذهن م. آزاد را آبياري ميكرد.
فريدمند درباره نوع زبان اين شاعر، اظهار داشت: سرچشمه زلال زبان م. آزاد از نيما يوشيج جوشيده است. وزن نيمايي پرقدرت و به شكل ساختاري نسبتا محكم در كارهاي اين شاعر، نشسته است و سمبل و استعاره نيز با همان رويكرد نيما، البته كمي هيجانيتر، شعرهاي او را رنگ آميزي ميكند.
سراينده ”به اين شكل” (مجموعه شعر برگزيده جشن فرهنگ فارس) در ادامه تصريح كرد: لحن غنايي بيشتر شعرهايش، نشان از همان سمبليسم پرشور دارد؛ اما متاسفانه م. آزاد از پيانسيل لازم جهت رسيدن به زمان اكنون مثل بسياري جا ماند.
فريدمند گفت: م .آزاد در گروه همسالان خود با بعضي از آنها تاثير متقابل دارد؛ فروغ فرخزاد، سهراب سپهري و منصور اوجي و در مدت زمان كوتاه، تاثيرهاي فريدونهاي توللي و مشيري نيز بر كارهاي او، قابل ذكر است. با اين همه، زبان او، زباني نرم، راحت و قابل قبول است و در شعر، جايي ماندگار دارد.
تاثير م. آزاد بر شعر معاصر، به اندازه ميزان حضور او مشخص و معلوم نيست
اما مرتضي كاخي - منتقد و پژوهشگر - درباره شعر م. آزاد گفت: شعرش را خواندهام و با آن آشنايي دارم و به حضور و كوشش او در شعر معاصر فارسي، آگاهياش نسبت به نقد ادبي و اطلاع مبسوطش از جريانات معاصر شعري آگاهم. در كتابي هم كه سالها پيش با نام ”روشنتر از خاموشي” منتشر كردم، چند نمونه از شعرها و نظريات او را درباره شعر، منعكس كردم.
وي با بيان اينكه م. آزاد را شاعر صاحب سبك بزرگي نميداند، عنوان كرد: تاثير م. آزاد بر شعر معاصر، به اندازه ميزان حضور او مشخص و معلوم نيست.
كاخي گفت: او بيشتر جزو شاعران نيمايي و متمايل به شعر كلاسيك است. درواقع، شاعري مضمونگر است و بيشتر به طيف نيما، اخوان و فروغ متكي و متمايل است.
وي درباره مفاهيم مطرح شده در شعر اين شاعر معاصر نيز گفت: در شعر او مفاهيم غزلي و اندكي مفاهيم اجتماعي ديده ميشود.
آزاد به انزاواي عجيبي گرفتار شده بود
حافظ موسوي - شاعر - هم در گفتوگو با ايسنا آزاد را يكي از شاعران برجسته اواخر دهه 30 و40 دانست و تصريح كرد: او با لحني ويژه شعر را به سمتهايي برد كه اوج و كمال آن در شعر فروغ فرخزاد به ثمر نشست.
به گمان وي از ويژگيهاي م.آزاد، نوع بهرهگيري بود كه او از يكي از شاخههاي شعر نيمايي، يعني در شعر آزاد داشت. در اين شعرهاي آزاد با نوعي هراس و اضطراب انسان مدرن مواجه هستيم؛ هراس از ناشناختهها، بيهويتيها، گير كردن در برزخي كه ميخواهد نه به سنت ربطي داشته باشد و نه از مجابكنندگي دنياي مدرن برخوردار باشد.
موسوي افزود: در همان سالها، شعر آزاد بهطور وسيعي در ميان شعرخوانها و جامعه ادبي رواج يافت. خيلي از منتقدان نامدار همان روزگار از آزاد بهعنوان چهرهاي متفاوت و اميدي براي جانشيني شاعران بزرگ نسلهاي قبلي ياد كردند.
وي از ويژگيهاي كار آزاد را آشنايياش با ادبيات غرب دانست و تصريح كرد: او در عين اينكه ادبيات غرب را ميشناخت، با ادبيات ايران هم آشنايي خوبي داشت و با پشتوانهاي ادبي و فرهنگي مطمئن مسير خود را پي ميگرفت.
اين شاعر معاصر با اشاره به انزواي آزاد در دو سه دهه گذشته، گفت: آزاد به انزاوايي عجيبي گرفتار شد؛ انزوايي كه از يك سو شرايط اجتماعي و سياسي جديد بر شاعران و همه هنرمندان تحميل ميكرد و از سويي ديگر، در خود آزاد انگيزههايي وجود داشت كه تسليم شدن به انزوا را براي او توجيه ميكرد.
موسوي با ياد آوري اينكه آزاد بيترديد يكي از شاعران بزرگ روزگار ما بود، اضافه كرد: او گرچه در تنگدستي و فراموششدگي در اين سالهاي اخير روزگار گذراند، اما دست كم براي كساني كه او را با آثارش از گذشتههاي دور ميشناختند، با همان هيبت و شكوه و وارستگي و مناعت طبع كه برخوردار بود، باقي ماند.
وي گفت: با آن كه در 2 دهه اخير در عرصه ادبيات حضور نداشت، با اينحال نسبت به ادبيات و بهخصوص شعر و همچنين نسبت به جامعهاي كه در آن زندگي ميكرد، حساسيت نشان ميداد.
|